تبلیغات
Fars Vatan

Fars Vatan

Q33NY مقاله ای کامل در مورد نحوه ی اوج گیری فراماسونری
همان گونه که دیدیم، منشاء فراماسونری به زمان مصر باستان و فراعنه باز می گردد. سؤالی که مطرح می شود این است که چگونه این تعالیم به آمریکا و اروپای این دوران راه پیدا کرد و چگونه اوج گرفت؟

ادامه مطلب

نظرات() 

استفاده از سلاح های کشتار جمعی اعم از «شیمیایی، میکروبی و هسته ای» عکس العمل جوامع بشری را برانگیخته است به طوری که سازمان ملل متحد، سازمان کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی را تشکیل داده و بسیاری از قدرت های بزرگ همچنان به انباشت و تولید این سلاح ها ادامه داده اند و اینکه بسیاری از قدرت های بزرگ نظیر ایالات متحده و اسرائیل تاکنون عضویت در کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی را نپذیرفته اند.(فروتن،۱۳۸۲: ۳) در حالی که این قدرت ها خود را بزرگترین حامیان دموکراسی و حقوق بشر می دانند.

EXrozblog.comEX

استفاده از سلاح های کشتار جمعی اعم از «شیمیایی، میکروبی و هسته ای» عکس العمل جوامع بشری را برانگیخته است به طوری که سازمان ملل متحد، سازمان کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی را تشکیل داده و بسیاری از قدرت های بزرگ همچنان به انباشت و تولید این سلاح ها ادامه داده اند و اینکه بسیاری از قدرت های بزرگ نظیر ایالات متحده و اسرائیل تاکنون عضویت در کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی را نپذیرفته اند.(فروتن،۱۳۸۲: ۳) در حالی که این قدرت ها خود را بزرگترین حامیان دموکراسی و حقوق بشر می دانند.

alalam 634905742072666272 مقاله ای کامل در مورد سلاح های شیمیایی

● مقدمه:

استفاده از سلاح های کشتار جمعی اعم از «شیمیایی، میکروبی و هسته ای» عکس العمل جوامع بشری را برانگیخته است به طوری که سازمان ملل متحد، سازمان کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی را تشکیل داده و بسیاری از قدرت های بزرگ همچنان به انباشت و تولید این سلاح ها ادامه داده اند و اینکه بسیاری از قدرت های بزرگ نظیر ایالات متحده و اسرائیل تاکنون عضویت در کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی را نپذیرفته اند.(فروتن،۱۳۸۲: ۳) در حالی که این قدرت ها خود را بزرگترین حامیان دموکراسی و حقوق بشر می دانند.

بدون تردید جنگ شیمیایی عراق علیه ایران یکی از صفحات تاریک و سیاه گذشته نه چندان دور تاریخ بشری است. رها ساختن سلاح های میکروبی و شیمیایی در جنگ شاید گواهی بر برتری تسلیحاتی باشد که بر محدودیتهای جغرافیایی غلبه دارد (برادن و شلی، ۱۳۸۳: ۲۲۳) اما این برتری چیزی جزء یک جنایت هولناک نیست. اجرای تبعیض آمیز کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی نکته ای است که جای بحث و جدل دارد و اینکه خلاء موجود در کنوانسیون چیست؟ مگر پروتکل ۱۹۲۵ ژنو از سوی عراق نقض و منجر به بکارگیری سلاح های شیمیایی علیه ایران و کردهای (حلبچه) خود آن کشور نیز شد و سر انجام وجود شواهد متقن دال بر اینکه عراق مواد لازم جهت تولید تسلیحات شیمیایی را از صنایع شیمیایی جهان کسب کرده است.(غریب آبادی، ۱۳۸۱: ۱۲۴) کدام سازمان، کشور و کنوانسیونی مسئول جنایات صورت گرفته علیه ایران است؟ چه ضمانت اجرایی وجود دارد که این سلاح ها بار دیگر در این کشور ویا در نقطه دیگری از کره خاکی بکار گرفته نشود؟ در این مقاله سعی بر این است تا به این سئوالات نیز پاسخ داده شود.

۱) تاریخچه جنگ های شیمیایی:

استفاده از عوامل سمی و شیمیایی هزاران سال پیش در طول جنگ های باستان موسوم بوده و از ظروفی که محتوی قیر بوده جهت ایجاد دود و آتش و خفه کردن سربازان دشمن استفاده می شد.(قانعی، ۱۳۸۲: ۲) نیروهای مسلح برخی از کشورها در طول تاریخ از مواد شیمیایی و سمی به عنوان ابزار جنگ استفاده کرده اند اما در دوران باستان نیز کاربرد سلاح های سمی در جنگ محکوم بود ولی تلاش های قطعی برای ممنوعیت بکارگیری آنها مدتها بعد شروع شد.(غریب آبادی، ۱۳۸۱: ۹۹) به طور کلی جنگ شیمیایی با جنگ جهانی اول در اوایل قرن بیستم آغاز شد و با جنگ شیمیایی عراق علیه ایران در اواخر قرن بیستم به پایان رسید. در اگوست ۱۹۱۴ میلادی فرانسوی ها گازهای اشک آور مختلفی را استفاده نمودند و در ژانویه ۱۹۱۵ آلمانی ها در لهستان علیه روس ها از گاز کلر استفاده نمودند که بی نتیجه بود. (فروتن، ۱۳۸۲: ۱۹) با ورود عامل خردل در صحنه جنگ که ایجاد آلودگی پایدار در محیط می نمود جنگ شیمیایی وارد مرحله تازه ای شد. در جولای ۱۹۱۷ م آلمانی ها نخستین بار از گاز خردل در ایپر بلژیک علیه متفقین استفاده کردند. در همین سال ترکیبات آرسنیک نیز در تدریجا وارد میدان جنگ شد. سال ۱۹۱۸م انگلیس و فرانسه نیز توپخانه شیمیایی خردل را آماده نموده و مورد استفاده قرار دادند تا آنکه سرانجام در سال ۱۹۱۸ جنگ جهانی اول خاتمه یافت.( فروتن، ۱۳۸۲: ۲۰ ) در نتیجه در این مرحله از زمان تلفات گازهای شیمیایی و آسیب غیر نظامیان روی شهرها و روستاها بیانگر این فاجعه بود به طور خلاصه در طول جنگ جهانی اول ۱۲۵۰۰۰۰تن ماده سمی مصرف شد که این سموم شامل ۲۲ نوع عامل شیمیایی بودند و علاوه بر آن ۱۷ نوع عامل شیمیایی دیگر نیز تا خاتمه جنگ مطالعه و یا در جنگ استفاده و آماده گردید و جنگ شیمیایی در مجموع منجر به مصدوم شدن ۱۲۰۰۰۰۰ نفر و کشته شدن ۱۰۰۰۰۰ نفر گردید. (فروتن، ۱۳۸۲: ۲۲) از سال ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۹ م وضعیت ویژه ای در جهان حاکم بود، تحقیق و تولید عوامل شیمیایی و بیولوژیک همچنان ادامه یافت و انبارهای بزرگی از سموم محتلف جنگی در برخی از کشورها ذخیره شد. ارتش های دنیا نواقص حفاظتی خود را اصلاح نموده و همه آماده یک جنگ شیمیایی بودند، آلمانی ها نیز موفقیت های جدیدی در این زمینه بدست آوردند و آن عبارت از دستیابی به گازهای اعصاب در آستانه جنگ جهانی دوم بود، قدرت های بزرگ خود را برای یک جنگ شیمیایی آماده می کردند ولی هرگز از این سلاح ها استفاده نکردند.(غریب آبادی، ۱۳۸۱: ۱۰۱)

علی رغم اینکه گازهای اعصاب تا خاتمه جنگ تنها در اختیار ارتش آلمان بود ولی ترس از این که سایر کشورها نیز ممکن است این گازها را داشته باشند و هراس از مقابله به مثل مانع از استفاده گازهای اعصاب توسط ارتش آلمان شد. (فروتن، ۱۳۸۲: ۲۳) در طول دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰م نسل جدیدی از عوامل عصبی به نام عاملV توسعه یافته و تولید شد. این عامل نسبت به عوامل قبلی پایدارتر بوده و ده برابر سمی تر از عامل سارین بودند.(غریب آبادی، ۱۳۸۱: ۱۰۲) از جمله امکاناتی که در جنگ جهانی دوم جهت پخش عوامل شیمیایی در نظر گرفته شد، استفاده از هواپیما بود. لذا در میان تسلیحات شیمیایی بمب ها خصوصا خردل جایگاه ویژه ای داشت و به میزان فراوانی تولید شد. حادثه بندرگاه باری تنها حادثه شیمیایی مهم جنگ جهانی دوم بود که آمریکائیها با گاز خردل ساخت آمریکا کشته و مصدوم شدند.( فروتن، ۱۳۸۲: ۲۳)

در حال حاضر چنین به نظر می رسد که سلاح های شیمیایی در مقایسه با سلاح های بیولوژیک دارای تهدیدی عظیم تر و وسیع تری می باشند گرچه بسیاری از مفسران اساسا سلاح های بیولوژیک را به دلیل امکان ایجاد تلفات عظیم تهدید برانگیزتر می دانند، بر خلاف سلاح های هسته ای که کاربرد واقعی آنها محدود به نمونه هیروشیما و ناکازاکی می باشد، سلاح های شیمیایی در همین اواخر به کار رفته است. در دهه ۱۹۶۰مصر ظاهرا از سلاح گاز در مقابل قبیله های یمنی استفاده کرد. (گوردون ، ۱۹۹۱: ۲۲) در سال ۱۹۶۷ شایعاتی مبنی بر تصرف مواد مخصوص سلاحهای شیمیایی مصری به دست اسرائیل در صحرای سینا وجود داشت که به هرصورت بکار گرفته نشد. ( کمپ و هارکاوی، ۱۳۸۳: ۴۲۶) شوروی متهم به کاربرد مواد سمی باران زرد در افغانستان شد همانگونه که متحدان وی در جنگ طولانی ویتنام در لائوس استفاده کردند. (کمپ و هارکاوی، ۱۳۸۳: ۴۲۷) به نظر می رسد که لیبی در چندین مورد از سلاح های شیمیایی پرتابی از هواپیما در طول جنگ این کشور علیه چاد در سال ۱۹۸۶تا ۱۹۸۸ استفاده کرده است. این کشور با دولت سودان متحد آن یا هر دو بنا به قولی چنین سلاح هایی را در مقابله با شورشیان ضد حکومتی و غیر اسلامی در جنوب سودان در سال ۱۹۸۸ مورد استفاده قرار داده اند.(براک ، ۱۹۷۰: ۴۷۰)

از سال ۱۹۸۰م عراق در جنگ علیه ایران شروع به استفاده از گازهای سمی نمود. اطلاعات وسیعی در مورد وجود انبارهای مهمات سلاح های شیمیایی در عراق وجود دارد بهره گیری عراق از چنین تسلیحاتی در طول جنگ علیه ایران به خوبی اثبات شده است آن هم با شواهد و اسنادی از تهران مبنی بر اینکه با کاربرد این سلاح ها حدود پنجاه هزار سرباز ایرانی کشته و زخمی و یا چهره آنها دچار آسیب دیدگی شده اند و از طرف دیگر کشتار فجیع کردها در منطقه حلبچه نیز نشان دیگری در این باره است. به نظر می رسد قابلیت های سلاح شیمیایی عراق به شکل موفقیت آمیزی در پایان جنگ منتقل شده و دست نخورده باقی مانده است و منبع دیگری اشاره می کند که عراق حداقل ۱۹۱ کلاهک موشک های بیولوژیکی و بمب های هوایی را گرد آوری کرده و ۱۷ تن عامل های نابود کننده رشد مورد استفاده قرار گرفته تا عامل های بیولوژیکی شامل سلاح های سیاه زخم و بوتولینوم و آنتروویروس را تولید نماید. (کمپ و هارکاوی، ۱۳۸۳: ۴۲۹) حملات شیمیایی عراق علیه ایران به ۱۱ عملیات مهم مربوط می شود که عبارتند از:

۱) حملات شیمیایی تا قبل از عملیات خیبر که ۲۵ مورد در آن حمله شیمیایی اتفاق افتاد.
۲) حملات شیمیایی در عملیات خیبر.
۳) حملات شیمیایی در عملیات بدر.
۴) حملات شیمیایی در عملیات فاو.
۵) حملات شیمیایی در عملیات کربلای ۴و۵.
۶) حملات شیمیایی در عملیات کربلای ۸.
۷) حمله شیمیایی در سردشت.
۸) حملات شیمیایی در عملیات والفجر۱۰ و حادثه حلبچه.

۲) نقش سازمان ملل و قدرت های بزرگ در منع کاربرد سلاح های شیمیایی:

معاهدات و اسناد بین المللی در خصوص ممنوعیت استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ فراوان است. از جمله مهم ترین سندی که در این زمینه وجود دارد و معتبر است، پروتکل مورخ ۱۷ ژوئن ۱۹۲۵ ژنو، تحت عنوان «پروتکل ممنوعیت استفاده از گازهای خفه کننده و مسموم و یا دیگر گازها و مواد میکروبی» در جنگ است.(آقایی، ۱۳۸۲: ۳۰۰) در این پروتکل که بیش از ۱۴۰ کشور جهان از جمله عراق و ایران که در نهم تیر ماه ۱۳۰۸ به این کنوانسیون ملحق شده اند (هدایتی، ۱۳۴۵: ۴۷) به کارگیری سلاح های شیمیایی در جنگ ها بدون قید و شرط ممنوع اعلام شده است. علاوه بر این پروتکل موازین دیگر بین المللی نیز در این باب وجود دارد، از جمله: اعلامیه بروکسل ۱۸۷۴، اعلامیه های کنفرانس های صلح لاهه (مورخ ۱۸۹۹و۱۹۰۷م) ماده ۵ عهدنامه واشنگتن ۱۹۲۲، ماده ۱۶ اساس نامه دادگاه نونبرگ ۱۹۴۶ که جنایات جنگی را تعریف می کند و به ممنوعیت استفاده از سم و سلاحهای سمی اشاره کرده است.(آقایی، ۱۳۸۲: ۳۰۰) بعد از جنگ جهانی دوم، ممنوعیت کاربرد سلاح های شیمیایی در دستور کار سازمان ملل متحد قرار گرفت. از سال ۱۹۶۱ که کمیسیون خلع سلاح سازمان ملل متحد تشکیل شد، مسئله تحریم تسلیحات شیمیایی نیز تحت بررسی و تدقیق کمیسیون قرار داشت. تلاش های کمیسیون، سرانجام منجر به انعقاد کنوانسیون ۱۹۷۲، شد. عراق در ۱۱ مه ۱۹۷۲ این کنوانسیون را امضاء کرد و ایران نیز در ۸ اوت ۱۹۷۳ به آن ملحق گردید.مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز تقریبا هر سال مسئله ممنوعیت استفاده از سلاح های شیمیایی را در دستور کار خود داشته است و خواهان الحاق کشورها به پروتکل ۱۹۲۵ و رعایت پروتکل مذکور شده، استفاده از سلاح های شیمیایی را ناقص حقوق بین الملل دانسته است.
بر همین اساس بود که جمهوری اسلامی ایران که با وجود همه موازین و مقررات بین المللی مورد حملات شیمیایی قرار گرفته بود موضوع را به دبیر کل گزارش داد. در ضمن، بیانیه هایی که از طرف شورای امنیت در خصوص شکایت ایران از عراق به خاطر کاربرد سلاح های شیمیایی در جنگ صادر گردید که عبارت بودند از:

۱) بیانیه ۳۰ مارس ۱۹۸۴.
۲) بیانیه ۲۵ آوریل ۱۹۸۵.
۳) بیانیه ۲۱ مارس ۱۹۸۶.
۴) بیانیه ۱۴ مه ۱۹۸۷.

انتظار بر این بود که شورای امنیت و قدرت های بزرگ با صدور یک قطعنامه مستقل، ترتیبات عملی و موثری را برای مجازات عراق و توقف کاربرد سلاح های شیمیایی معمول می داشت. ارتباط دادن مسئله جنگ با کاربرد سلاح های شیمیایی ، قصور دیگری از جانب شورا در قبال وظایف اساسی اش می باشد و با توجه به تایید صریح کاربرد سلاح های شیمیایی علیه غیر نظامیان، ضروری بود شورای امنیت توجه ویِژه ای به این امر می نمود. همچنین لازم است اقدامات عملی در تحریم صدور مواد قابل استفاده در ساخت سلاح های شیمیایی به عراق، از جانب کلیه کشورها علل الخصوص قدرت های بزرگ به عمل آید. ( کیهان، ۱۳۶۶: ۷) این بیانیه ها با وجود آنکه متناسب با اهمیت فاجعه نبود لیکن عکس العمل جهانی قوی و مناسبی را به نفع ایران برانگیخت و کشورها و سازمان های بسیاری، عراق را به خاطر کاربرد مجدد سلاح های شیمیایی محکوم ساختند.( جمهوری اسلامی، ۱۳۶۶: ۷) اما با تمامی مسائل بیان شده در نهایت تاسف هیچگونه اقدام عملی از سوی شورای امنیت سازمان ملل و قدرتهای بزرگ صادر نشد و حتی منعی هم از فرستادن مواد لازم جهت ساخت سلاح های شیمیایی به عراق صورت نپذیرفت.

۳) تروریسم و سلاح های کشتار جمعی در قرن ۲۱:

از دیدگاه آمریکائیها در زمان جنگ خلیج فارس شواهد و مدارک و اسنادی غیر قابل انکار بدست آمد که نشان می داد اهداف عراق محدود به سلاح های شیمیایی که از آنها علیه ایران و مردم خود استفاده کرده بود نمی شد بلکه شامل دستیابی به سلاح های هسته ای و بیولوژیکی نیز می گردید. اما نکته حائز اهمیت این است که قدرتهای بزرگ و سازمان های بین المللی که نتوانسته و یا نخواسته بودند که حملات شیمیایی عراق علیه ایران را متوقف سازند. پس از وقایع ۱۱ سپتامبر توجه خاصی به منع و خلع سلاح های شیمیایی پیدا کرده اند. با توجه به تبدیل شدن تروریسم و سلاح های کشتار جمعی به ابزار اصلی تهدید توسط دول توسعه نیافته مخالف ایالات متحده، مبارزه با این پدیده اهمیت تازه ای یافته است. از این رو آمریکا هدف اصلی خود را مبارزه با سلاح های کشتار جمعی از نظر اولویت در سطح مبارزه با ترورریسم قرار داد.(طارمی،۱۳۸۲: ۹۰) به نظر می رسد هراس از این موضوع که احتمال دارد گروههای تروریستی مخالف قدرت های بزرگ نیز به این سلاح ها دست یافته باشند و علیه خودشان بهره ببرند باعث این امر شده است.
زیرا تروریسم هزاره سوم بیش از دوران قبل یک تروریسم تکنولوژیک است این دشمن تازه یک دشمن پنهان است که نه نام یک کشور را به دوش می کشد و نه آدرس معینی دارد به این ترتیب فاقد جا و مکان است، پنهان عمل می کند و فاقد یک پایگاه فزیکی مشخص است.از منظر دکترین بوش یکی از وجوه اشتراک مهم میان دولت های حامی تروریسم و گروههای تروریستی تمایل آنها به دستیازی به سلاح های کشتار جمعی برای دفاع از خود در برابر تهاجم احتمالی قدرت های بزرگ و بکارگیری آن به عنوان ابزاری برای حمله به آمریکاست. از منظر دکترین بوش بزرگترین خطری که اکنون امنیت آمریکا را تهدید می کند افتادن سلاح های کشتار جمعی به دست دولت های حامی تروریسم یا گروههای تروریست است. (طارمی، ۱۳۸۲: ۹۵) نکته دیگر حائز اهمیت که ایالات متحده به دنبال آن است، آینده سیستم های دفاعی آمریکا است که در منطقه (خاورمیانه بزرگ) ممکن است مانع استفاده یک کشور منطقه از جنگ افزار های کشتار جمعی علیه دیگری شود. (کمپ و هارکاوی، ۱۳۸۳: ۲۴۷) و به همین دلیل ایالات متحده خود را ملزم به جلوگیری از اشاعه سلاح های کشتار جمعی می داند تا مانع از آن گردد که دولت های سرکش و تروریست ها بتوانند مواد، تکنولوژی ها و تخصص های لازم را برای تولید سلاح های کشتار جمعی کسب نمایند.

۴) جمع بندی و نتیجه گیری:

مسلما نقش سازمان ملل و قدرت های بزرگ در خلع و منع سلاح های شیمیایی بیش از سایر کشورها و سازمانها است. ترسیم سناریوهای روابط میان ایران و عراق و قرار دادن آن در محیطی جغرافیایی، مسئله ساده ای نیست و در حوصله این مقاله نیز نمی گنجد ولی اگر در این سناریوها جنگی نیز میان دولت های ایران وعراق صورت پذیرد. به نظر می رسد چنین جنگی دارای خصوصیات مشابه جنگ فرسایشی و بی وقفه ای همراه با جبهه های نسبتا با ثبات و نه چندان متفاوت با مرزهای فعلی خواهد بود.( کمپ و هارکاوی، ۱۳۸۳: ۴۴۱) همانگونه که شواهد نشان داده است ایران هیچ گونه سلاح مهم شیمیایی یا سیستم پرتاب آن را در زمان جنگ در اختیار نداشته و بنابراین قادر نبوده مانع کاربرد چنین سلاحی، از سوی عراق شود. ( توماس، ۱۹۹۳: ۸) به نظر می رسد با توجه به تغییر ژئوپلیتیک عراق و تحولات بوجود آمده و با توجه به فعالیت شدید ایران در جهت دستیابی به قابلیت های مضاعف، امکان دارد تحول قابل ملاحظه ای در زمینه موازنه نظامی میان دو کشور بوجود آمده باشد. (کمپ و هارکاوی، ۱۳۸۳: ۴۴۲)
اضافه بر این، بر خلاف وضعیتی که در طول جنگ ادامه داشت. مساعدت قدرت های بزرگ علی الخصوص ایالات متحده به عراق به اشکال مختلف بصورت شناسایی ماهواره ای، فروش تسلیحات و مواد لازم جهت تولید سلاح های شیمیایی بعد از جنگ خلیج فارس دیگر وجود ندارد. آن کمک ها در آن زمان برای عراق بسیار حائز اهمیت بود زیرا امکان آگاهی پیشاپیش را پیدا می نمود و این قبیل حمایت ها باعث شد عراق با سلاح های شیمیایی و میکروبی دست به اقدامات تجاوز کارانه بزند و جالب اینکه قدرت های بزرگ و سازمان ملل سکوت اختیار کردند زیرا این جنایات با منافع این قدرت ها منافات نداشت ولی زمانی که این منافع تهدید شود با نام حقوق بشر و تروریسم به شدت ایستادگی کرده و از تمامی حمایت ها نیز بهره می برند

سلاح های شیمیایی در جنگ جهانی اول

با آغاز قرن بیستم و توسعه روز افزون دانش شیمی، زنگ خطر به کارگیری احتمالی و گسترده مواد شیمیایی در جنگ ها برای دولتمردان اروپایی به صدا درآمد و آنها را واداشت که طی قراردادی به کارگیری این مواد را ممنوع کنند. کنوانسیون ۱۹۰۷ لاهه به تصویب بیشتر کشورهای اروپایی رسید. با این حال برخلاف قرارداد منع کاربرد سلاح شیمیایی، این جنگ افزار مخوف در مقیاس گسترده ای طی جنگ جهانی اول به کار گرفته شد.
جنگ شیمیایی نخستین بار، زمانی که آلمانی ها در اکتبر ۱۹۱۴ در نوشاپل گلوله های حاوی گاز اشک آور به سوی فرانسوی ها پرتاب کردند، آغاز شد. با وجود پراکندگی سربازان و محدود بودن شمار گلوله ها، این تاکتیک چندان کارساز نبود و حتی فرانسوی ها متوجه کاربرد آن نشدند. با این حال آلمانی ها دست از تلاش برنداشته و گاز کلر را نیز نخستین بار در ۲۲ آوریل ۱۹۱۵ در «یپرس» (Ypres) بلژیک علیه سربازان مستعمراتی فرانسه و پیاده نظام کانادایی که هیچ ماسکی برای حفاظت از خود نداشتند به کار بردند.
علاوه بر این آلمانی ها به سرعت به فسژن و خردل روی آورده و آنها را در جبهه آزمودند.(۱) عامل تاول زای خردل گوگردی به وسیله آلمانی ها در ۱۹۱۷ و در نزدیکی دهکده یپرس بر ضد سربازان فرانسوی به کار گرفته شد و به همین دلیل فرانسویان نام ایپریت (Yperite) را نیز به عامل خردل دادند. همچنین خردل با نام دیگری به نام صلیب زرد (Yellow Cross) نیز شناخته شده بود چرا که برای مشخص کردن مخازن حاوی آن علامت صلیب زرد به کار می رفته است.(۲)
به طور کلی در جنگ جهانی اول حدود ۱۲۵۰۰۰ تن عوامل سمی مشتمل بر ۴۵ نوع عامل شیمیایی مختلف به کار رفت که در بین آنها ۱۸ عامل کشنده و ۲۷ عامل تحریک کننده بود. از میان عوامل ذکر شده به طور عمده فسژن و خردل حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار سرباز را از صحنه نبرد خارج کرد که تعداد بیشماری از آنها برای همیشه نابینا شدند و تقریباً ۱۰۰ هزار نفر جان باختند.
روند سریع ساخت جنگ افزارهای شیمیایی جدید و کاربرد وسیع آن طی جنگ جهانی اول و مهمتر از همه برانگیخته شدن احساسات عمومی باعث شد بیش از پنجاه کشور معاهده ای مبنی بر عدم کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی را در ژنو امضا کنند که به پروتکل ۱۹۲۵ ژنو (Geneva Protocol) معروف شد. (۳)
اما تصمیمی درباره منع ساخت و انباشت این سلاح ها گرفته نشد. علاوه بر این با توجه به ویژگی های مواد شیمیایی جنگی (پوشش وسیع، خواص مصدوم کنندگی شدید، افت روحیه شدید دشمن و نیاز به نیروی متخصص و کارآمد جهت درمان و رفع آلودگی) نظر کارشناسان نظامی پس از جنگ جهانی اول، به شدت به طرف این جنگ افزارها معطوف و موجب توسعه این سلاح ها در کشورهای غربی شد و بدین شکل روش های تولید بسیاری از ترکیبات شیمیایی به دست آمد. برخی گمان می کردند که در پناه این معاهده جهانی از این پس در جنگ ها و درگیری ها از سلاح های شیمیایی استفاده ای به عمل نخواهد آمد؛ ولی تاریخ شاهد وقایع ناخوشایند دیگری بود.

این عکس، شماری از سربازان را در جبهه فرانسه نشان می دهد که از نخستین قربانیان جنگ افزار شیمیایی بوده اند. آنها دچار مشکلات جسمی شده و نظم خود را از دست داده و در حال عقب نشینی هستند.

سربازان جبهه غرب پس از اطلاع از به کار رفتن گاز سمی به عنوان جنگ افزار در آوریل ۱۹۱۵ ( دومین سال از جنگ جهانی اول ) باوسائلی که در اختیار داشتند ازجمله ماسکهای ابتدایی و دست ساز از خود محافطت می کنند و در سنگرهای خندقی آماده دفاع از خود هستند.

سلاح های شیمیایی در جنگ های منطقه ای

در سال ۱۹۶۵ کشور مصر در جنگ با یمن از گاز خردل استفاده کرد که البته تا سالها پس از آن به طور بین المللی شناخته نشد. (جنگ یمن ۱۹۶۷- ۱۹۶۳ ). در جنگ ویتنام (۱۹۶۸- ۱۹۶۱ ). آمریکا ییها به طور بسیار گسترده ای از عوامل ضد گیاه به مقدار بیش از ۵۰,۰۰۰ تن استفاده نمودند که در واقع اولین کاربرد آن در جنگهای دنیا به شمار می رفت.
این عوامل که بر مبنای رنگشان تحت عنوان (عامل نارنجی)، عامل سفید و عامل آبی نامگذاری شده بودند مخلوطهای مختلفی از عوامل ضد گیاه بودند که بمنظور ریزش برگ درختان، تخریب جنگلها و خشکانیدن مزارع برنج مورد استفاده قرار می گرفتند. هدف آمریکاییها از این کار از بین بردن پوشش استتار ویتنامیها و نابود نمودن منابع غذایی آنها بود. این عوامل که به صورت اسپری از هواپیما پخش می شد، علاوه بر تاثیر بر گیاهان، آثار دیررسی هم بر انسانها گذاشت که هنوز ملت ویتنام از آن رنج می برد. آمریکا همچنین در سال ۱۹۶۶ چندین مورد بمبهای حاوی گاز BZ را به صورت آزمایشی در ویتنام به کار گرفت.
علاوه بر اینها در جنگ ویتنام مقادیر زیادی از گازهای اشک آور و خفه کننده استفاده شد شد تا مبارزان ویتنامی مجبور به خروج از تونلهای زیر زمینی شده و یا در آنجا از بین بروند.
همچنین گزارش هایی از کاربرد عوامل شیمیایی توسط ویتنامی ها در کامبوج (۱۹۷۶)، و لائوس (۱۹۷۹) و به کارگیری نوعی عامل شیمیایی توسط ارتش شوروی و نیروهای دولتی افغانستان، علیه مجاهدان افغانی اعلام و ثابت گردیده است.
اما مهمترین آزمایش سلاح های شیمیایی توسط آمریکایی ها در شمال شرقی کشور برزیل در اکتبر ۱۹۸۴ انجام شد که طی آن ۷۰۰۰ نفر کشته شدند.
در این آزمایش علاوه بر این که دو طایفه بومی به طول کامل از بین رفتند، گیاهان و جانوران منطقه نیز دچار ضایعات جبران ناپذیری گردیدند.
با این حال گسترده ترین و فجیع ترین کاربرد عوامل شیمیایی ثبت شده پس از جنگ جهانی اول که علیه نوع بشر به کار رفته، در دهه ۸۰ میلادی به وسیله رژیم عراق بوده است.
طی سندی که توسط ایران به کنفرانس خلع سلاح ارایه شد، تعداد تک های شیمیایی عراق از ژانویه ۱۹۸۱ تا مارس ۱۹۸۸، ۲۴۲ مورد تک با حدود ۴۴ هزار قربانی ذکر شده که هنوز هم با گذشت بیش از یک دهه از پایان جنگ، شاهد مرگ دردناک جانبازان شیمیایی سال های جنگ هستیم. دولت عراق در پی شکست هایی که در خوزستان، مناطق مرزی سرپل ذهاب، قصر شیرین و کردستان متحمل شد؛ بارها از عوامل شیمیایی علیه سربازان ایرانی و همچنین مردم غیرنظامی استفاده نمود و از همه دهشت بارتر فاجعه بمباران شیمیایی شهر حلبچه در اول مارس ۱۹۸۸ (۲۵/۱۲/۱۳۶۶) بود.
این فجیع ترین ترین مورد به کارگیری سلاح شیمیایی از زمان جنگ جهانی اول تاکنون بود که طی آن ۵۰۰۰ نفر از اهالی حلبچه در اثر عوامل شیمیایی جان باختند و ۷۰۰۰ نفر هم برای همیشه معیوب و فلج شدند و بدین ترتیب روح بشریت جریحه دار شد.

سلاح های شیمیایی در جنگ جهانی دوم

در جریان جنگ دوم مراکز پژوهشی ـ نظامی در آلمان، انگلستان، آمریکا و ژاپن به کوشش های خود جهت تهیه عوامل شیمیایی با سمیّت زیاد ادامه دادند.در آلمان سنتز عوامل بسیار سمی اعصاب تابون و ساربن آغاز و با تهیه سومان در سال ۱۹۴۴ دنبال شد که سمی ترین عامل شیمیایی در جنگ جهانی دوم بود.
آلمانی ها همراه با تلاش های پژوهشی جدی، کارخانه بزرگی برای تولید جنگ افزارهای شیمیایی و مهمات آن تاسیس کردند که تولید سالیانه آن در ۱۹۴۳ حدود ۱۸۰ هزار تن (این مقدار ۵/۱ برابر عوامل شیمیایی به کار رفته به وسیله دول متخاصم طی جنگ جهانی اول) بوده است. طبق گزارش ورماخت (wehrmaht) در اواخر جنگ، ذخیره عوامل شیمیایی آلمان ۷۰ هزار تن شامل ۳۲ هزار تن ایپریت یا خردل و ۱۳ هزار تن گازهای اعصاب بوده است. اسپی یر (Speer) وزیر صنایع هیتلر در دادگاه بین المللی نورنبرگ اعلام کرد که هیتلر خود طی جنگ جهانی اول مصدوم شیمیایی بوده و بدین جهت به جنگ افزارهای شیمیایی جدید اهمیت زیادی قائل بود.
نیروهای هیتلری همواره ذخایر جنگ افزارهای شیمیایی خود را افزایش می دادند. آلمانی ها در جریان جنگ دوم مرتکب بی رحمانه ترین جنایات علیه بشریت شدند. اتاق های گاز در اردوگاه های بوخن والد (Buchenwald)، آشویتس (Auschwitz)، زاخرزن هاوزن (Sachsenhausen)، نوین گام (Neuengamme)، لوبلین (Lublin)، گروسه روزن (Grosse -Rosen)، راونز بروخ (Ravensbruck) و تربلینکا (Treblinka) کار می کردند. در ۱۴ ژوئیه ۱۹۴۲ هیملر (Himmler) اجازه داده بود که در برخی اردوگاهها از زندانیان برای آزمایش عوامل شیمیایی استفاده کنند. در کل،تا پایان جنگ تنها ۵/۴ میلیوم زندانی بر اثر به کارگیری انواع عوامل سمی به وسیله شرکت دگش وابسته به مجتمع صنعتی فاربین در اردوگاه آشویتس مسموم شده بودند.
انگلیسی ها سنتز تابون و سارین را تکرار کردند و علاوه بر آن مکانیسم اثر عوامل شیمیایی ترکیبات آلی فسفردار را کشف نموده و بر این اساس شیوه های جدیدی را برای سنتز عوامل شیمیایی پیشنهاد کردند. گرچه کوشش های انگلیسی ها سری نگه داشته شد با این حال گزارش های پژوهشی منظم و کاملی از طریق وزارت دفاع انگلستان به آمریکایی هایی که در همین زمینه کار می کردند فرستاده می شد.
ژاپنی ها نیز در سال های جنگ هزاران ماده شیمیایی سمی سنتز کردند، با این حال ماده ای سمی تر از عوامل شیمیایی جنگ جهانی اول به دست نیاوردند. در کل طی جنگ جهانی دوم با این که طرف های درگیر (به ویژه انگلستان، آمریکا، شوروی، ژاپن، آلمان و ایتالیا) همگی دارای ذخایر عوامل شیمیایی بودند، ولی از این جنگ افزارها استفاده چندانی به عمل نیامد؛ بویژه آلمان نازی در حین جنگ دوم جهانی با وجود ذخایر عظیم جنگ افزارهای شیمیایی هرگز از این تسلیحات استفاده نکرد چرا که توازن قوا و وحشت آلمانی ها از مقابله به مثل نیروهای متفقین عامل بازدارنده این اقدام وحشتناک احتمالی بود.
به طوری که نخست وزیر وقت انگلستان “وینستون چرچیل” در سال ۱۹۴۲ یعنی هنگامی که انگلیسی ها از لحاظ توانایی در زمینه سلاح های شیمیایی قدرت لازم را داشتند، چنین بیان داشت که :دولت روسیه مدعی است که آلمانی ها در صورت ناامیدی از حملات خود، ممکن است از گاز سمی بر ضد مردم و ارتش روسیه استفاده کنند. ما خود قاطعانه تصمیم داریم از این سلاح نفرت انگیز استفاده نکنیم، مگر این که ابتدا ارتش آلمان آن را به کار گیرد. به هر حال با شناختی که از دشمن خود داریم، فراهم آوردن تدارکات لازم به مقیاس بسیار وسیع را نادیده نگرفته ایم. بنابراین تصمیم گیری در این خصوص که هراس ناشی از به کارگیری سلاح های شیمیایی نیز به جنگ هوایی افزوده شود، بر عهده هیتلر است.
تنها کاربرد عمده تسلیحات شیمیایی از جانب آلمانی ها در جریان جنگ جهانی دوم، علیه نیروهای شوروی صورت گرفت؛ ماجرا بدین قرار بود که در ماههای مه و ژوئن سال ۱۹۴۲، آلمانی ها علیه واحدهای نظامی و غیرنظامی شهر کرچ (Krauch) که در یکی از معادن پنهان شده و دلیرانه در مقابل دشمن مقاومت می کردند، جنگ افزارها شیمیایی به کار بردند.
لازم به ذکر است که؛
در ماههای آخر جنگ جهانی دوم، در کنفرانس معروف Yalta (11-4 فوریه ۱۹۴۵) سران متفقین به نتایجی مهم در مورد چگونگی اتمام جنگ رسیدند.
یکی از این نتایج تعیین مرز قراردادی او در ـ نایسه بعنوان خط مرزی شرق و غرب در اروپا (مرز آلمان و لهستان) جهت هماهنگی انجام آخرین حملات به آلمان بود.
مذاکرات بین روزولت و استالین در مورد این مرزبندی در اثر اختلاف نظری به ظاهر کم اهمیت، در روزهای اول کنفرانس ناتمام ماند؛ زیرا نظر روزولت این بود که نایس شرقی مرز قرار گیرد، ولی استالین اصرار داشت که نایس غربی (امتداد رودخانه اودر) مرز باشد تا منطقه کوچک بین دو رودخانه نصیب روسها شود.
سرانجام با پذیرش نظر استالین از طرف روزولت، طی حملات نهایی متفقین به آلمان، روسها خود را به مرز مذکور رساندند. علت پافشاری استالین برای به کرسی نشاندن نظر خود بعدها معلوم شد.
شهر کوچکی به نام Dyhernfurth در منطقه مورد اختلاف قرار داشت که دارای ساختمانی استتار شده بود و پشت بام آن کاملاً با چمن و گیاهان پوشیده شده بود.
این ساختمان که در سال ۱۹۴۰ بنا شده بود یکی از کارخانجات تولید گازهای عصبی آلمانها و از مراکز اصلی تولید گازهای تابون و سارین بود. هنگامیکه کارخانه اشغال شد دارای ۱۲٫۰۰۰ تن گاز تابون، ۶۰۰ تن سارین و مقادیر زیادی سومان بود. کل کارخانه و ذخایر موجود در آن به روسیه انتقال یافت.

کاربرد سلاح‌های شیمیایی از قرون وسطی تا اواخر قرن نوزدهم

در دوران جنگ‌های صلیبی،‌ روش متداول در جنگ‌های بیولوژیک آلوده کردن چاهها با لاشه‌ انسان‌ها و حیواناتی بود که در جریان بیماری واگیردار مرده بودند.
در سال ۱۴۵۳ میلادی که ترکان عثمانی به قسطنطنیه آخرین سنگر روم شرقی (بیزانس) حمله بردند و به کندن گودال پرداختند، مدافعان شهر در همان گودال‌ها دود گوگرد پخش کردند و ترکان دچار خفگی شدند.
همچنین در سال ۱۴۵۶ میلادی که ترکان به نواحی بلگراد حمله بردند، مردم آن منطقه بر روی موش‌ها پودر کشنده‌ای ریختند و آنها را آتش می‌زدند و به سوی مهاجمان رها می‌کردند.(۴)
مهاجمان روس برای به زانو در آوردن لشکر سوئد در سال ۱۷۱۰ میلادی از میکروب طاعون استفاده کردند.
پس از پایان جنگ اجساد طاعون زده سوئد‌ی‌ها برروی دیوارهای ریوال Reval پراکنده شده بود.(۵)
در بعضی از این مواقع استفاده از جنگ افزارهای میکروبی، بی سر و صداتر و در مواقعی، پنهانی صورت می‌گرفت. به عنوان مثال در سال ۱۳۶۳ میلادی انگلیسی‌ها که توسط واکسناسیون نسبت به آبله مصون شده بودند ملافه‌ها و پتوهای بیماران مبتلا به ویروس آبله را برای رهبران متخاصم سرخپوستان شمال آمریکا در «اوهایو» بردند که منجر به مرگ عده‌ای از سرخپوستان گردید.(۶)
ناپلئون بناپارت در سال ۱۷۹۷ میلادی هنگامی که در حال جنگ با ایتالیا بود تلاش کرد تا بیماری تب مرداب را به سربازان ایتالیایی سرایت دهد.(۷)
علاوه بر اینها در طول تاریخ موارد عدیده‌ای استفاده از سلاح‌ شیمیایی و میکروبی وجود دارد، چه در کشورهای عربی و چه در جنگ استقلال آمریکا از جمله موارد معمول آن مسموم کردن چاه‌های آب بوده است که موجب مرگ گله‌های گوسفندان و گاو‌ و انسان‌ها شده است.

جنگ جهانی دوم و موضوع عدم استفاده عمده ازتسلیحات شیمیایی

رقابت تسلیحاتی که چند سال قبل از جنگ جهانی دوم بین قدرت های بزرگ آغاز شده بود، مخصوصاً در زمینه تحقیق و توسعه سلاح های شیمایی ادامه یافت و در این زمینه کشورها به نتایج جدیدی رسیدند. پیشرفت های بدست آمده در این دوره بسیار مهم بودند، بطوری که خردل های نیتروژنه و عوامل گاز تولید شدند و آلمان ها دو سال قبل از آغاز جنگ گاز عصبی سارین و تابون را کشف کردند. با دسترسی کشورهای متخاصم به تسلیحات شیمیایی و انبارهای موجود پر از این سلاح ها، تردیدی نبود که این کشورها در مقابله با دشمن به توسل به سلاح های شیمیایی وسوسه شوند.
در جنگ جهانی دوم همه متخاصمان اصلی (انگلستان، فرانسه، امریکا، شوروی، ژاپن، آلمان و ایتالیا) گازهای سمی مختلفی داشتند، «احتمالاً در این میزان کل ذخایر جنگ افزارهای شیمیایی توسط قدرتهای اصلی متخاصم…، دو برابر آنچه که در طول جنگ اول استفاده شد، می رسید» .
ولی در این جنگ، سلاح های شیمیایی بطور عمده مورد استفاده قرار نگرفت. «نیروهای آلمان فقط در چندین تک در مقابل پارتیزان های شوروی در اودسا و کریمه از جنگ افزارهای شیمیایی استفاده کردند». انگلیسی ها و امریکایی ها ماده ای تحت نام ناپالم (نفت ژله شده که ماده ای سوزان و خطرناک است) ساختند و از طریق بمباران های هوایی در آتش زدن شهرها و سربازان حریف استفاده کردند «بر اثرار بمباران هامبورگ توسط هواپیماهای متفقین در سال ۱۹۴۲، حدود ۲۰۰ هزار غیرنظامی سوختند… در ۱۹۴۵ نیز امریکایی ها در سدان از ناپالم استفاده کردند که تلفات ناشی از آن را حدود ۴۰۰ هزار نفر گزارش کرده اند»
دلیل این خودداری وسیع از کاربرد سلاح های شیمیایی محتاط می نمود. دول قدرتمند متحد علیه آلمان در مواقعی که از جانب نیروهای آلمانی بشدت تحت فشار قرار داشتند حتی مسئله استفاده سلاح های شیمیایی علیه آن کشور را مورد بررسی قرار دادند اما از آنجا که از اقدام مقابله به مثل ارتش نیرومند آلمان وحشت داشتند از این اقدام خودداری نمودند» کارشناسان نظامی معتقدند که یک کشور در شرایط جنگی تنها از عواملی ممکن است استفاده کند که فن مقابله و درمان مصدومین ناشی از آن عوامل را نیز داشته باشد. در جنگ جهانی دوم، زرادخانه های شیمیایی کشورهای متخاصم با هم فرق داشت.
آلمان ها عمدتاً عوامل اعصاب و متفقین عوامل خون را در اختیار داشتند. در نتیجه استفاده از سلاح های شیمیایی بدون داشتن وسایل درمانی مقابله با آنها احتمال آسیب پذیری در مقابل عوامل ناشناخته را افزایش می دهد. همچنین گفته شده است که «تأثیرات روانی بجامانده از کاربرد این جنگ افزارها در جنگ جهانی اول و اینکه هیتلر خود از مصدومان ناشی از کاربرد این جنگ افزار در درگیری های جنگ اول بوده است»
در جنگ های یمن (۱۹۶۷-۱۹۶۳)، مصر از جنگ افزارهای شیمیایی استفاده کرد که بخاطر مسائل خاورمیانه و نیز مسائل وحدت اعراب مسئله به سکوت برگزار شد. در افغانستان نیز نیروهای شوروی و دولتی در مقابله با چریک های افغانی از عوامل شیمیایی موسوم به «باران زرد» استفاده کرده اند.
اما فاجعه آمیزترین کاربرد سلاح های شیمیایی، استفاده عراق از این جنگ افزارها در طول ۸ سال جنگ تحمیلی بود. در این جنگ نیروهای عراقی پس از شکست های متعدد در مناطق مختلف جبهه جنگ به استفاده از انواع عوامل شیمیایی علیه افراد نظامی و غیر نظامی روی آورند و در این مدت با استفاده از انواع مهمات شیمیایی از قبیل بمب، گلوله های توپ و خمپاره که حاوی گازهای سمی و کشنده ای همچون عوامل عصبی، گازهای خردل، سیانور و عوامل خفه کننده بودند، به نقض آشکار تعهدا مربوطه خود در کنوانسیون های بین المملی پرداخت. «در طی این مدت بیش از ۲۵۲ مورد حمله شیمیایی (عراق) علیه ایران صورت گرفت که در سازمان ملل متحد ثبت شده است». عراق با مشاهده سکوت و انفعال جامعه بین المللی حتی به جان مردم خود نیز رحم نکرد و به وحشیانه ترین مورد استفاده از سلاح های شیمیایی در اول مارس ۱۹۸۸ در مقابل اکراد بی دفاع حلبچه دست زد که طی آن ۵ هزار نفر از مردم غیر نظامی این شهر جان باختند. با توجه به عمق فجایع ناشی از حملات شیمیایی صدام علیه ایران، در فصل آخر کتاب بحث ویژه ای به این موضوع اختصاص داده شده است.
کشورهای غربی که در طول جنگ ایران و عراق به تسلیح عراق پرداخته بودند، بعد از پایان جنگ بین دو کشور و حمله صدام به کویت خود در معرض تهدیدها صدام حسین مبنی بر استفاده از سلاح های شیمیایی قرار گرفتند. در جنگ دوم خلیج فارس بین امریکا و متحدینش از یک طرف و عراق از طرف دیگر برغم ادعاها و تهدیدات مکرر صدام، جنگ افزارهای شیمیایی مورد استفاده قرار نگرفتند. از جمله موانعی که برای کاربرد سلاح های شیمیایی در این جنگ برشمرده اند عبارتند از: زمان سریع عملیات، انهدام سیستم های پرتاب کننده عراق توسط متحدین، اوضاع نامساعد جوی، ترس از واکنش نیروهای متحد، ارزیابی، کارآیی رزمی پائین و وسایل پرتاب کننده خفیف.
در طول دوره بعد از پایان جنگ سرد موارد زیادی از ادعای استفاده سلاح های شیمیایی از جمله در تاجیکستان و چچن توسط جنگده های روسی، رد قره باغ از سوی ارامنه، در قطار زیرزمینی توکیو توسط فرقه آئوم و صدها مورد دیگر گزارش شده است که آخرین آنها ادعای طرفداراین برهان الدین ربانی مبنی بر استفاده از عوامل شیمیایی توسط نیروهای طالبان در افغانستان می باشد.
نویسنده: علی مقیمی

سلاح های شیمیایی در میانه دو جنگ جهانی

به رغم امضای پروتکل ۱۹۲۵ ژنو مبنی بر منع استفاده از سلاح های شیمیایی در بین دو جنگ جهانی و تلاشهای نافرجام جامعه ملل در زمینه خلع سلاح، کشورهایی چند از این تسلیحات استفاده کردند.
«در نوامبر ۱۹۳۵، به هنگام حمله ایتالیا به اتیوپی «سربازان موسولینی علیه مردم بی پناه اتیوپی از گاز سمی استفاده کردند که در این تهاجم شیمیایی ۱۵ هزارنفر قربانی شدند» .
در طول جنگ های داخلی اسپانیا که از سال ۱۹۳۶ آغاز شد و روس ها جمهوری خواهان اسپانیا به رهبری ژنرال فرانکو را در مقابل جبهه ناسیونالیستها یاری می کردند «به فرمان استالین در دو منطقه اسپانیا، گلوله های گاز سمی و خردل به کار برده شد که در نتیجه شمار زیادی از افراد غیر نظامی در روستاها و شهرها کشته شدند».
استفاده از سلاح های شیمیایی همچنان ادامه داشت. دو سال بعد یعنی در سال ۱۹۳۷ «ژاپن در جنگ با چین به استفاده از سلاح های شیمیایی اقدام کرد و این امر تا سال ۱۹۴۵ ادامه داشت»

روایت تاریخی جنگ شیمیایی رژیم بعثی عراق علیه ایران

اگر چه نخستین نبود، اما به شهادت تاریخ این بارز ترین نمونه از جنایت های شیمیایی در طول حیات بشر بود که این چنین بر سر مردم غیر نظامی ایران فرود می آمد. سال ها پیش از جنگ هشت ساله ایران و عراق، اروپا، ساعت ۵ بعد از ظهر روز ۲۲ آوریل سوزش گاز کلرین را روی پوست خود حس کرد.
شهر «ایپر» در کشور بلژیک نخستین تجربه جهانیان در استفاده از گاز های سمی کشنده بود، جایی که نیروهای آلمانی بمب های خود را بر سر پنچ هزار سربازجبهه متفقین از فرانسوی گرفته تا کانادایی، ریختند و یکی از نقاط تاریک تاریخ را در سال ۱۹۱۵ به نام خود رقم زدند.
بمب هایی که در نتیجه آن ۱۵ هزار مصدوم شیمیایی بر جای ماند و کشته هایی که هرگز فکر نمی کردند با پوست های تاول زده در تابوت فرو خواهند رفت. پس از شهر ایپر در اروپا حالا نوبت آفریقایی ها تا سهم خود را از این گازها شیمیایی ببرند و ایتالیایی اسباب این کار را فراهم کرد. دومین حمله شیمیایی که تاریخ آن را به عنوان لکه ننگی بر دامن اروپاییان ثبت کرده است، حمله ایتالیا به حبشه بود این بار نیز یک کشور ستیزه جو برای در هم شکستن نیرو های مقاومت دست به ابزاری می برد که نتایج آن تا سالیان سال برای کودکان بی گناه آن دیار باقی ماند، کودکانی که شاید در آن زمان هنوز به دنیا نیامده بودند اما سیاست مداران و سربازان ایتالیایی برای آنها گاز های کشنده شیمیایی را به یادگار گذاشتند.
به هر صورت همین دو جنگ کافی بود تا بشر را از آن چه خود با دست خود ساخته به هراس آورد و جهان را تا سال ها پای میز مذاکره بنشاند. ژنو پایتخت سیاسی اروپا میزبان نشست کشور های جهان شد تا بر سر استفاده از این مواد شیمیایی تصمیم بگیرند ونتیجه آن در سال ۱۹۲۵ به (پروتکل ژنو) مشهور شد.
کشور های جهان در این پرتوکل، منع به کار گیری عوامل سمی و خفه کننده در جنگ ها را به امضا رساندند و در مقابل قانون شکنان هم قسم شدند. عراق جزو ۱۲ کشور امضا کننده پروتکل بود. اما در گذر ایام، ذهن بشر این معاهده را به دست فراموشی سپرد تا پس از هفتاد سال از جنگ جهانی اول، در دهه ۸۰ میلادی یک کشور متجاوز علیه نیرو های مقاومت دست به جنایتی دیگر بزنند.

آغاز جنایت:

در آذز ۱۳۶۱ صدام، دیکتاتور عراقی برای، در هم شگستن مقاومت رزمندگان ایرانی در تک های شبانه از مقداری سولفور موستارد (عامل تاول زا) استفاده کرد.
پس از آن در سال ۱۳۶۲ در پیرانشهر و پنجوین، سلاح های شیمیایی را کامل و مستقیم به کار گرفت. تا اینکه در اواخر سال ۱۳۶۳ به علت اعتراض کشور های اروپایی و علنی شدن ابعاد گسترده کاربرداین جنگ افزار ها در جنگ با ایران، موقتاً از به کارگیری این سلاح ها در جنگ منصرف شد.
اما نخستین اعزام مجروحین شیمیایی ایران به اروپا پس از عملیات فاو در خاک عراق بود. استفاده از سلاح های شیمیایی در بعد وسیع توسط عراق بار دیگر در جریان این عملیات آغاز شد. اوایل زمستان ۱۳۶۴ که رزمندگان ایران با عملیات گسترده خود توانستند شهر فاو عراق را تصرف کنند رژیم عراق آتش سلاح های شیمیایی را به روی سپاه ایران گشود و به این ترتیب نخستین حمله وسیع شیمیایی که مجروحین بسیاری به جا گذاشت در خاک عراق رقم خورد. سکوت کشور های هم پیمان پروتکل ژنو، چراغ سبزی بود که به صدام نشان داده شد تا دیگر از هیچ جنایتی دریغ نکند.
اوایل سال ۱۳۶۶ عراق از جنگ افزار های شیمیایی به طور انبوه در جبهه مرکزی سومار استفاده کرد. پس از عملیات والفجر ۸، نیروهای عراقی به قدری از مواد سمی شیمیایی استفاده کردند که در بیمارستان های عقبه ایران جای سوزن انداختن نبود حدود هفت هزار گلوله توپ و خمپاره حاوی مواد سمی علیه مواضع نیروهای ایران شلیک شد.
ظرف دو روز هواپیما های عراقی به طور مداوم بیش از هزار بمب شیمیایی در صحنه عملیات فرو ریختند.
سردشت و حلبچه؛ دو جنایت جنگی روز یک شنبه ساعت ۱۵/۴ بعد از ظهر هفتم تیر سال ۱۳۶۶، بابر با ۲۸ ژوئن ۱۹۸۷ سردشت مورد حمله شیمیایی قرار می گیرد؛ چیزی که مردم هایش در بختک های خوابشان هم نمی دیدند با وجود این که شهر بمباران شده بود مردم پس از بمباران از پناهگاها خارج و برای دیدن مناطق بمباران شده و کمک به هم نوعان خود عازم این مناطق شدند و خوشحال بودند که کشته و زخمی نداشتند بعد از مدتی بوی سیر گندیده تمام فضای شهر را فرا گرفت. ناگهان پرندگان از بالای درختان بر روی زمین سقوط کردند و به دنبال آن مردم یکی یکی به روی زمین افتادند زن و مرد، کودک ونوجوان یکی پس از دیگری.
جمهوری اسلامی ایران، این تهاجم را غیر انسانی اعلام کرد و شهر سر دشت را «نخستین شهر قربانی جنگ افزارهای شیمیایی در جهان بعد از بمباران هسته ای هیروشیما و ناکازاکی» نامید .
علیه غیر نظامیان فقط در سردشت اتفاق نیفتاد. بسیاری از شهر های ایران مثل مریوان، روستای کلال، قلعه جی و جاهای دیگر با هزاران کشته و مجروح از دست بمب افکن های رژیم بعث در امان نماندند. اما جنون صدام دامن مردم عراق را نیز گرفت، این اولین بار بود که بشر به چشم خود می دید دیکتاتور ملت خود این چنین قتل عام می کند.
بمباران شیمیایی حلبچه ثابت کرد قدرت اروپایی و آسیایی نمی شناسد، هر جا که قدرت یله و بی قید باشد، فساد راهم با خود می آورد. آن وقت جنایت برای صاحب قدرت از آب خوردن هم راحت تر می شود.
در ۲۳ مارس ۱۹۸۸ خبر نگار روزنامه انگلیسی «گاردین» مشاهدات عینی خود را از شهر حلبچه این طور گزارش می کند :«سطح کوچه های خاکی و خانه های با خاک یکسان شده این شهر دور افتاده و عقب نگاه داشته شده کردستان پر از اجساد مردان و زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم خون و علائم انفجار رویشان دیده می شود. پوست اجساد به طرز عجیبی بی رنگ است، چشم ها باز و خیره و از حدقه بیرون زده، آب خاکستری رنگی از دهانشان بیرون زده و انگشتانشان پیچ خورده است. معلوم است که درست حین کارهی روزمره مرگ مانند صاعقه بر سرشان فرویخته است برخی فقط آن قدرتوان داشته اند که خود را به آستانه در برسانند در این جا مادری اس

نظرات() 

مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ایReviewed by Bahrami on Dec 14Rating:

دید کلی

وقتی که صحبت از مفهوم انرژی به میان می‌آید، نمونه‌های آشنای انرژی مثل انرژی گرمایی ، نور و یا انرژی مکانیکی و الکتریکی در شهودمان مرور می‌شود. اگر ما انرژی هسته‌ای و امکاناتی که این انرژی در اختیارش قرار می‌دهد، آشنا ‌شویم، شیفته آن خواهیم شد.

EXrozblog.comEX

مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ای

مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ایReviewed by Bahrami on Dec 14Rating:

دید کلی

وقتی که صحبت از مفهوم انرژی به میان می‌آید، نمونه‌های آشنای انرژی مثل انرژی گرمایی ، نور و یا انرژی مکانیکی و الکتریکی در شهودمان مرور می‌شود. اگر ما انرژی هسته‌ای و امکاناتی که این انرژی در اختیارش قرار می‌دهد، آشنا ‌شویم، شیفته آن خواهیم شد.

energihaastehi مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ای

آیا می‌دانید که

انرژی گرمایی تولید شده از واکنشهای هسته‌ای در مقایسه با گرمای حاصل از سوختن زغال سنگ در چه مرتبه بزرگی قرار دارد؟

منابع تولید انرژی هسته‌ای که بر اثر سیلابها و رودخانه از صخره شسته شده و به بستر دریا می‌رود، چقدر برق می‌تواند تولید کند؟

کشورهایی که بیشترین استفاده را از انرژی هسته‌ای را می‌برند، کدامند؟ و … .

نحوه آزاد شدن انرژی هسته‌ای

می‌دانیم که هسته از پروتون (با بار مثبت) و نوترون (بدون بار الکتریکی) تشکیل شده است. بنابراین بار الکتریکی آن مثبت است. اگر بتوانیم هسته را به طریقی به دو تکه تقسیم کنیم، تکه‌ها در اثر نیروی دافعه الکتریکی خیلی سریع از هم فاصله گرفته و انرژی جنبشی فوق العاده‌ای پیدا می‌کنند. در کنار این تکه‌ها ذرات دیگری مثل نوترون و اشعه‌های گاما و بتا نیز تولید می‌شود. انرژی جنبشی تکه‌ها و انرژی ذرات و پرتوهای بوجود آمده ، در اثر برهمکنش ذرات با مواد اطراف ، سرانجام به انرژی گرمایی تبدیل می‌شود. مثلا در واکنش هسته‌ای که در طی آن ۲۳۵U به دو تکه تبدیل می‌شود، انرژی کلی معادل با ۲۰۰MeV را آزاد می‌کند. این مقدار انرژی می‌تواند حدود ۲۰ میلیارد کیلوگالری گرما را در ازای هر کیلوگرم سوخت تولید کند. این مقدار گرما ۲۸۰۰۰۰۰ بار برگتر از حدود ۷۰۰۰ کیلوگالری گرمایی است که از سوختن هر کیلوگرم زغال سنگ حاصل می‌شود.

pressurized مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ای

کاربرد حرارتی انرژی هسته‌ای

گرمای حاصل از واکنش هسته‌ای در محیط راکتور هسته‌ای تولید و پرداخته می‌شود. بعبارتی در طی مراحلی در راکتور این گرما پس از مهارشدن انرژی آزاد شده واکنش هسته‌ای تولید و پس از خنک سازی کافی با آهنگ مناسبی به خارج منتقل می‌شود. گرمای حاصله آبی را که در مرحله خنک سازی بعنوان خنک کننده بکار می‌رود را به بخار آب تبدیل می‌کند. بخار آب تولید شده ، همانند آنچه در تولید برق از زعال سنگ ، نفت یا گاز متداول است، بسوی توربین فرستاده می‌شود تا با راه اندازی مولد ، توان الکتریکی مورد نیاز را تولید کند. در واقع ، راکتور همراه با مولد بخار ، جانشین دیگ بخار در نیروگاه‌های معمولی شده است.

سوخت راکتورهای هسته‌ای

ماده‌ای که به عنوان سوخت در راکتورهای هسته‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد باید شکاف پذیر باشد یا به طریقی شکاف پذیر شود.۲۳۵U شکاف پذیر است ولی اکثر هسته‌های اورانیوم در سوخت از انواع ۲۳۸U است. این اورانیوم بر اثر واکنشهایی که به ترتیب با تولید پرتوهای گاما و بتا به ۲۳۹Pu تبدیل می‌شود. پلوتونیوم هم مثل ۲۳۵U شکافت پذیر است. به علت پلوتونیوم اضافی که در سطح جهان وجود دارد نخستین مخلوطهای مورد استفاده آنهایی هستند که مصرف در آنها منحصر به پلوتونیوم است.

میزان اورانیومی که از صخره‌ها شسته می‌شود و از طریق رودخانه‌ها به دریا حمل می‌شود، به اندازه‌ای است که می‌تواند ۲۵ برابر کل مصرف برق کنونی جهان را تأمین کند. با استفاده از این نوع موضوع ، راکتورهای زاینده‌ای که بر اساس استخراج اورانیوم از آب دریاها راه اندازی شوند قادر خواهند بود تمام انرژی مورد نیاز بشر را برای همیشه تأمین کنند، بی آنکه قیمت برق به علت هزینه سوخت خام آن حتی به اندازه یک درصد هم افزایش یابد.

مزیتهای انرژی هسته‌ای بر سایر انرژیها

PH E Hasteh مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ای


بر خلاف آنچه که رسانه‌های گروهی در مورد خطرات مربوط به حوادث راکتورها و دفن پسماندهای پرتوزا مطرح می‌کند از نظر آماری مرگ ناشی ازخطرات تکنولوژی هسته‌ای از ۱ درصد مرگهای ناشی از سوختن زغال سنگ جهت تولید برق کمتر است. در سرتاسر جهان تعداد نیروگاههای هسته‌ای فعال بیش از ۴۱۹ می‌باشد که قادر به تولید بیش از ۳۲۲ هزار مگاوات توان الکتریکی هستند. بالای ۷۰ درصد این نیروگاه‌ها در کشور فرانسه و بالای ۲۰ درصد آنها در کشور آمریکا قرار دارد.

دوستان این مقالات باز حمت بسیار تهیه شده حتما نام منبع رو درج کنید متشکرم www.uu.blogfa.com


schedule.htm cmp clearday010 bnr مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ای

دید کلی

راکتورهای هسته‌ای دستگاه‌هایی هستند که در آنها شکافت هسته‌ای کنترل شده رخ می‌دهد. راکتورها برای تولید انرژی الکتریکی و نیز تولید نوترون‌ها بکار می‌روند. اندازه و طرح راکتور بر حسب کار آن متغیر است. فرآیند شکافت که یک نوترون بوسیله یک هسته سنگین (با جرم زیاد) جذب شده و به دنبال آن به دو هسته کوچکتر همراه با آزاد سازی انرژی و چند نوترون دیگر شکافته می‌شود.

تاریخچه

اولین انرژی کنترل شده ناشی از شکافت هسته در دسامبر ۱۹۴۲ بدست آمد. با رهبری فرمی ساخت و راه اندازی یک پیل از آجرهای گرافیتی ، اورانیوم و سوخت اکسید اورانیوم با موفقیت به نتیجه رسید. این پیل هسته‌ای ، در زیر میدان فوتبال دانشگاه شیکاگو ساخته شد و اولین راکتور هسته‌ای فعال بود.

ساختمان راکتور

با وجود تنوع در راکتور‌ها ، تقریبا همه آنها از اجزای یکسانی تشکیل شده‌اند. این اجزا شامل سوخت ، پوشش برای سوخت ، کند کننده نوترونهای حاصله از شکافت ، خنک کننده‌ای برای حمل انرژی حرارتی حاصله از فرآیند شکافت ماده کنترل کننده برای کنترل نمودن میزان شکافت می‌باشد.

سوخت هسته‌ای

سوخت راکتورهای هسته‌ای باید به گونه‌ای باشد که متحمل شکافت حاصله از نوترون بشود. پنج نوکلئید شکافت پذیر وجود دارند که در حال حاضر در راکتورها بکار می‌روند. ۲۳۲Th ، ۲۳۳U ، ۲۳۵U ، ۲۳۸U ، ۲۳۹Pu . برخی از این نوکلئیدها برای شکافت حاصله از نوترونهای حرارتی و برخی نیز برای شکافت حاصل از نوترونهای سریع می‌باشند. تفاوت بین سوخت یک خاصیت در دسته‌بندی راکتورها است.

در کنار قابلیت شکافت ، سوخت بکار رفته در راکتور هسته‌ای باید بتواند نیازهای دیگری را نیز تأمین کند. سوخت باید از نظر مکانیکی قوی ، از نظر شیمیایی پایدار و در مقابل تخریب تشعشعی مقاوم باشد، تا تحت تغییرات فیزیکی و شیمیایی محیط راکتور قرار نگیرد.هدایت حرارتی ماده باید بالا باشد بطوری که بتواند حرارت را خیلی راحت جابجا کند. همچنین امکان بدست آوردن ، ساخت راحت ، هزینه نسبتا پایین و خطرناک نبودن از نظر شیمیایی از دیگر فایده‌های سوخت است.

غلاف سوخت راکتور

سوختهای هسته‌ای مستقیما در داخل راکتور قرار داده نمی‌شوند، بلکه همواره بصورت پوشیده شده مورد استفاده قرار می‌گیرند. پوشش یا غلاف سوخت ، کند کننده و یا خنک کننده از آن جدا می‌سازد. این امر از خوردگی سوخت محافظت کرده و از گسترش محصولات شکافت حاصل از سوخت پرتو دیده به محیط اطراف جلوگیری می‌کند. همچنین این غلاف می‌تواند پشتیبان ساختاری سوخت بوده و در انتقال حرارت به آن کمک کند. ماده غلاف همانند خود سوخت باید دارای خواص خوب حرارتی و مکانیکی بوده و از نظر شیمیایی نسبت به برهمکنش با سوخت و مواد محیط پایدار باشد. همچنین لازم است غلاف دارای سطح مقطع پایینی نسبت به بر همکنشهای هسته‌ای حاصل از نوترون بوده و در مقابل تشعشع مقاوم باشد.

مواد کند کننده نوترون

یک کند کننده ماده‌ای است که برای کند یا حرارتی کردن نوترونهای سریع بکار می‌رود. هسته‌هایی که دارای جرمی نزدیک به جرم نوترون هستند بهترین کند کننده می‌باشند. کند کننده برای آنکه بتواند در راکتور مورد استفاده قرار گیرد بایستی سطح مقطع جذبی پایینی نسبت به نوترون باشد. با توجه به خواص اشاره شده برای کند کننده ، چند ماده هستند که می‌توان از آنها استفاده کرد. هیدروژن ،دوتریم ، بریلیوم و کربن چند نمونه از کند کننده‌ها می‌باشند. از آنجا که بریلیوم سمی است، این ماده خیلی کم به عنوان کند کننده در راکتور مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین ایزوتوپهای هیدروژن ، به شکل آب و آب سنگین و کربن ، به شکل گرافیت به عنوان مواد کند کننده استفاده می‌شوند.

خنک کننده‌ها

گرمای حاصله از شکافت در محیط راکتور یا باید از سوخت زدوده شود و یا در نهایت این گرما بقدری زیاد شود که میله‌های سوخت را ذوب کند. حرارتی که از سوخت گرفته می‌شود ممکن است در راکتور قدرت برای تولید برق بکار رود. از ویژگیهایی که ماده خنک کننده باید داشته باشد، هدایت حرارتی آن است تا اینکه بتواند در انتقال حرارت مؤثر باشد. همچنین پایداری شیمیایی و سطح مقطع جذب پایین‌تر از نوترون دو خاصیت عمده ماده خنک کننده است. نکته دیگری که باید به آن اشاره شود این است که این ماده نباید در اثر واکنشهای گاما دهنده رادیواکتیو شوند.

از مایعات و گازها به عنوان خنک کننده استفاده شده‌ است، مانند گازهای دی اکسید کربن و هلیوم. هلیوم ایده‌آل است ولی پر هزینه بوده و تهیه مقادیر زیاد آن مشکل است. خنک کننده‌های مایع شامل آب ، آب سنگین و فلزات مایع هستند. از آنجا که برای جلوگیری از جوشیدن آب فشار زیادی لازم است خنک کننده ایده‌آلی نیست.

مواد کنترل کننده شکافت

برای دستیابی به فرآیند شکافت کنترل شده و یا متوقف کردن یک سیستم شکافت پس از شروع ، لازم است که موادی قابل دسترس باشند که بتوانند نوترونهای اضافی را جذب کنند. مواد جاذب نوترون بر خلاف مواد دیگر مورد استفاده در محیط راکتور باید سطح مقطع جذب بالایی نسبت به نوترون داشته باشند. مواد زیادی وجود دارند که سطح مقطع جذب آنها نسبت به نوترون بالاست، ولی ماده مورد استفاده باید دارای چند خاصیت مکانیکی و شیمیایی باشد که برای این کار مفید واقع شود.

انواع راکتورها

راکتورها بر حسب نوع فرآیند شکافت به راکتورهای حرارتی ، ریع و میانی (واسطه) ، بر حسب مصرف سوخت به راکتورهای سوزاننده، مبدل و زاینده ، بر حسب نوع سوخت به راکتورهای اورانیوم طبیعی ، راکتورهای اورانیوم غنی شده با ۲۳۵U (راکتور مخلوطی Be) ، بر حسب خنک کننده به راکتورهای گاز (CO2مایع (آب ، فلز) ، بر حسب فاز سوخت کند کننده‌ها به راکتورهای همگن ، ناهمگن و بالاخره بر حسب کاربرد به راکتورهای قدرت ، تولید نوکلید و تحقیقاتی تقسیم می‌شوند.

کاربردهای راکتورهای هسته‌ای

راکتورها انواع مختلف دارند برخی از آنها در تحقیقات ، بعضی از آنها برای تولید رادیو ایزتوپهای پر انرژی برخی برای راندن کشتیها و برخی برای تولید برق بکار می‌روند.

دوگروه اصلی راکتورهای هسته‌ای بر اساس تقسیم بندی کاربرد آنها. راکتورهای قدرت و راکتورهای تحقیقاتی هستند. راکتورهای قدرت مولد برق بوده و راکتورهای تحقیقاتی برای تحقیقات هسته‌ای پایه ، مطالعات کاربردی تجزیه‌ای و تولید ایزوتوپها مورد استفاده قرار می گیرند.

دوستان این مقالات باز حمت بسیار تهیه شده حتما نام منبع رو درج کنید متشکرم www.uu.blogfa.com


status.htm cmp clearday010 bnr مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ای

دید کلی

FG26 09 01UNC مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ای

استفاده از نیروی هسته‌ای از ۴۰ سال پیش آغاز شد و اینک این نیرو همان اندازه از برق جهان را تأمین می‌کند که ۴۰ سال پیش بوسیله تمام منابع انرژی تأمین می‌شد. حدود دو سوم از جمعیت جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که نیروگاههای هسته‌ای آنها در زمینه تولید برق و زیر ساختهای صنعتی نقش مکمل را ایفا می‌کنند. نیمی از مردم جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که نیروگاههای هسته‌ای در آنها در حال برنامه‌ریزی و یا در دست ساخت هستند.

به این ترتیب ، توسعه سریع نیروی هسته‌ای جهان مستلزم بروز هیچ تغییر بنیادینی نیست و تنها نیازمند تسریع راهبردهای موجود است. امروزه حدود ۴۴۰ نیروگاه هسته‌ای در ۳۱ کشور جهان برق تولید می‌کنند. بیش از ۱۵ کشور از مجموع این تعداد در زمینه تأمین برق خود تا ۲۵ درصد یا بیشتر ، متکی به نیروی هسته‌ای هستند. در اروپا و ژاپن سهم نیروی هسته‌ای در تأمین برق بیش از ۳۰ درصد است، در آمریکا نیروی هسته‌ای ۲۰ درصد از برق را تأمین می‌کند. در سرتاسر جهان ، دانشمندان بیش از ۵۰ کشور از حدود ۳۰۰ راکتور تحقیقاتی استفاده می‌کنند تا: درباره فناوریهای هسته‌ای تحقیق کرده و برای تشخیص بیماری و درمان سرطان ، رادیوایزوتوپ تولید کنند.

همچنین در اقیانوسهای جهان راکتورهای هسته‌ای نیروی محرکه بیش از ۴۰۰ کشتی را بدون اینکه به خدمه آن و یا محیط زیست آسیبی برسانند، تأمین می‌کنند. دوره پس از جنگ سرد ، فعالیت جدیدی برای حذف مواد هسته‌ای از تسلیحات و تبدیل آن به سوخت هسته‌ای غیر نظامی آغاز شد. انرژی هسته‌ای کاربردهای زیاد در پزشکی در علوم و صنعت و کشاورزی و … دارد. لازم به ذکر است انرژی هسته‌ای به تمامی انرژیهای دیگر قابل تبدیل است، ولی هیچ انرژی به انرژی هسته‌ای تبدیل نمی‌شود. موارد زیادی از کاربردهای انرژی هسته‌ای در زیر آورده می‌شود.

نیروگاه هسته‌ای

نیروگاه هسته‌ای (Nuclear Power Stotion) یک نیروگاه الکتریکی که از انرژی تولیدی شکست هسته اتم اورانیوم یا پلوتونیم استفاده می‌کند. اولین جایگاه از این نوع در ۲۷ ژوئن سال ۱۹۵۸ در شوروی سابق ساخته شد. که قدرت آن ۵۰۰۰ کیلو وات است. چون شکست سوخت هسته‌ای اساسا گرما تولید می‌کند، از گرمای تولید شده راکتورهای هسته‌ای برای تولید بخار استفاده می‌شود. از بخار تولید شده برای به حرکت در آوردن توربینها و ژنراتورها که نهایتا برای تولید برق استفاده می‌شود.

بمبهای هسته‌ای

این نوع بمبها تا حالا قویترین بمبهای و مخربترینهای جهان محسوب می‌شود. دارندگان این نوع بمبها جزو قدرتهای هسته‌ای جهان محسوب می‌شود.

پیل برق هسته‌ای Nuelear Electric battery

پیل هسته‌ای یا اتمی دستگاه تبدیل کننده انرژی اتمی به جریان برق مستقیم است، ساده‌ترین پیلها) شامل دو صفحه است. یک پخش کننده بتای خالص مثل استرنیوم ۹۰ و یک هادی مثل سیلسیوم.
جریان الکترونهای سریعی که بوسیله استرنیوم منتشر می‌شود ازمیان نیم هادی عبور کرده و در حین عبور تعداد زیادی الکترون اضافی را از نیم هادی جدا می‌کند که در هر حال صدها هزار مرتبه زیادتر از جریان الکتریکی حاصل از ایزوتوپ رادیواکتیو استرنیوم ۹۰ می‌باشد.
mush مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ای

کاربردهای پزشکی

در پزشکی تشعشعات هسته‌ای کاربردهای زیادی دارند که اهم آنها عبارتند از:

رادیو گرافی

گاما اسکن

استرلیزه کردن هسته‌ای و میکروب زدایی وسایل پزشکی با پرتو‌های هسته‌ای

رادیو بیولوژی

کاربردهای کشاورزی

تشعشعات هسته‌ای کاربردهای زیادی در کشاورزی دارد که مهمترین آنها عبارتست از:

موتاسیون هسته‌ای ژنها در کشاورزی

کنترل حشرات با تشعشعات هسته‌ای

جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی با اشعه گاما

انبار کردن میوه‌ها

دیرینه شناسی (باستان شناسی) و صخره شناسی (زمین شناسی) که عمر یابی صخره‌ها با C14 در باستان شناسی خیلی مشهور است.

کاربردهای صنعتی

در صنعت کاربردهای زیادی دارد، از جمله مهمترین آنها عبارتند از:

نشت یابی با اشعه

دبی سنجی پرتویی(سنجش شدت تشعشعات ، نور و فیزیک امواج)

سنجش پرتویی میزان سائیدگی قطعات در حین کار

سنجش پرتویی میزان خوردگی قطعات

چگالی سنج موادمعدنی با اشعه

کشف عناصر نایاب در معادن

archive.htm cmp clearday010 bnr مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ای

مقدمه

در واکنشهای شکافت هسته‌ای مقادیر زیادی نیز انرژی آزاد می‌گردد (در حدود ۲۰۰Mev)، اما مسئله مهمتر اینکه نتیجه شکستنهسته ۲۳۵U ، آزادی دو نوترون است که می‌تواند دو هسته دیگر را شکسته و چهار نوترون را بوجود آورد. این چهار نوترون نیز چهار هسته ۲۳۵U را می‌شکند. چهار هسته شکسته شده تولید هشت نوترون می‌کنند که قادر به شکستن همین تعداد هسته اورانیوم می‌باشند. سپس شکست هسته‌ای و آزاد شدن نوترونها بصورت زنجیروار به سرعت تکثیر و توسعه می‌یابد. در هر دوره تعداد نوترونها دو برابر می‌شود، در یک لحظه واکنش زنجیری خود بخودی شکست هسته‌ای شروع می‌گردد. در واکنشهای کنترل شده هسته‌ای تعداد شکست در واحد زمان و نیز مقدار انرژی بتدریج افزایش یافته و پس از رسیدن به مقداری دلخواه ثابت نگهداشته می‌شود.

fissionanim مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ای

انرژی شکافت هسته‌ای

کشف انرژی هسته‌ای در جریان جنگ جهانی دوم صورت گرفت و اکنون برای شبکه برق بسیاری از کشورها هزاران کیلو وات تهیه می کند (نیرو گاه هسته ای). بحران انرژی بر اثر بالارفتن قیمت نفت در سال ۱۹۷۳ استفاده از انرژی شکافت هسته‌ای بیشتر وارد صحنه کرد. در حال حاضر ممالک اروپایی انرژی هسته‌ای را تنها انرژی می‌داند. که می‌تواند در اکثر موارد جایگزین نفت شود. استفاده از انرژی شکافت هسته‌ای که بر روی یک ماده قابل احتراق کانی که بصورت محدود پایه گذاری می‌شود. برای سایر کشورها خطرات بسیار دارد در حال حاضر تولید الکتریسته با استفاده از شکافت هسته‌ای کنترل شده به میزان زیادی توسعه یافته و مورد قبول واقع شده است. تولید انرژی هسته‌ای در کشورهای توسعه یافته بخش مهمی از طرح انرژی ملی را تشکیل می‌دهد.

انرژی بستگی هسته‌ای

می‌توان تصور کرد که جرم هسته ، M ، با جمع کردن Z (تعداد پروتونها) ضربدر جرم پروتون و N تعداد نوترونها ضربدر جرم نوترون بدست می‌آید.

M = Z×Mp + N×Mn


از طرف دیگر M همیشه کمتر از مجموع جرمهای تشکیل دهنده‌های منزوی هسته است. این اختلاف به توسط فرمول انیشتین توضیح داده می‌شود که رابطه بین جرم و انرژی هم ارزی جرم و انرژی را برقرار می‌سازد. اگر یک دستگاه مادی دارای جرم باشد در این صورت دارای انرژی کلی E است. E = M C2 که در آن C سرعت نور در خلا و M جرم کل هسته مرکب از نوکلئونها و E مقدار انرژیی است که در اثر فروپاشی جرم M تولید می‌شود. بنابر این اصول انرژی هسته‌ای بر آزاد سازی انرژی پیوندی هسته استوار است. هر سیستمی که دارای انرژی پیوندی بیشتر باشد پایدار می‌باشد. در واقع جرم مفقود شده در واکنشهای هسته‌ای طبق فرمول E = M C2 به انرژی تبدیل می‌شود. پس انرژی بستگی اختلاف جرم هسته و جرم نوکلئونهای تشکیل دهنده آن است، که معرف کاری است که باید انجام شود تا نوکلئونها از هم جدا شوند.

nuclearreactors مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ایمواد شکافتنی

مواد ناپایدار برای اینکه به پایداری برسند، انرژی گسیل می‌کنند تا به حالت پایدار برسد. معمولا عناصری شکافت پذیر هستند که جرم اتمی آنها بالای ۱۵۰ باشد ،۲۳۵U و ۲۳۸U در معادن یافت می‌شود. ۹۹٫۳ درصد اورانیوم معادن ۲۳۸U می‌باشد.و تنها ۷% آن ۲۳۵U می‌باشد. از طرفی ۲۳۵U با نوترونهای کند پیشرو واکنش نشان می‌دهد. ۲۳۸Uتنها با نوترونهای تند کار می‌کند، البته خوب جواب نمی‌دهد. بنابر این در صنعت در نیروگاههای هسته‌ای ۲۳۵U به عنوان سوخت محسوب می‌شود. ولی به دلایل اینکه در طبیعت کم یافت می‌شود. بایستی غنی سازی اورانیوم شود، یعنی اینکه از ۷ درصد به ۱ الی ۳ درصد برسانند.

شکافت ۲۳۵U

در این واکنش هسته‌ای وقتی نوترون کند بر روی ۲۳۵U برخورد می کند به ۲۳۶U تحریک شده تبدیل می‌شود. نهایتا تبدیل به باریوم و کریپتون و ۳ تا نوترون تند و ۱۷۷ Mev انرژی آزاد می‌شود. پس در واکنش اخیر به ازای هر نوکلئون حدود ۱ Mev انرژی آزاد می‌شود. در واکنشهای شیمیایی مثل انفجار به ازای هر مولکول حدود ۳۰ Mev انرژی ایجاد می‌شود. لازم به ذکر است در راکتورهای هسته‌ای که با نوترون کار می‌کند، طبق واکنشهای به عمل آمده ۲ الی۳ نوترون سریع تولید می‌شود. حتما این نوترونهای سریع باید کند شوند.


دید کلی:‏


پلوتونیوم یک عنصر شیمیایی با عدد اتمی ۹۲ و جرم اتمی ۲۳۹ که اولین بار طی واکنش کنترل شده شکست هسته اورانیوم تهیه ‏گردید. کاربردهای انرژی هسته ای به وسیله بشر با اورانیوم ۲۳۵ شروع شد. که مهمترین سوخت هسته ای بوده و هست.

سوخت هسته ای اورانیوم:‏


اگر ایزوتوب اورانیوم ۲۳۵ ( موجود در اورانیوم طبیعی ) قابل شکست نمی بود حتی با داشتن کوهی از اورانیوم طبیعی کسی ‏نمی توانست از انرژی نهانی آن استفاده نماید. این ایزوتوپ به وسیله نوترون هایی با هر مقدار انرژی به خوبی شکسته می شود.‏


فلز طبیعی اورانیوم محتوی مقادیر بسیار کمی از آن است. فقط ۰٫۷ درصد باقیمانده درصد اورانیوم طبیعی شامل ۹۹٫۳ ‏درصد اورانیوم ۲۳۸ می باشد که فقط به وسیله نوترون های سریع شکسته می شود.‏


اورانیوم ۲۳۸ به طور بسیار موثری نوترون های کند با انرژی یک تا ده الکترون ولت را جذب می کند.


سوخت هسته ای پلتونیوم:‏


اگر نوترون های پر انرزی حاصل از شکست اورانیوم ۲۳۵ را به کمک کند کننده هایی از جمله گرافیت ، آب معمولی یا ‏آب سنگین یا مواد دیگر به این مقدار انرژی (۱ تاev 10) کند کنیم، معجزه شروع می شود. هسته اورانیوم ۲۳۸ چنین نوترون ‏های آهسته ای را جذب می کند. سپس تحریک و تجزیه شده و بالاخره به پلتیونیوم با نیم عمر ۲۴٫۴ سال تبدیل می شود.


نکته قابل توجه این که اورانیوم ۲۳۵ هم به وسیله نوترون های سریع و هم آهسته شکسته می شود. بدین ترتیب در حین ‏مصرف اورانیوم ۲۳۵ در راکتور ، مقدار معینی اورانیوم ۲۳۸ (غیر قابل شکست در عمل ) به پلتونیوم ۲۳۹ ( قابل شکست ) ‏تبد یل می شود.


در روش فوق در طی مصرف تدریجی اورانیوم ۲۳۵ (۰٫۷ درصد) و پلتونیوم ۲۳۹ که به طور غیر راکتور هسته ای ، ‏تبدیل مقدار قابل ملاحظه ای از اورانیوم ۲۳۸ طبیعی به سوخت هسته ای مناسب ممکن می گردد.‏


پلتونیوم ۲۳۸ خالص یک سم قوی است و به سادگی در هوا آتش می گیرد و در حین تجزیه ذرات آلفایی با انرژی حدود Mev‏ ۵ آزاد می کند. ‏


ورود پلتونیوم بویژه در ارگانیسوم انسان یا حیوان خطرناک می باشد. زیرا نمی تواند به وسیله اعمال طبیعی از بدن خارج ‏شود. پلتونیوم در بدن ، به طور شدیدی اشعه گاما ساطع کرده و باعث بیماری های تشعشعی حاد و یا حتی مرگ می شود. ‏


کاربردهای سوخت هسته ای:


در راکتور هسته ای از این مواد جهت تامین انرژی گداخت هسته ای وشکافت هسته های سنگین استفاده می شود.‏


در نیروگاه هسته ای جهت تولید انرژی هسته ای و راه اندازی ژنراتورها ، موتورها و دیناموها به کار برده می شود.‏


در صنایع نظامی کاربرد وسیعی داشته و در ساخت مهمات و سلاحهای پرقدرت از جمله انواع چاشنی ها ، راکت ها ، نارنجک ها ، ‏زیر دریایی های هسته ای ، سفینه های فضایی ، موشکهای دور برد و بمب های هسته ای استفاده فراوان می شود.

toppage11.htm cmp clearday010 bnr مقاله ای کامل در مورد انرژی هسته ای

مقدمه

انرژى هسته‌اى با توجه به ویژگىهاى حیرت انگیزش در آزاد سازى حجم بالایى از انرژى در قبال از میان رفتن مقادیر ناچیزى از جرم ، به عنوان جایگزین سوختهاى پیر فسیلى که ناجوانمردانه در حال بلعیده شدن هستند، مطرح شده است. ایران نیز با وجود منابع گسترده نفت و گاز به دلیل کاربردهاى بهترى که سوختهاى فسیلى نسبت به سوزانده شدن در کوره‌ها و براى تولید حرارت دارند، براى دستیابى به این نوع از انرژى تلاشهایى را از سالهاى دور داشته است و در سالهاى پس از انقلاب همواره مورد اتهام واقع شده که هدف اصلیش نه فناورى صلح آمیز که رسیدن به فناورى تسلیحات هسته‌اى است.

چرخه سوخت هسته‌اى شامل مراحل استخراج ، آسیاب ، تبدیل ، غنى سازى ، ساخت سوخت باز تولید و راکتور هسته‌اى است و به یک معنا کشورى که در چرخه بالا به حد کاملى از خودکفایى و توسعه رسیده باشد با فناورى تولید سلاحهاى هسته‌اى فاصله چندانى ندارد.

استخراج

در فناورى هسته‌اى ، خواه صلح آمیز باشد یا نظامى ، ماده بنیادى مورد نیاز، اورانیوم است. اورانیوم از معادن زیر زمینى و همچنین حفاریهاى روباز قابل استحصال است. این ماده به رغم آنکه در تمام جهان قابل دستیابى است، اما سنگ معدن تغلیظ شده آن به مقدار بسیار کمى قابل دستیابى است. زمانى که اتمهاى مشخصى از اورانیوم در یک واکنش زنجیره‌اى دنباله دار که به دفعات متعدد تکرار شده ، شکافته مى‌شود، مقادیر متنابهى انرژى آزاد مى‌شود، به این فرآیند شکافت هسته‌اى مى‌گویند.

فرآیند شکاف در یک نیروگاه هسته‌اى به آهستگى و در یک سلاح هسته‌اى با سرعت بسیار روى مى‌دهد، اما در هر دو حالت باید به دقت کنترل شوند. مناسبترین حالت اورانیوم براى شکافت هسته‌اى ایزوتوپهاى خاصى از ۲۳۵U (یا ۲۳۹Pu) است. ایزوتوپ ها ، اتمهاى یکسان با تعداد نوترونهاى متفاوت هستند. به هرحال ۲۳۵U به دلیل تمایل باطنى به شکافت در واکنشهاى زنجیرى و تولید انرژى حرارتى به عنوان «ایزوتوپ شکافت» شناخته شده است.

هنگامى که اتم ۲۳۵U شکافته مى‌شود دو یا سه نوترون آزاد مى‌کند. این نوترونها با سایر اتمهاى۲۳۵U برخورد کرده و باعث شکاف آنها و تولید نوترونهاى جدید مى‌شود. براى روى دادن یک واکنش هسته‌اى به تعداد کافى از اتمهاى ۲۳۵U براى امکان ادامه یافتن این واکنشها بصورت زنجیرى و البته خودکار نیاز است. این جرم مورد نیاز به عنوان «جرم بحرانى» شناخته مى‌شود. باید توجه داشت که هر ۱۰۰۰ اتم طبیعى اورانیوم شامل تنها حدود هفت اتم ۲۳۵U ، یعنی (۰٫۷ درصد) بوده و ۹۹۳ اتم دیگر از نوع ۲۳۸U هستند که اصولا کاربردى در فرآیندهاى هسته‌اى ندارند.

نظرات() 

مقاله ای کامل در مورد آدولف هیتلرReviewed by Bahrami on Dec 24Rating:

دوران جوانی مبتذل: آدولف هیتلر در ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در روستا براناو در اتریش به دنیا آمد.پدرش آلوئیس معدنچی بود و در هنگام تولد آدولف ۵۲ سال داشت و هنگامی که پیشوا آینده شش ساله شد آلوئیس خود را با حقوقی ناچیز ولی مناسب پیش از موعد بازنشسته کرد.نام آدولف را در آموزشگاه شبانه روزی نوشتند.ضممن آماده ساختن آنان برای تحصیلات متوسطه درسهایی برای ورود به برخی از رشته های فنی یا بازرگانی نیز داشته باشند.آلوئیس در سال ۱۹۰۳ درگذشت،اما نتیجه تحصیلات آدولف آدولف رضایت بخش نبود. او به یک چیز علاقه داشت،نقاشی در چنین شرایطی بود که آدولف در سن ۱۶ سالگی به مادرش گفت از تحصیلات کلاسیک خسته شده و مایل است وارد آکادمی هنرهای وین بشود.

EXrozblog.comEX

دوران جوانی مبتذل: آدولف هیتلر در ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در روستا براناو در اتریش به دنیا آمد.پدرش آلوئیس معدنچی بود و در هنگام تولد آدولف ۵۲ سال داشت و هنگامی که پیشوا آینده شش ساله شد آلوئیس خود را با حقوقی ناچیز ولی مناسب پیش از موعد بازنشسته کرد.نام آدولف را در آموزشگاه شبانه روزی نوشتند.ضممن آماده ساختن آنان برای تحصیلات متوسطه درسهایی برای ورود به برخی از رشته های فنی یا بازرگانی نیز داشته باشند.آلوئیس در سال ۱۹۰۳ درگذشت،اما نتیجه تحصیلات آدولف آدولف رضایت بخش نبود. او به یک چیز علاقه داشت،نقاشی در چنین شرایطی بود که آدولف در سن ۱۶ سالگی به مادرش گفت از تحصیلات کلاسیک خسته شده و مایل است وارد آکادمی هنرهای وین بشود.

 مقاله ای کامل در مورد آدولف هیتلرq576eqjhffdotzg13vzk مقاله ای کامل در مورد آدولف هیتلر

دوران جوانی مبتذل: آدولف هیتلر در ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در روستا براناو در اتریش به دنیا آمد.پدرش آلوئیس معدنچی بود و در هنگام تولد آدولف ۵۲ سال داشت و هنگامی که پیشوا آینده شش ساله شد آلوئیس خود را با حقوقی ناچیز ولی مناسب پیش از موعد بازنشسته کرد.نام آدولف را در آموزشگاه شبانه روزی نوشتند.ضممن آماده ساختن آنان برای تحصیلات متوسطه درسهایی برای ورود به برخی از رشته های فنی یا بازرگانی نیز داشته باشند.آلوئیس در سال ۱۹۰۳ درگذشت،اما نتیجه تحصیلات آدولف آدولف رضایت بخش نبود. او به یک چیز علاقه داشت،نقاشی در چنین شرایطی بود که آدولف در سن ۱۶ سالگی به مادرش گفت از تحصیلات کلاسیک خسته شده و مایل است وارد آکادمی هنرهای وین بشود.
او به مدت دوسال نقاشی می کرد و به فکر حرفه ی معماری بود،خودش را طرفدار موسیقی واگذار می داند ولی در آزمون ورودی آکادمی پذیرفته نمی شود.هیتلر به مدت پنج سال به ولگردی ادامه می دهد و در اتاقکی که با یکی از دوستانش تقسیم کرده بود یا در یک آسایشگاه می خوابد و به شغلهای متفرقه از قبیل کارگر ساختمانی،باربر؛فروشنده ی تابلوهای نقاشی… می پردازد.
از دیدگاه هیتلر،عواملی که سد راه موفقیت او شده بود مجموعاً عبارت بودند از یهودیان،کشیشان،سوسیال دمکراتها ،هیتلر این گروه ها را تحقیر می کرد.همان طور که بشریت را به طور اعم و کسانی را که با وسایل کلاسیک از نردبان اجتماع بالا رفته بودند به طور اخص مورد تحقیر قرار می داد.
افکار نژادی
وی اصولاً ضد یهودی بود.موضع گیری هیتلر در آن زمان ،در میان بسیاری از جوانان اتریشی که عقیده داشتند آلمانیان نژاد برترند و باید در میان آلمانیها تفکیک قائل شد و کسانی دارای کیفیت عالی هستند که تبار اتریشی داشته باشند ،رواج داشت.وی در اوریل سال ۱۹۱۳ وین را ترک و در سالزبورگ خود را به مقامات نظامی معرفی می کند که او را به علت ضعف بنیه نمی پذیرند.به مونیخ می رود و به مشتریان آبجوفروشی ها پیشنهاد کشیدن تصویرشان را می کند و از این طریق امرار معاش می کند..
نخستین جنگ جهانی:
جنگ جهانی اول فا می رد،که از دیدگاه هیتلر لحظه ای بزرگ به شمار می رود دولتهای آلمان و اتریش-مجارستان متحد یکدیگر شده اند.هیتلر تقاضای استخدام در یکی از هنگهای باواریایی می کند.در آن هنگام تابعیت اتریشی و اینکه به سربازی نرفته به حساب نمی اید و این بار داوطلب را می پذیرند.او را به گردان ۱۶ پیاده نظام منصوب و به شهر لیل در فرانسه تا در نبرداپیر شرکت کند.هیتلر به دریافت مدال صلیب آهن درجه ۲ مفتخر می شود.در اکتبر ۱۹۱۵ از ناحیه پا زخمی می شود اورا به بیمارستان می فرستند و در مه ۱۹۱۷ با درجه گروهبانی به جبهه بازمی گردد.در اوت ۱۹۱۸ مدال صلیب آهن درجه یک دریافت می کند.در اکتبر آن سال یک بار دیگر مجروح و گلوله گاز سمی به چشمانش اصابت می کند و بطور موقت نابینا می شود.
در۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ آلمان تسلیم می شد که در آن موقع هیتلر در بیمارستان بستری بود،که پس از شنیدن این خبر شوک شدیدی به او وارد شد و تصمیم گرفت که آلمان را قدرتمند نشان دهد.
هیتلر تسلیم آلمان را رد کرد و شکست آلمان را نتیجه اتحاد یهودیان و کمونیست ها می داشت.پس در جنگ جهانی اول با شکست رایش دوم در جنگ جهانی اول در آلمان جمهوری وایمار تشکیل شد.
۲ -تولد ناسیونال سوسیالیسم

ورود به سیاست:
جذب از یک گروه کوچه با تمایلات ملی گرایی در آخرین سال های جنگ جهانی اول شکل گرفت.در سال ۱۹۱۸ گروهی به نام ؟؟رایگان برای صلح کارگران اسمان اعلام موجودیت کرد.در تاریخ ۷ مارس ۱۹۱۸ توسط آنتون درکسلر شعبه آن در مونیخ شکل گرفت که تشکیل شده از افرادی بود که در جنگ جهانی اول شرکت کرده بودند.در تاریخ ۵ ژانویه ۱۹۱۹ آنتون حزب مستقلی تشکیل داد و از ان جدا شد که ۵۵ نفر عضو این حزب بود.دولت وایمار (دولتی است که بعد از جنگ جهانی اول تشکیل شد)برفعالیت این حزب مشکوک شد و جاسوسی را براین گروه فرستاد و این جاسوس آدولف هیتلر بود و این جذب پیوست و تحولات حزب را گزارش می داد.هیتلر نه تنها مخالف نبود ،بلکه به یکی از افراد اصلی حزب تبدیل شد،و از سازمان اطلاعات ارتش وارد این ۷ نفر شود و نام آن را به سوسیالست ملی در ۲۴ فوریه ۱۹۲۰ تغییر دهد.سخنان ملی گرایانه او به جذب این حزب کمک کرد و او را محبوب کرد میان افراد حزب،هیتلر ۷ نفره هئیت حزب را لغو و ریاست حزب را برعهده گرفت.پس از ریاست به تشکیل گروه شبه نظامی حزب به نام (اس آ)بود.
هیتلر دو هدف داشت:
۱- پیشرفت آلمان
۲- مقابله با دشمنان یعنی فرانسه،انگلستان و شوروی
نماد این حزب صلیب شکسته بود.
سفر به برلین:
در مارس ۱۹۲۰،مرتجعان قدرت را در برلین در دست می گیرند در مسافرتی به پایتخت همسفر او بنام اکهارت که همه اشخاص سرشناس برلین را می شناسد او را به دهکده اش می برد و در انجا او را به شماری از بزرگان کشور،از جمله ژنرال لودندورف معرفی می کند.لودندورف تصمیم می گیرد در مونیخ مستقر شود و نشانی خود را به هیتلر می دهد هیتلر خوشحال به مونیخ برمی گردد.اکنون وارد محفل بزرگان شده است.به محض بازگشت به مونیخ با رودلف هس او را پیشوا می نامد.تظاهرات حزب ناسیونال سوسیالیست ادامه می یابد،یکی از اعضا جدید حزب که به صندوق حزبی کمک می کند.ارنست فن بورزیگ،رئیس کارخانه فولادسازی است که به هیتلر می گوید:نیروی حزب در شخص او متمرکز است،واگر او به صندوق حزب کمک می کند،به این دلیل است که به شخص او اعتماد دارد.رئیس کارخانه فولاد سازی اهل دروغ و چاپلوسی نیست.آدولف هیتلر درباره ی مسئله غرامتهای سنگینی که متفقین تحمیل کرده اند همچنان سخنرانی می کرد.

تاسیس گروه حمله(S.A.):
از آن پس،گروه کوچک محافظان شخصی هیتلر،که مرکب از افرادی مشکوک با پیشینه جزایی بودند،وزیر نظر ارنست روهم همچنس گرا فعالیت می کردند کافی به نظر نمی رسد.بنابراین گروه حمله(S.A.)را تاسیس می کند که نخستین وظیفه اش تشخیص اخلالگران بالقوه در گردهمایهای حزبی است.
افزایش محبوبیت هیتلر:
هنگام حمله پلیس به یک گردهمایی مخالفان،سخنران جلسه ای که بالرشتت نام دارد،منصوب می شود.هیتلر به این نتیجه می رسد که اگر اقناع شفاهی بازور همراه نباشد،بی فایده خواهد بود و نخواهد توانست به تحمیل عقاید و جلب دیگران بپردازد.بالرشتت شکایت می کند و هیتلر به ۱ ماه زندان محکوم می شود که وسیله ای تبلیغاتی عالی تشخیص می دهد.مسئله هیتلر نزد حکومت باواریا مطرح می شود،ارتیش و خطرناک است و به تازگی محکوم شده است.آیا نمی توان او را از آلمان اخراج کرد؟
اما هیتلر طرفدارانی حتی در صف دولتیان دارد.گورنتز،مهردار کابینه،از او رفاع می کند و صحبت از شورش واقعی در صورت اتخاذ چنین تصمیمی می نماید.

۳-صعود هیتلر
نخستین خوشبختی:
هینزبورگ موافقت خود را با طرح یانگ اعلام می دارد.یانگ کارمند واردات دارایی او را با هیتلر آشنا می کند و آن دو در سپتامبر ۱۹۲۹ با هماهنگی یکدیگر طرح قانونی بر ضد انقیاد ملت آلمان و تبدیل ملت آلمان به مستعمره را تهیه می کنند.هنگام رای گیری در مجلس رایشتاگ طرح شکست می خورد و هیندنبورگ از پشتیبانی آنان دست می کشد.هیتلر صعود می کند،جذب او بازسازی می شود.به عضوگیری در میان پرسنل ارتش می پردازد ،بدون اینکه گروه حمله را منحل نماید،ژنرال کورت فون اشلاشیر، که با مارشال فون هیندنبورگ دوست صمیمی است،نقشه ای طرح می کند:به دیدار هیتلر می رود و از او می خواهد که نازیها در تجدید انتخابات هیندنبورگ که دوره ی هفت ساله ریاست جمهوری اش در سال ۱۹۳۲ پایان خواهد یافت،کمک کنند.اوبا یک تیر دونشان می زند،اویک سوی آراء هیندنبورگ را افزایش خواهد داد،و از سوی دیگر شور انقلابی نازیها را آرام خواهد ساخت و به توافق می رسد.
صدراعظم رایش:
سرانجام به پیشنهاد هیتلر،فون پاپن به صدارت منصوب می شود و هیندنبورگ با حسن نیت گمان می کند توانسته است هیتلر را شهمات کند.رئیس جمهور به مون پاپن می گوید هیچ گاه بودن حضور او،هیتلر را نخواهد پذیرفت،مون پاپن نیز موفق شده است تنها سد شغل وزارت را به حزب هیتلر بسپارد.دولت فون پاپن ،دیری نمی پاید(ژوئیه – ن.امبر۱۹۳۲) و هیتلر و در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳،نخستین کابینه خود را تشکیل می دهد
گورینگ،که به وزارت کشور مذاکرات مزبور به نتیجه نرسد،کاری به جز انحلال رایشتاگ باقی نخواهد ماند.اعضای کابینه متعلق به احزاب دیگر مبهوت می شوند.اگر هیندنبورگ مقاوم صدارت را به هیتلر سپرده بدین منظور بود که جنبش ائتلافی ناهدف وحدت ملی را رهبری کند.هیتلر با رهبر میانه روی ها ملاقات می کند و با این نتیجه گیری باز می گردد:مذاکره امکان پذیر نیست.باید مجلس را منحل کرد و به تجدید انتخابات پرداخت.اما دیگر خیلی دیر شده است. هیندنبورگ فرمان انحلال رایشتاگ را امضاء کرده است.
حزب نازی»حزب واحد:
مقر سازمانهای سیاسی غیر نازی به بهانه های گوناگون اشغال می شوند.همه اینها پیش درآمد فرمان ۱۴ ژوئیه ۱۹۳۳ است،که شامل دو ماده می باشد:
ماده۱- حزب ناسیونال سوسیالیت کارگران آلمان تنها حزب سیاسی موجود در آلمان است.
ماده ۲ – هرکس اقدام به حفظ دیگری نماید یا حزب جدیدی تاسیس کند بشدت مجازات خواهد شد.
افراد رایا به خاطر وابستگی به احزاب ضدنازی،یا با انگیزه های سیاسی و با فرمان های سفید مهر بازداشت و به این اردوگاههای مرگ می فرستند.در همین حال حال،نخستین قوانین نژادی انتشار می یابد.قوانین مزبور در مرحله نخست شامل یهودیانی می شود که نسبت به جمهوری وایمار علاقه نشان داده بودند.این قانون به دولت اجازه می دهد که به جای آنان،نازیهایی را بگمارد که روزبه روز بر تعدادشان افزوده می شود.
۴-پیشوای رایش سوم
هیتلر رئیس شور:اعلام دهمبستگی شخصی هیتلر با نیروهایی که آماده جنگیدن برای او هستند،نتیجه خود را به بار می آورد.؟؟در ساعت ۹ صبح روز دوم اوت ۱۹۳۴ جهان را وداع می کند و در ساعت ۱۰،شماره های فوق العاده روزنامه ها زیر چاپ می روند تا ا این خبر را منتشر سازند:هیتلر از این تاریخ شغل ریاست جمهوری را به صدارت عظمی افزوده و تبدیل به رئیس کشور و فرمانده کل نیروهای مسلح رایش شده است.خون پاپن،فون نویرات شورین فون کروزیگ،فون بلومبرگ و دکتر شاخت فرمان مزبور را امضاء می کنند.

سیاست پان ژرمانیسم
هیتلر که اکنون به عالی ترین مدارج صدارت رسیده است،اختیار نخست وزیری ایالات را به بزرگان،حزبی می سپارد:گورنیگ،گوبلز،هیلمر،لی و دکتر شاخت…
در سیاست خارجی شیوه هایی بکار می برد که آنها را پویا می نامد،و عبارت از ایجاد “نژاد برتر” است که ترجمان بلند پروازی شخصی اوست که سکان اروپای بعد از جنگ را – که قبلاً طرح ریزی کرده است- در دست آلمانیها قرار می دهد .از دیدگاه هیتلر،از آن پس مسئله پرداخت غرامات جنگ مطرح نیست،بلکه برپا کردن آلمانی دارای استعداد بالقوه نظامی و صنعتی مهم است.
و از زمانی که هیتلر به سوی قدرت رانده شده احساس می کرد سرنوشت او را مامور تجدید وحدت آلمان بزرگ کرده است.بازتاب اجرای این برنامه بر مردمانی بی شمار از جمله جابه جایی دسته جمعی نژادهای پست،ویرانی مراکز کمونیستی و شبه کمونیستی و آنچه به یهودیان مربوط می شد،یعنی”راه حل نهایی” را با خودسری تلقی می کرد یعنی در واقع،نابودی بی قید و شرط یهودیان با شیوه های فنی….
وی با زبان دیپلوماسی نقایص عهدنامه ورسای را بر می شمرد،واین کار پشتیبانی انگلیسها را که مایل بودند نقش روبی طرف را بازی کنند،جلب می کرد.

وی در ۲۶ ژانویه ۱۹۳۴ با لهستان که از سال ۱۹۲۱ متحد فرانسه است،پیمان عدم تجاوز امضا می کند.در ژانویه ۱۹۳۵ در ایالت سار همه پرسی انجام می گیرد و ۹۰ درصد آرا رای دهندگان به الحاق به آلمان رای می دهند.
فرانسویان و انگلیسیان می کوشند هیتلر را به تفاهم درباره ی کمک متقابل راضی کنند،ولی توفیق نمی یابند.این بار هیتلر است که مخالفت می ورزد زیرا نقشه تحدید تسلیحات ولی در دست اجراست.
در نوامبر ۱۹۳۵ مجلس رایشتاگ ،که در نورنبرگ نشکیل شده است،حقوق شهروندی را از آلمانیهای یهودی تبار سلب می کند.ازدواجهای مختلط قدغن می شوند
۵-الحاق سرزمینها

هدف جدید-چکواسلواکی:
هیتلر که در سازمان های اطلاعاتی عالی در اختیار دارد،دقیقاً در جریان این واقعیت قرار گرفته است که در صورت تجاوز به چکواسلواکی با هیچ گونه مقاومت جدی روبه رو نخواهد شد.از سرناچاری چکواسلواکی با فرانسه و شوروی پیمان اتحاد نظامی امضا می کند که براساس آن هرگاه کشوری مرتکب تجاوز به چکواسلواکی شود،به منزله ی جنگ خواهد بود ولی روس ها با چکواسلواکی مرز مشترک نداشتند.
در این هنگام هیتلر سربازانش زا به امتداد مرزهای چکواسلواکی می فرستد .بنش،رئیس جمهوری چکواسلواکی واکنش نشان می دهد و سربازان چک را در برابر آنان قرار می دهد.دولتها فرانسه و انگلستان به هیتلر هشدار می دهند.ولی افکار عمومی بر ضد چکواسلواکی است.آیا در صورت پشتیبانی در چکواسلواکی خطر جنگ
مذاکره با چمبرلن:
چمبرلن برای نخستین بار در زندگی در ۱۶ سپتامبر سوار هواپیما می شود.اما در باره ی این مذاکرات هیچ اختلافی نظری وجود ندارد،هیتلر پس از سخنرانی مفصلی که ضمن آن اصول سیاست خارجی خود را تشریح کرد،اظهارداشت مسئله سودت پرونده ی جداگانه ای تشکیل می دهد.اهالی سودت از نژاد آلمانی هستند و باید در میهن اصلی شان ادغام شوند،اگر در اجرای این نقشه کسی چوب لای چرخ هیتلر بگذارد جنگ را آغاز خواهد کرد ،بی آنکه به فکر پیامدهای آن باشد.چمبرلن یک طرح عملیاتی مشترک فرانسه و انگلیس را به هیتلر ارائه می دهد،که با دشواری به تصویب دولت چکواسلواکی رسانده است.دراین هنگام یکی از دستیاران هیتلر تقاضای ورود می کند او تلگرافی را آورده که حاکی از به قتل رساندن چند تن از اهالی سودت رسیده اند.هیتلر فقط در باره ی موضوع اخیر با چمبرلن گفتگو می کند و می گوید در چنین شرایطی ورود سربازان آلمانی به چکواسلواکی اجتناب ناپذیر است.
تدارکات نظامی در فرانسه و انگلستان:
هیتلر در ۲۳ سپتامبر،سخنرانی مهمی ایراد می کند و ضمن آن،قصد خود را به ورود به چکواسلواکی اعلام می دارد.دالادیه طرح اشغال چکواسلواکی را پیشنهاد می کند و متعهد می شود در صورتی که هیتلر با آن موافقت کند،آن را به تصویب چکها برساند.چمبرلن فرستاد های نزد موسولینی اعزام و از وی می خواهد که هیتلر را به سرعقل بیاورد.موسولینی موافقت می کند،زیرا آماده ی جنگ نیست.

۶-جنگ جهانی دوم:
پیمان فولاد:
در اتحاد شوروی،دیپلوماتها ی آلمانی با دیپلوماتهای فرانسوی و انگلیسی دیدار می کنند و به آنان می گویند خطر کردن برای یک موضوع کوچک میان آلمان و لهستان تا چه اندازه خطرناک خواهد بود.ریبن تروپ و کنت چیایو،داماد موسولینی و وزیر خارجه ایتالیا،مشغول تهیه پیمان اتحادی هستند که در ۲۲ مه ۱۹۳۹،تحت عنوان “پیمان فولاد”امضاء می شود.
جنگ اعلام می شود:دولت های بلژیک ،هلند،انگلستان و فرانسه از ۲۶ اوت شروع به بسیج عمومی کرده اند،در ۳ سپتامبر،چمبرلن به دالا دیه اطلاع می دهد که اگر فرانسه در برابر آلمان موضع گیری نکند.انگلستان به تنهایی اقدام خواهد کرد.درهمان روز،سرنویل هندرسون،سفیر انگلیس در برلین،اتمام حجتی به ریبن تروپ می فرستند که اگر در ظرف دوساعت آلمان تضمین ندهد که دخالت نظامی در لهستان را متوقف خواهد کرد.انگلستان خود را در حالت جنگ با آن کشور خواهد دانست.هیتلر در ۶ اکتبر اعلام می دارد که چیزی به جز صلح نمی خواهد،مشروط به اینکه متفقین فتوحات وی در جبه شرق را زیر سئوال نبردند.چنین کاری امکان پذیر نیست.هیتلر به ملت آلمان می گوید فرانسویان و انگلیسیان واقعاً جنگ طلب اند و می افزاید.فرانسویان قصد دارند بلژیک و هلند را تصرف کنن

حمله به نروژ:
در۲۰ نوامبر،روس ها به فنلاند تجاوز می کنند.در ۵ فوریه ۱۹۴۰ فرانسه و انگلستان تصمیم می گیرند یک سپاه دو هزارنفری به نروژ اعزام کنند.هیتلر به منظور جلوگیری از این کار،در ۱۰ آوریل دستور اشغال نروژ را صادر و کیسلینگ نازی را به فرمانداری آن کشور منصوب می کند.
در این میان،هیتلر در ۱۰ مارس،با سامنرولز، معاون وزارت خارجه امریکا،که به منظور تلاش در میانجیگری به برلین سفر کرده است،ملاقات می کند ولی این تلاش نیزبی نتیجه می ماند.
مسئله نروژ هیتلر را که قادر نیست در یک میان در چند جبهه بجنگند، و به خصوص به توصیه ستاد ارتش و متحدش موسولینی ناچار شده بود حمله به جبهه غرب را به تعویق افکند،عصبی می سازد،در جبهه غرب نیز “جنگ مسخره” جریان دارد که سربازان خط نخست جبهه در پناه ماژینو و خط زیگفرید و زدوخوردهایی که بیشتر جنبه محلی دارد،به استراحت می پردازد.
نبرد فرانسه:
سرانجام در ۱۰ مه ۱۹۴۰ نبرد فرانسه برابر با نقشه ای که خود هیتلر کشیده است،آغاز می شود.دفاع از جبهه اردن ضعیف است. جنگها آردن برای استفاده از تانک نامناسب است.ولی هیتلر به تانکهایش دستور می دهد از آردن عبور کند ولی حمله با موفقیت روبه رو می گردد.در ۱۱ ژوئن ،موسولینی تصمیم می گیرد وارد جنگ شودآالمانیها با بدگمانی از تصمیم دیکتاتور ایتالیا که به سربازان به شدت قابل بحث خود به یاری دیکتاتور فاتح شتافته است،استقبال می کنند!زیرا آلمانیها در ۵ ژوئن محله خود را از سرگرفتند،ودر ۱۴ ژوئن وارد پاریس بی دفاع شده و تا سرحد اسپانیا گسترده می شوند.
هیتلر در ۱۸ ژوئن عازم مونیخ می شود تا در باره شرایط صلحی که باید به فرانسه تحمیل کرد با موسیولینی مذاکره کند.موسیولینی ادعای ارضی خود را مطرح می کند که هیتلر نمی پذیرد.قصد او این است که انگلستان را وادار سازد در برابر مخاصمات چند مستعمره خود را به او بدهد.
در۲۲ زوین ترک مخاصمه با فرانسه در روتوند در همان واگنی که ترک مخاصمه سال۱۹۱۸ امضا شده بود.بنابراین خود را اماده حمله به انگلستان می سازد و در ۸اوت هواپیماهای خود را به منظور ویران کردن شهرهای ان کشور میفرستد و دستور نابودی انسانها و ساختمانها را می دهد.
دنیا جبهه گیری می کند:
هیتلز به خوبی می داند که روسها از نظر عددی بر او برتری دارند ولی بر روی فناوری آلمان محاسبه می کند و با وحشتی که از بلشویسم دارد وانمود می کند که رژیم روسیه شکننده است و نخواهد توانست مدت مدیدی در برابر آلمان مقاومت ورزد.وانگهی او دست ماموران گشتاپو را که همواره با سربازان بوده و پس از هر پیوندی وظیفه نابود کردن رهبران کمونیست را داشته اند باز گذاشته است.
کشورهای اشغال شده یا متحد آلمان- ایتالیا،اسلواکی،فنلاند،مجارستان و آلبانی – در کنار هیتلر قرار می گیرند و به شوروی اعلان جنگ می دهند.در فرانسه حکومت مارشال پتن روابط سیاسی خود را با شوروی قطع می کند و سرانجام اینگه ،ژنرال فرانکو پشتیبنی اسپانیا را در این جنگ صلیبی بلشویسم به هیتلر وعده می دهد.آن گاه دولتهای ایتالیا،مجارستان،منچوکوئو و اسپانیا به پیمان ضد کمینترن سال ۱۹۳۶ آلمان و ژاپن ملحق می شوند.
از سوی دیگر،روزولت و چرچیل در یک نبرد ناو در امتداد ساحل امریکا با یکدیگر ملاقات و منشور آتلانتیک را امضاء کند،که نمایندگان کشورهای متفق در لندن -۲۶ کشور- به آن می پیوندند.
کنگره امریکا قانون وام و اجاره را تصویب می کند که اجازه اراسل اسلحه و مهمات را به انگلستان می دهد و به زودی به اتحاد شوروی و کلیه کشورهای متفق گسترش می یابد.
حمله به روسیه:
هیتلر برخلاف نظر فرماندهان نظامی،که مایل بودند لشگریان خود را به منظور شکاف در صفوف ارتش سرخ متمرکز کنند،دستور پخش نیروهای مزبور به شکل بادبزن را می دهد،یک لحظه به این فکر می افتد که دستور حمله نیروهای مزبور به لنینگراد را صادر کند،ولی شمار معدودی از لشگریان خود را به سوی پایتخت سابق روسیه می فرستند و بیشتر به تسخیر اوکراین می پردازد،و سربازان خود را آماده ی محاصره مسکو می سازد.ارتش آلمان همچنان به حملات خشمگینانه ی خود ادامه می دهد.لنینگراد را محاصره و کی یف را اشغال می کند،و به پیشروی ادامه می دهد،ولی در ۲۰ کیلومتری مسکو،پیشروی آلمانیها متوقف می شود،پیروزی در جبهه جنوب قطعی است ولی استالین در ۶ دسامبر،ضد حمله خود را آغاز می کند.آلمانیها ۲۰۰ کیلومتر عقب نشینی می کند،و اکنون زمستان فرارسیده است،شورویها ارتش خود را بازاسزی می کنند و صنایع خود را به درون کشور منتقل می سازند.
نخستین زمستان روسیه:
بزرگترین مشغله فکری هیتلر،زمستان روسیه است.سربازان آلمان برای رویارویی با سرمای روسیه مجهز نیستند.هیتلر پس از یک بحث تند،استعفای ماراشل فون براو؟؟را می پذیرند و خودش رهبری جنگ در جبه روسیه را در دست می گیرد.او بخشی از طرحی را که دریاسالار ریدر در مورد حرکت به سوی خاورمیانه و پیوستن به ژاپنیها ارائه داده بود. می پذیرد.ماراشل رومل ،که در چارچوب این طرح کار می کند.طبرق را می گشاید و به العلمین،درصد کیلومتری قاهره می رسد،اگر به او سرباز و اسلحه اضافی برسانند بی شک موفق خواهد شد به پیشروی ادامه می دهد.
۷ -در سراشیب سقوط
سوء قصدها:
واقعیت این است که در ته دل افسران آلمانی نگرانی وجود دارد.در موارد گوناگون،ترتیب چند توطئه را می دهند.این واقعیت که در توطئه های نخستین صدمه ندیده است.هیتلر را در اطمینان به اینکه ماموریت الهی دارد و تا زمانی که خدا بخواهد آسیب ناپذیر خواهد ماند ثابت قدم می سازد.
پیاده شدن نیروهای متفقین:
در سه ماهه دوم سال ۱۹۴۴،سازمانهای اطلاعاتی آلمان خبر می دهند که متفقین قصد پیاده کردن نیرو در خاک فرانسه را دارند.از این رو هیتلر دستور تجمع نیروهای آلمانی در شمال فرانسه را می دهد مارشال رومل را به فرماندهی آن منصوب می کند.اما نقشه متفقین سری نگه داشته می شود و در ۶ ژوئن در نورماندی نیرو پیاده می کنند.
۸-مرگ هیتلر
هیتلر در ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ ناپدید می شود.بنابر روایتی که بیش از همه رایج است.هیتلر خودش را با همه خود اوابراون در زیر زمین ساختمان صدارت عظمی زندانی کرد.و فادارانش مانند گوبلز و بورحان پشت در اتاق منتظر بودند.هیتلر آنان را از تصمیم برگشت ناپذیر خود آگاه ساخته بودصدا شلیک گلوله ای شنیده شد.آنان وارد اتاق شدند و هیتلر را دیدند که گلوله ای در دهان خود خالی کرده و اوابراون را زهر نوشیده است.گوبلز و بورمان قبلاً ۲۰۰ لیتر بنزین به دستور پیشوا تهیه کرده بودند،اجساد هیتلر و اوابروان را به سطح زمین می برند و در نزدیکی جلوخان سرپوشیده ساختمان صدارت عظمی در گودالی می افکنند و بنزینها را رویشان می ریزند و آتش می زنند به محض ورود سربازان شوروی،جست وجو به منظور کشف بقایای جنازه سوختند به عمل آمد و چیزی یافت نشد.فردای آن روز،محل سوزانیدن هیتلر با اصابت خمپاره های شوروی قرار گرفت.بورمان وصیتنامه هیتلر را اجرا و به دریا سالار دونیتس گفته بود:هیتلر اورا به جانشینی خود در حزب برگزیدهع،همراه با گوبلز کوشیده است با روسها صلح جداگانه منعقد کند.چندساعت پس از مرگ هیتلر و همسرش،گوبلز به همسرش و ۶ دختر خردسالش زهر خوراند و سپس خودکشی کرد برروی اجساد آنها بنزین ریختند و سوزاندند ولی بقایای آنها کشف شد.
در ماه مه ۱۹۴۵، دو نیتس که به جانشینی هیتلر تعیین شده است،تلاش می کند با متفقین مغربی مذاکره کند.در ۷مه ۱۹۴۵ آلمان هیتلری بدون قید و شرط تسلیم می شود.

————————————————————————————————–

این مقاله به درخواست یکی از کاربران سایت پژوهشکده تهیه گردیده است…

نظرات() 

مقاله ای کامل در مورد تاریخچه ی اینترنتReviewed by Bahrami on Jan 22Rating:

در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی ، وزارت دفاع آمریکا تشخیص داد که دولت آمریکا به شبکه‌های کامپیوتری خود بسیار وابسته است و این سوال مطرح شد که اگر دشمن در یک حمله هسته‌ای به شبکه‌های کامپیوتری ملی آنها آسیب برساند چه اتفاقی خواهد افتاد؟
بنابراین وزارت دفاع آمریکا یک نوع جدید از شبکه‌های بزرگ را طراحی کرد که حتی اگر یکی از بخشهای آن از کار می افتاد باز هم می توانست به کار خود ادامه دهد. آنچه که کل این شبکه عظیم را به هم ارتباط می داد مجموعه‌ای از قوانین ارتباطی یا به اصطلاح «پروتکل» بود که آنرا TCP/IP نامیدند. اصولاً هر شبکه‌ای که از قوانین TCP/IP استفاده کند می‌تواند با هر شبکه دیگری که آن هم با قوانین TCP/IP کار می کند ارتباط برقرار کند و اگر در شبکه بزرگی که هر یک از شبکه‌های کوچکتر داخل آن از قوانین TCP/IP استفاده می‌کنند یک شبکه کوچک از کار بیافتد مابقی شبکه به کار خود ادامه خواهد داد.
پروژه آریانت در سال ۱۹۶۷ آغاز به کار کرد و نتیجه این پروژه پس از چندین سال همان شبکه جهانی اینترنت کنونی است که اکنون به صورت غیرنظامی گردیده و تمامی عرصه گیتی را تحت پوشش خود قرار داده است.

EXrozblog.comEX

در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی ، وزارت دفاع آمریکا تشخیص داد که دولت آمریکا به شبکه‌های کامپیوتری خود بسیار وابسته است و این سوال مطرح شد که اگر دشمن در یک حمله هسته‌ای به شبکه‌های کامپیوتری ملی آنها آسیب برساند چه اتفاقی خواهد افتاد؟
بنابراین وزارت دفاع آمریکا یک نوع جدید از شبکه‌های بزرگ را طراحی کرد که حتی اگر یکی از بخشهای آن از کار می افتاد باز هم می توانست به کار خود ادامه دهد. آنچه که کل این شبکه عظیم را به هم ارتباط می داد مجموعه‌ای از قوانین ارتباطی یا به اصطلاح «پروتکل» بود که آنرا TCP/IP نامیدند. اصولاً هر شبکه‌ای که از قوانین TCP/IP استفاده کند می‌تواند با هر شبکه دیگری که آن هم با قوانین TCP/IP کار می کند ارتباط برقرار کند و اگر در شبکه بزرگی که هر یک از شبکه‌های کوچکتر داخل آن از قوانین TCP/IP استفاده می‌کنند یک شبکه کوچک از کار بیافتد مابقی شبکه به کار خود ادامه خواهد داد.
پروژه آریانت در سال ۱۹۶۷ آغاز به کار کرد و نتیجه این پروژه پس از چندین سال همان شبکه جهانی اینترنت کنونی است که اکنون به صورت غیرنظامی گردیده و تمامی عرصه گیتی را تحت پوشش خود قرار داده است.

IMAGE634919657815698014 مقاله ای کامل در مورد تاریخچه ی اینترنت

شبکه اینترنت چیست؟
شبکه جهانی اینترنت مجموعه ای از شبکه های کامپیوتری است که با استفاده از قوانین و پروتکل های خاصی که به آن TCP/IP می گویند و از طریق خطوط تلفنی، ماهواره ای و غیره به یکدیگر وصل شده اند، تا اطلاعات و داده ها بتواند به سرعت از یک کامپیوتر به کامپیوتری دیگر در هر کجای گیتی انتقال یابد.
با تحولات اساسی و رشد بی نظیر که طی دهه اخیر بوقوع پیوسته است، در حال حاضر اینترنت به عنوان یکی از مهمترین ابزارها، برای انتقال جوامع به جامعه اطلاعاتی مطرح شده است که درآن کلیه شبکه های کامپیوتری، تلفن ها، ویدئوها، کنفرانس ها، موبایل ها و غیره با هم ارتباط داشته و به تبادل اطلاعات می پردازند.
به طور کلی می توان دلایل محبوبیت اینترنت را در همگانی بودن، کاهش هزینه ها، سهولت خرید و فروش بر روی اینترنت، بدون مرز و بدون مالک بودن اینترنت، رشد سریع اینترنت و فراوان بودن تعداد مشترکان آن دانست.
اینترنت مانند جهانی تخلیلی است، جهانی غیر از جهان ما که در آن می توان همه چیز یافت از گفتگو با افراد و بخش های سرگرمی و لطیفه گرفته تا کسب اطلاعات در مورد فضا، گرفتن مقالات علمی و ارتباط با دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی برای همکاری و یا ادامه تحصیل در کشورهای دیگر ،در کنار این موارد امکانات دیگری نیز در اینترنت وجود دارد که می توان به نامه الکترونیکی، گفتگو، گرفتن نرم افزارها از اینترنت و غیره اشاره نمود.

TCP/IP چیست؟
تلفظ صحیح این اصطلاح بصورت تی ـ سی ـ پی ـ آی ـ پی می باشد.
این حروف بیانگر سیستم ارتباطی اصلی اینترنت می باشد، این پروتکل استاندارد اصلی اینترنت است اما هیچ لزومی ندارد که شما از این قوانین استانداردها و یا به اصطلاح «پروتکل» آگاهی داشته باشید .
اصولاً هر شبکه ای از قوانین TCP/IP استفاده می کند می تواند با هر شبکه دیگری که آن هم با قوانین TCP/IP کار می کند، ارتباط برقرار کند و از نظر تئوری هر کامپیوتری به این ترتیب می تواند به اینترنت وصل شود.

Line بــودن به چه معنایی است؟
آن لاین / آف لاین: هنگامیکه کامپیوتر شما یک ارتباط زنده و باز با اینترنت دارد و شما می توانید در اینترنت کار مورد نظر خود را انجام دهید، به شما و کامپیوترتان اصطلاحاً آن لاین On Line گفته می شود که منظور آن است که شما همانند یک ماشین در یک جاده هستید و می توانید به پیش بروید. در این حالت در اصطلاح می گویند روی خـــط هستید.
اما هنگامیکه ارتباط شما با اینترنت بسته است مثلاً به دلیل خاموش بودن کامپیوتر، عدم اتصال به اینترنت و یا به هر دلیل دیگر اصطلاحاً گفته می شود که شما و کامپیوترتان آف‌لاین Off Line هستید و مانند آن است که ماشین شما از جاده خارج شده است یا در محلی پارک کرده اید و فعلاً نمی توانید در این جاده به جلو بروید.

اتحاد جماهیر شوروی آن زمان موشکی با نام «اسپونیک» (Spotnik) را به فضا می فرستد و نشان می دهد دارای قدرتی است که می‌تواند شبکه های ارتباطی آمریکا را توسط موشک‌های بالستیک و دوربرد خود از بین ببرد. آمریکایی‌ها در پاسخگویی به این اقدام روس‌ها, موسسه پروژه های تحقیقی پیشرفته “ARPA” را به‌وجود آوردند. هدف از تاسیس چنین موسسه ای پژوهش و آزمایش برای پیدا کردن روشی بود که بتوان از طریق خطوط تلفنی, کامپیوترها را به هم مرتبط نمود. به طوری که چندین کاربر بتوانند از یک خط ارتباطی مشترک استفاده کنند. در اصل شبکه‌ای بسازند که در آن داده ها به صورت اتوماتیک بین مبدا و مقصد حتی در صورت از بین رفتن بخشی از مسیرها جابه‌جا و منتقل شوند. در اصل هدف “ARPA” ایجاد یک شبکه اینترنتی نبود و فقط یک اقدام احتیاطی در مقابل حمله احتمالی موشک های اتمی دوربرد بود. هر چند اکثر دانش امروزی ما درباره شبکه به‌طور مستقیم از طرح آرپانت “ARPPA NET” گرفته شده است. شبکه ای که همچون یک تار عنکبوت باشد و هر کامپیوتر ان از مسیرهای مختلف بتواند با همتایان خود ارتباط دااشته باشد واگر اگر یک یا چند کامپیوتر روی شبکه یا پیوند بین انها از کار بیافتاد بقیه باز هم بتوانستند از مسیر های تخریب نشده با هم ارتباط بر قرار کنند.

این ماجرا با وجودی که بخشی از حقایق به‌وجود آمدن اینترنت را بیان می‌کند اما نمی‌تواند تمام واقعیات مربوط به آن را تشریح کند. باید بگوییم افراد مختلفی در تشکیل اینترنت سهم داشته اند آقای “Paul Baran” یکی از مهمترین آنهاست. آقای باران که در دوران جنگ سرد زندگی می‌کرد می‌دانست که شبکه سراسری تلفن آمریکا توانایی مقابله با حمله اتمی شوروی سابق را ندارد. مثلا اگر رییس جمهور وقت آمریکا حمله اتمی متقابل را دستور دهد, باید از یک شبکه تلفنی استفاده می‌کرد که قبلا توسط روس‌ها منهدم شده بود. در نتیجه طرح یک سیستم مقاوم در مقابل حمله اتمی روس‌ها ریخته شد.آقای باران (Baran) تشکیل و تکامل اینترنت را به ساخت یک کلیسا تشبیه کرد و معتقد بود, طی سال های اخیر هر کس سنگی به پایه ها و سنگ های قبلی بنا اضافه می کند و انجام هر کاری وابسته به کارهای انجام شده قبلی است. بنابراین نمی توان گفت, کدام بخش از کار مهمترین بخش کار بوده است و در کل پیدایش اینترنت نتیجه کار و تلاش گروه کثیری از دانشمندان است. داستان پیدایش اینترنت با افسانه و واقعیت در هم آمیخته شده است.

در اوایل دهه ۶۰ میلادی آقای باران طی مقالاتی پایه کار اینترنت امروزی را ریخت. اطلاعات و داده‌ها به صورت قطعات و بسته های کوچکتری تقسیم و هر بسته با آدرسی که به آن اختصاص داده می‌شود به مقصد خاص خود فرستاده می‌شود. به این ترتیب بسته‌ها مانند نامه‌های پستی می توانند از هر مسیری به مقصد برسند. زیرا آنها شامل آدرس فرستنده و گیرنده هستند و در مقصد بسته‌ها مجددا یکپارچه می‌شوند و به صورت یک اطلاعات کامل درمی‌آیند.

آقای باران (Baran) طی مقالاتی اینچنینی ساختمان و ساختار اینترنت را پیش‌گویی کرد. او از کار سلول های مغزی انسان به عنوان الگو استفاده کرد, او معتقد بود: وقتی سلول‌های مغزی از بین بروند, شبکه عصبی از آنها دیگر استفاده نمی کند و مسیر دیگری را در مغز انتخاب می‌کند. از دیدگاه وی این امکان وجود دارد که شبکه‌ای با تعداد زیادی اتصالات برای تکرار ایجاد شوند تا در صورت نابودی بخشی از آن, همچنان به صورت مجموعه ای به هم پیوسته کار کند. تا نیمه دهه ۶۰ میلادی کسی به نظرات او توجه‌ای نکرد. تا اینکه در سال ۱۹۶۵ نیروی هوایی آمریکا و«آزمایشگاه های بل» به نظرات او علاقه‌مند شدند و پنتاگون با سرمایه‌گذاری در طراحی و ساخت شبکه ای براساس نظریات او موافقت کرد.

ولی آقای باران (Baran) بنابر دلایلی حاضر با همکاری با نیروی هوایی آمریکا نشد. در این میان دانشمندی با نام تیلور (Tailon) وارد موسسه آرپا (ARPA) شد. او مستقیما به آقای هرتسفلد رییس موسسه پیشنهاد کرد: (ARPA) آرپا هزینه ایجاد یک شبکه آزمایشی کوچک با حداقل چهار گره را تامین کند که بودجه آن بالغ بر یک میلیون دلار می‌شد. با این پیشنهاد تیلور تجربه ای را آغاز کرد که منجر به پیدایش اینترنت امروزی شد. او موفق شد در سال ۱۹۶۶, دو کامپیوتر را در شرق و غرب آمریکا به هم متصل کند. با این اتصال انقلابی در نحوه صدور اطلاعات در دنیای ارتباطات رخ داد که نتیجه آن را امروز همگی شاهد هستیم. این شبکه به بسته هایی (packet) از داده ها که به وسیله کامپیوتر های مختلف ارسال میشدند اتکا داشت. پس از انکه ازمایشها سودمندی انرا مشخص کردند سایر بخش های دولتی و دانشگاهها پژوهشی تمایل خود را به وصل شدن به ان اعلام کردند . ارتباطات الکترونیکی به صورت روشی موثر برای دانشمندان و دیگران به منظور استفاده مشترک از داده ها در امد. در همان زمان که ARPAnet در حال رشد بود تعدادی شبکه پوشش محلی (LAN) در نقاط مختلف امریکا به وجود امد. مدیران LAN ها نیز به وصل کردن کامپیوتر های شبکه های خود به شبکه های بزرگتر اقدام کردند . پروتوکل اینترنت ARPAnet IP زبان استاندارد حکمفرما برای برقراری ارتباط کامپیوتر های شبکه های مختلف به یکدیگر شد.تاریخ تولد اینترنت به طور رسمی اول سپتامبر ۱۹۶۹ اعلام شده است. زیرا که اولین “IMP” در دانشگاه “UCLA” واقع در سانتاباربارا در این تاریخ بارگذاری شده است.

از اوایل دهه ۱۹۹۰ رشد استفاده از اینترنت به صورت تصاعدی افزایش یافت . یکی از علل چنین استقبالی ابزار جستجویی مانند Gopher و archie بوده است اما اینها در سال ۱۹۹۱ تحت تاثیر word wide web قرار گرفتند که به وسیله CERN یا ازمایشگاه فیزیک هسته ای اروپا ساخته شد . با ان که اینترنت از ابتدا طوری بود که مبادله اطلاعات برای تازه واردان بسیار ساده باشد. بزرگترین جهش در وب در سال ۱۹۹۳ با عرضه نرم افزار موزاییک mosaic که نخستین برنامه مرورگر وب گرافیکی بود به وجود امد.
برنامه موزاییک محصول تلاش دانشجویان و استادان بخش “مرکز ملی کاربردهای ابر کامپیوتر ” در دانشگاه ایلینویز امریکا بود. برای نخستین بار موزاییک امکانات اشاره و کلیک (به وسیله موش) را فراهم کرد. کاربران می توانستند صفحات وب (web page) یا مجموعه ای از متن و گرافیک را کنار هم بگذارند تا هر کسی که میخواست انها را بتواند روی اینترنت ببیند. وقتی با موش روی کلمه ها یا تصاویر خاصی که hyper link نامیده میشد کلیک میکردند برنامه موزاییک به طور خود کار یک صفحه دیگر باز میکرد که به کلمه یا تصویر خاص و کلیک شده اختصاص داشت. بهترین بخش این سیستم انجا بود که hyper link ها میتوانستند به صفحاتی روی همان کامپیوتر یا هر کامپیوتر دیگر اینترنت با خدمات وب اشاره کنند. صفحات وب هر روز متولد میشدند و مفهوم موج سواری یا surfing روی وب متولد شد. اواسط سال ۱۹۹۴ سه میلیون کامپیوتر به اینترنت وصل شده بود و در ان هنگام اجرای عملیات اهسته نشده بود. صفحات جدید وب که شامل همه چیز از اسناد دولتی تا مدارک شرکت ها و مدل های جدید لباس بود در سراسر دنیا چندین برابر شد . موزاییک و جانشینان ان مانند navigator محصول شرکت ” نت اسکیپ ” اینترنت را از قلمرو علمی به میان مردم اوردند. طبق اخرین امار ۵۱ درصد کاربران بعد از سال ۱۹۹۵ وارد این محیط شده اند. میلیون ها انسانی که از اینترنت استفاده میکنند نیازی ندارند که نکات فنی مانند TCP/IP را بدانند . امروزه شرکتهای خدمات دهنده اینترنت یا ISP این کار را به عهده دارند.رشد روز افزون ان و ساده تر شدن استفاده ان همچنان ادامه دارد . هر چه تعداد مردم بیشتری به اینترنت رجوع کنند تعداد شرکت های سازنده برنامه های اینترنت بیشتر میشود.با انکه بعضی از عاشقان اینترنت ان را نوعی شیوه زندگی میدانند. در نظر بیشتر کاربران منبع سرگرمی اطلاعات است ولی بیشترین مصرف ان پست الکترونیکی یا همان email است که یکی از ابزار های ارتباطی کار امد به شمار میرود. پیامها از کامپیوتری به کامپیوتر دیگر با سرعت پرواز میکنند و منتظر میمانند تا شخص فرصت خواندن انها را پیدا کند . وب امکانات خوبی برای کپی از نرم افزارهای مجاز از لحاظ کپی فراهم میسازد.
وقتی که می بینیم که در مدت کوتاهی اینترنت به چنین رشدی نایل آمده است, مطمئنا دشوار خواهد بود که آینده او را پیش بینی کنیم. طبق نظر کارشناسان ماهانه ۱۰ درصد به تعداد کاربران اینترنت افزوده می‌شود ولی تعداد دقیق کاربران که روزانه از آن استفاده می کنند مشخص نیست. هرچند که پاره ای از کارشناسان تعداد آنها را تا ۹۰۰ میلیون نفر حدس می‌زنند. تعداد رسمی کاربران اینترنتی را در سال ۲۰۰۰ کارشناسان ۵۰۰ میلیون نفر اعلام کرده بودند.

قطعا در سال های آینده تحولات شگرفی را در زمینه شبکه های اینترنتی شاهد خواهیم بود. به‌وسیله اینترنت انسان به راه های جدیدی دست پیدا کرد. در کنار این شانس جدید توسط اینترنت,‌ باید بگوییم خطراتی نیز در رابطه با سیاست و اقتصاد و علم به دنبال خواهد داشت. فرم امروزی اینترنت مدیون همکاری تمام کاربران اینترنت در سرتاسر گیتی است که با این تصور که اطلاعات موجود در سطح جهان را به راحتی با یکدیگر مبادله کنند. این تصوری بود که آقای باران(Baran) از اینترنت داشت و امیدواریم در آینده نیز تکامل اینترنت در این مسیر باشد.

تاریخچه اینترنت در ایرن

سال ۱۳۷۱: تعداد کمی از دانشگاه‌های ایران، از جمله دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه گیلان، توسط مرکز تحقیقات فیزیک نظری و از طریق پروتکل UUCP به اینترنت وصل می‌شوند تا با دنیای خارج ایمیل رد و بدل کنند.

سال ۱۳۷۲ :در سال ۱۳۷۲ هجری شمسی ایران نیز به شبکه اینترنت پیوست. نخستین رایانه ای که در ایران به اینترنت متصل شد مرکز تحقیقات فیزیک نظری در ایران بود. در حال حاضر نیز این مرکز یکی از مرکزهای خدمات اینترنت در ایران است .مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات،‌ بعنوان تنها نهاد ثبت اسامی قلمرو [ir.] در ایران به رسمیت شناخته می‌شود. این قلمرو مشخّصه تعیین شده برای هویّت ایران در فضای اینترنت است.

سال ۱۳۷۳ : مؤسسه ندا رایانه تأسیس می‌شود. پس از راه‌اندازی اوّلین بولتن بورد (BBS)، در عرض یک سال نیز اوّلین وب سایت ایرانی داخل ایران را راه‌اندازی می‌کند. همچنین، این مؤسسه روزنامه «همشهری» را به زبان فارسی در اینترنت منتشر می‌کند، که این اوّلین روزنامه رسمی ایرانی در وب محسوب میشود. در همین سال بدنبال اتصال به اینترنت از طریق ماهواره کانادائی «کد ویژن» (Cadvision)، مؤسسه ندا رایانه فعالیت بازرگانی خود را بعنوان اوّلین شرکت خدمات سرویس اینترنتی (ISP) آغاز می‌کند.

سال ۱۳۷۴ :مجلس ایران تأسیس شرکت «امور ارتباطات دیتا» تحت نظر شرکت مخابرات ایران را تصویب می‌کند و مسؤلیت توسعه خدمات دیتا در سطح کشور را بطور انحصاری در اختیار آن شرکت قرار می‌دهد.

سال ۱۳۷۷ :پروژه یونیکد در ایران با قرارداد شورای عالی انفورماتیک و همکاری بنیاد دانش و هنر واقع در انگلستان و با نظارت و مدیریت فنّی دانشگاه صنعتی شریف تحت عنوان «فارسی وب» آغاز می‌شود. هدف پروژه اینست که با گنجاندن کامل و جامع الفبای فارسی در استاندارد یونیکد، نشر فارسی در کامپیوتر، مخصوصاً اینترنت و وب، استاندارد شود و اصولاً مشکل قلم (فونت) های غیر استاندارد موجود در نرم افزارهای ایرانی حل شود.

اینفوگراف تاریخچه اینترنت که سالهای ۱۹۶۹ تا ۲۰۱۲ را مصور ساخته‌است، بیشتر بر روی تاریخ ساخته شدن ویروس‌ها و قدم‌های مهمی که از ابتدای شکل‌گیری اینترنت در زمینه توسعه آن برداشته‌شده، متمرکز شده‌است.

بر اساس گزارش AVG، در این اینفوگراف علاوه بر اشاره به تاریخ بنیان‌گذاری شرکت‌های مهمی مانند اپل،‌ گوگل و یاهو، به جزئیاتی از قبیل آغاز استفاده از Emotionic‌ ها و یا ساخته‌شدن اولین ویروس‌ها نیز اشاره شده‌است:

13 1 22 153110history of مقاله ای کامل در مورد تاریخچه ی اینترنت

نظرات() 

مقاله ای کامل در مورد جنگ جهانی دومReviewed by Bahrami on Dec 31Rating:

جنگ جهانی دوم بزرگ‌ترین و پرتلفات‌ترین جنگ در تاریخ جهان است. آلمان در ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد، این تاریخ متداول آغاز جنگ جهانی دوم در غرب است. منابع دیگر حمله ژاپن به چین را در ۷ ژوئیه، ۱۹۳۷، آغاز جنگ می‌دانند، و همچنین حمله ژاپن به منچوری که در ۱۹۳۱ انجام شده بود نیز به نوعی یکی از مقدمات جنگ جهانی دوم بود.

EXrozblog.comEX

مقاله ای کامل در مورد جنگ جهانی دوم

مقاله ای کامل در مورد جنگ جهانی دومReviewed by Bahrami on Dec 31Rating:

جنگ جهانی دوم بزرگ‌ترین و پرتلفات‌ترین جنگ در تاریخ جهان است. آلمان در ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد، این تاریخ متداول آغاز جنگ جهانی دوم در غرب است. منابع دیگر حمله ژاپن به چین را در ۷ ژوئیه، ۱۹۳۷، آغاز جنگ می‌دانند، و همچنین حمله ژاپن به منچوری که در ۱۹۳۱ انجام شده بود نیز به نوعی یکی از مقدمات جنگ جهانی دوم بود.

Hitler in Austria مقاله ای کامل در مورد جنگ جهانی دوم

220px Soviet flag on the Reichstag roof unaltered مقاله ای کامل در مورد جنگ جهانی دوم

دلایل آغاز جنگ

جنگ جهانی دوم به دلایل بسیاری آغاز شد. بعضی از اصلی تربن آن‌ها، بحران اقتصادی و تورم و درخواست غرامت جنگی از جمهوری وایمار آلمان پس از جنگ جهانی اول، و رکود اقتصادی و نیاز ژاپن به مواد اولیه بود که باعث ظهور و رواج اندیشه فاشیسم و ملی گرایی، ظهور اندیشه دیکتاتوری و محدود کردن فکر و اندیشه شد.

جنگ جهانی اول به پایان رسید، اما نظام سرمایه‌داری اروپا جنگ دیگری را آبستن بود. سرمایه‌داری اروپا از بازارهای پس از جنگ فربه شده بود. تنها چند ماه پس از جنگ جهانی اول بود که شوراهای انقلابی کارگری به ویژه در آلمان پدید آمده و شدیداً طبقهٔ حاکم را نگران کرده بودند. به همین خاطر طبقهٔ حاکم آلمان به تسلیح میلشیای ارتجاعی همت گمارد تا «خطر» انقلاب را برطرف کرده و بتواند انقلاب روسیه را از حمایت کارگران اروپا محروم نماید. شوراهای انقلابی کارگری درهم‌کوبیده شدند و بحران اقتصادی بر جای ماند تا این که در سال ۱۹۲۹ میزان بیکاری به درجه‌ای بی‌سابقه رسید. اشتهای استعماری قدرت‌های بزرگ سرمایه‌داری و رقابت‌هایشان هم در این زمان به شدت تقویت شده بودند. دو اتفاق مهم آتش اولیه جنگ جهانی دوم را برافروخت، حمله ژاپن به چین (ژوئیه ۱۹۳۷)و اشغال لهستانتوسط آلمان (سپتامبر ۱۹۳۹). کشورهای درگیر جنگ جهانی دوم دو گروه بودند که به نام متفقین و متحدین شناخته می‌شوند.

پیش زمینه جنگ در آلمان

پس از جنگ جهانی اول، متفقین برای جلوگیری از وقوع جنگ بزرگ دیگری معاهده ورسای را پیشنهاد دادند. سخت‌ترین قسمت این معاهده در مورد آلمان بود. متفقین این کشور را به خاطر شروع جنگ مقصر شناختند و در این معاهده در قبال صلح، از آن غرامت جنگی و سرزمین مطالبه کردند. جمهوری وایمار، دولتی که پس از فرار قیصر ویلهلم، امپراطور آلمان در این کشور تشکیل شده بود به ناچار برای انعقاد صلح با متفقین این پیمان را امضا کردند. طبق این پیمان، مردم آلمان به خاطر شروع جنگ مقصر شناخته شدند و باید غرامتی حدود صد میلیارد دلار (در آن زمان) می پرداختند. همچنین معاهده اندازهٔ ارتش آلمان را به صد هزار نفر کاهش داد، تمام زیر دریایی‌ها و ناوهای قدرتمند جنگی (بجز شش فروند) آلمان به متفقین تحویل داده شد و آلمان دیگر حق ساخت هواپیما و تانک و دیگر جنگ افزار تهاجمی را نداشت. به جز آن مستعمرات آلمان در آفریقا، چین و حوزهٔ اقیانوس آرام، گرفته شد. ایالات آلزاس و لورن آلمان که زمانی به فرانسه تعلق داشتند به این کشور باز پس داده شدند و اراضی وسیعی از آلمان به لهستان واگزار شد. و از همه مهم تر راین لند، اراضی حاصلخیز غرب رود راین برای ۵۰ سال به متفقین سپرده شد.

بسیاری از این نواحی، نواحی حاصلخیز، کانه خیز و صنعتی آلمان بود. یک تاریخدان میگوید:

معاهده ورسای حدود سیزده درصد قلمرو پیش از جنگ آلمان، ده درصد جمعیتش، هفتاد و پنج درصد کانه‌های آهن آن و بیست و پنج درصد باکیفیت‌ترین معادن ذغال سنگ آن را گرفت. [۱][۲] در آلمان چهار میلیون نفر بیکار بودند و از آن جایی که این کشور مستعمرهنداشت، نمی‌توانست محصولاتش را به فروش برساند. هیتلر سال ۱۹۲۵ در کتابی به نام نبرد من (Mein Kampf) اعلام کرد که باید در فکر «فضایی برای حفظ موجودیت نژادژرمن» بود و باید برای این مهم «به شرق نگریست». او سپس برای به دست آوردن بازارهای جدید برای محصولات آلمانی مسئلهٔ نابودی «یهودیتبلشویسم» را مطرح نمود. این کار باعث شد که شرکت‌ها و کارخانه جات بزرگ آلمانی از قبیل زیمنس، بایر، کروپ یا بُش که از نظرات هیتلر پشتیبانی کردند، صندوق‌های نازیسم را پر از پول و امکانات کردند. و همچنین کارفرمای فولادسازی تیسن ۱۰۰ هزار مارک طلا به نازی‌ها داد و هیتلر سال ۱۹۳۳ به قدرت رسید. ورث در کتابی که سال ۱۹۶۴ به نام (روسیه در جنگ، از استالینگراد تا برلین)، منتشر نمود، چنین نوشت: «مبارزه با بلشویسم جهانی هدف اصلی سیاست آلمان بود.» هیتلر سال۱۹۳۹ به تاریخدانی به نام کارل بورکهاردت گفت: «هر چه من در نظر دارم برضد شوروی است. اگر غرب آن قدر احمق است تا این موضوع را بفهمد، من مجبورم با روس‌ها سازش کنم تا غرب را به صورت نظامی شکست دهم و سپس تجدید قوا کرده و اتحاد شوروی را نابود نمایم.» عملاً غرب در سال ۱۹۴۰ از پای درآمد و هیتلر یک سال بعد علیه شوروی وارد عمل شد.

رهبران جنگ

متحدین

آدولف هیتلر

آدولف هیتلر (متولد ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در اتریش) بنیانگذار آلمان نازی بود، پدرش آلویس هیتلر یک کارمند پایین رتبۀ گمرک و مادرش کلارا هیتلر دومین دخترعموی آلویس بود، پدر او فردی معتقد به امپراتوری اتریش-مجار بود در حالی که هیتلر خود و اتریش را متعلق به آلمان وامپراتوری روم باستان می‌دانست، در سال ۱۹۰۷ مادر هیتلر بر اثر یک سرطان سینه دردناک درگذشت آدولف در سال ۱۹۲۱ وارث یک ارث کلان از طرف یکی از اقوامش (خاله یا عمه) شد او در جریان جنگ جهانی نیز یکی از داوطلبان جنگ برای ارتش آلمان شده‌بود پس ازجنگ جهانی اول نتیجه جنگ جهانی اول برای آلمان شکستی فاجعه بار بود. کشورهای پیروزمند در عهدنامه ورسای شرایطی بسیار سخت و خفت بار را به این کشور تحمیل کردند.با شکست رایش دوم در جنگ جهانی اول، در آلمان جمهوری وایمار تشکیل شده بود. پس از جنگ جهانی اول آلمان در بحران غرق بود. در جامعه‌ای که لایه‌های گسترده مردم با بی کاری و فقر روبرو بودند هیتلر مانند بسیاری از هم نسلان خود، تسلیم آلمان را رد می‌کرد و شکست آلمان را نتیجه اتحاد یهودیان و کمونیست‌ها می‌دانست و خواهان جبران آن بود.هیتلر مرام سیاسی خود را به روشنی در کتاب نبرد من تشریح کرده‌است. به عقیده او نژادهای پست مانند گیاهان هرز هستند، که باعث خراب شدن گیاهان سالم می‌شوند، همچنین از یهودیان آن زمان به عنوان کسانی که دزدی، ثروت اندوزی، آلودگی و فساد را رواج می‌دادند یاد می‌کند، از نظر هیتلر افراد برتر حق دارند که برای رسیدن به جهانی آبادتر تمام اقوام و ملت‌های پست و غیر اصیل را به خدمت گیرند اِوا براون، معشوقه آدولف هیتلر و برای مدتی کوتاه همسر او بود. هرچند آدولف هیتلر مایل نبود مردم به رابطه او با اوا براون پی‌ببرند، زیرا عقیده داشت که محبوبیت او در میان زنان جوان «کم‌رنگ» می‌شود آدولف هیتلر، از مشروبات الکلی استفاده نمی‌کرد و سیگار نمی‌کشید او هم‌چنین گیاه‌خوار بود و از خوردن غذاهای حاوی گوشت حیوانات پرهیز می‌کرد آدولف هیتلر به موسیقی ریشارد واگنر، آهنگ‌ساز یهودی‌ستیز آلمانی «عشق می‌ورزید» پس از اینان هیتلر در سال ۱۹۳۲ در یک همه پرسی و با پیروز شدن حزب نازی به صدر اعظمی آلمان نازی رسید او پس از چند سال صدر اعظمی و اقداماتی از قبیل پیمان ضدکمونیسم و رابطه با برخی اعراب و سردی روابط با بریتانیا در سال ۱۹۳۹ با حملۀ ناگهانی به لهستان آتش جنگ جهانی دوم را بر افروخت.

بنیتو موسیلینی
هیروهیتو

متفقین

وینستون چرچیل
ژوزف استالین
فرانکلین روزولت

شارل دوگل


چیانگ کای‌شک

جنگ در اروپا

Second world war europe animation small مقاله ای کامل در مورد جنگ جهانی دوم
 مقاله ای کامل در مورد جنگ جهانی دوم

جنگ جهانی دوم دراروپا: آبی: مناطق محور – سرخ: مناطق متفقین – سبز: شوروی قبل از ورود به جنگ

آلمان نازی در ساعت “۴:۴۵ بامداد ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد، که طبق توافق قبلی بخشی از آنجا را شوروی از آن خود نمود. این تاریخ متداول آغاز جنگ جهانی دوم در غرب می‌باشد. در پی این با اعلان جنگ کشورهای انگلیس، فرانسه و بلژیک به آلمان جنگ جهانی دوم آغاز گشت.اما این کشورها دفاع را بر حمله ترجیح دادند و به ایجاد خطوط دفاعی مستحکم در مقابل قوای آلمان پرداختند.

آلمان سپس به کشورهای بلژیک، نروژ و هلند حمله کرد و بدین ترتیب راه جدیدی برای ورود به فرانسه از طریق بلژیک ایجاد گردید. ارتش فرانسه و انگلستان که گمان میکردند آلمان مانند جنگ جهانی اول از طریق بلژیک قصد حمله دارد تمام نیروهایشان را به آن منطقه فرستادند اما هیتلر که این موضوع را فهمیده بود تصمیم به هجوم از طریق جنگلهای آردن در فرانسه نمود و سپس از طریق عملیات قوس بزرگ نیروهای متفقین را در سواحل دانکرک محاصره کرد ولی او به دلایلی که هنوز هم مبهم مانده دستور توقف پیشروی را برای ۴۸ساعت صادرکرد.

این کار باعث شد تا متفقین با تلفاتی بسیار کمتر از حد انتظار بتوانند خود را به سواحل انگلستان برسانند.نتیجه این عقب نشینی آن بود که عملاً فرانسه بی دفاع شده و آلمان با کمترین تلفات بتواند این کشور را اشغال کند.اما آنها بدلیل اینکه میخواستند فرانسویان در پی آزادی کشورشان نباشند تصمیم گرفتند بخشی از خاک این کشور را به عنوان فرانسه آزاد که پایتخت آن ویشی بود قرار دهند.

بعد از شکست فرانسه موسولینی رهبر ایتالیا برای آنکه سهمی در غنایم جنگی آلمان داشته باشد در یک سخنرانی به متفقین اعلان جنگ کرد.این در حالی است که ایتالیا ارتش ضعیفی داشت به طوریکه در پیشروی هایش به یونان و شمال آفریقا شکست خورد و آلمان را وادار کرد تا یونان را تصرف کرده بخشی از نیروهایش را برای کمک به این کشور وارد شمال آفریقا تحت فرماندهی ژنرال اروین رومل کند.

هیتلر بعد از این حمله برق آسا تصمیم به تصرف انگلستان بدون درگیری گرفت.او گمان میبرد انگلستان که اکنون تنها شده بود را بتواند بدون جنگ کردن تصرف کند برای همین به چرچیل طی نامه ای گفت:((اگر بریتانیا اکنون تسلیم شود شدت عمل کمتری را در برابر آن کشور به کار میگیرد)).اما چرچیل این درخواست را رد کرد. هیتلر خشمگینانه در پی پیاده کردن نیرو در آنجا شد.به همین دلیل نبرد بریتانیارا آغاز کرد اما سرانجام نیز با مقاومت انگلستان مجبور به عقب نشینی از خواسته اش شد و تصمیم به ادامه پیشروی اش به شرق یا همان شوروی گرفت.

روز ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ عملیاتی با نام رمز بارباروسا آغاز گشت. سه میلیون سرباز ارتش هیتلری (Wehrmacht) وارد شوروی شدند.آلمان با لشگرهایش به سه نقطه شوروی همزمان حمله کرد.این سه جبهه عبارتند از:لنینگراد(سنت پترزبورگ)در شمال، مسکو در مرکز وکیف(پایتخت اوکراین)در جنوب

این در حالی است که هیتلر هنوز اعلان جنگ به استالین نکرده بود.در نتیجه روسها به کلی غافلگیر شدند و آلمان توانست به سرعت خود را به مناطقی که از قبل انتخاب کرده بود برساند.آنها کیف را اشغال کرده و لنینگراد را به خود محاصره در آوردند و در حال نزدیک شدن به مسکو بودند.پس از این وقایع بود که روزنامه آمریکایی نیویورک پست در شماره ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ نوشت:«باید معجزه‌ای به بزرگی نازل شدن انجیل روی دهد تا ارتش سرخ بتواند در مدت کوتاهی از یک شکست کامل رهایی یابد.»اما پس از مدتی شرایط به کلی تغییر کرد.

ورماخت(نیروی زمینی ارتش آلمان)قرار بود شوروی را در عرض چهار ماه به زانو در آورد اما به دلیل مقاومت روسها جنگ ادامه پیدا کرده و وارد زمستان شد و آلمانیها برای زمستانهای سخت شوروی(که گاهی دمایش به منفی چهل درجه نیز میرسید)فاقد تجهیزات لازم بودند.به همین دلیل روسها که به این آب و هوا عادت داشتند توانستند مسکو را از سقوط حتمی نجات داده و ورماخت را دویست کیلومتر از مسکو عقب برانند.

در همین زمان ژاپن که از متحدان هیتلر بود دست به حمله غافلگیر کننده ای به پایگاه آمریکا در بندر پرل هاربر زد و باعث شد آمریکا نیز وارد جنگ با متحدین شود.این برای متفقین یک امتیاز ارزشمند بود چون آمریکا ارتش بسیار قوی داشت و میتوانست به روسها که توانایی مقابله با آلمان را نداشتند کمک زیادی بکند.

هیتلر بعد از عقب نشینی از مسکو حمله ای دیگر را سازمان دهی می‌کند اما قبل از آن نیروهایش را مجهز به تجهیزات مخصوص زمستان کرد تا به سرنوشتی مشابه حمله به مسکو دچار نشوند.او دوباره حمله ای را به سه جبهه طراحی کرد که به ترتیب عبارتند از:استالینگراد در جنوب، میادین نفتی قفقاز در نزدیکی ایران و منطقه خاور میانه از طریق پیشروی رومل در شمال آفریقا.

اگرچه روسها توانسته بودند کمی آلمانیها را عقب برانند اما هنوز توانایی مقابله با سربازان زبده هیتلری که قبل از این در حمله به کشورهایی نظیر لهستان و بلژیک نیز شرکت داشته و تجارب زیادی کسب کرده بودند را نداشتند.برای همین آلمانی‌ها توانستند پیروزی‌های دیگری را نیز بدست بیاورند.آنها منطقه قفقاز را که برای روسها اهمیت فراوانی داشت تصرف کرده و خود را به استالینگرادرساندند.همچنین ارتش رومل نیز در آفریقا موفقیت‌های زیادی کسب کرده بود.

کمی بیش از یک ماه بعد، در ژوئیه، ارتش آلمان در مقابله با ارتش سرخ ۲۰۰ هزار کشته داد و این تعداد ۴ برابر کل کشته‌شدگان این ارتش در حملاتش در غرب بین سال‌های ۱۹۳۹ و ۱۹۴۰ بود. در سال ۱۹۴۲ نبرد استالینگراد ۳۳۰ هزار سرباز آلمانی را کنار زد، در سال۱۹۴۳ ارتش هیتلری ۵۰۰ هزارنفر را در نبرد کورسک معروف به نبرد تانک‌ها از دست داد. نخبگان وافن اس‌اس در این زمان به کلی نابود شدند. ارتش سرخ موفق گردید که ۶۰۷ لشکر از ۷۸۳ لشکر هیتلری را در تمام جبهه‌های جنگ نابود نماید.

240px Germans in Stalingrad مقاله ای کامل در مورد جنگ جهانی دوم
 مقاله ای کامل در مورد جنگ جهانی دوم

سربازان آلمانی در نبرد استالینگراد

در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ نیروهای متفقین مرکب از ارتش‌های کشورهای انگلستان، کانادا و ایالات متحده آمریکا به اتفاق واحدهایی از ارتش فرانسه آزاد عملیات پیاده شدن در ساحل نرماندی(ساحل کانال مانش) را آغاز کردند. هدف این اردوکشی، آزاد کردن فرانسه و سپس اروپای غربی از چنگال هیتلر و سبک کردن بار جنگ از دوش ارتش روسیه شوروی بود تا روس‌ها بتوانند به سرعت آلمانی‌ها را از خاک خود برانند. در نتیجه از دو بخش شرقی و غربی اروپا هیتلر در محاصره قرار گرفت و برلین در ۸ مه ۱۹۴۵ پس از خودکشی هیتلر سقوط کرد.در پی مرگ هیتلر دریادار فون دونیتس که از سوی هیتلر پیشوای دولت نازی شده بود تسلیم بی قید و شرط را در برابر متفقین پذیرفت.

جنگ در آفریقا و خاورمیانه

در آفریقا

ژنرال اروین رومل که در فوریه ۱۹۴۱ با ادوات زرهی ناکافی به شمال آفریقا فرستاده شده بود، در ابتدای پیاده شدن در آفریقا به پیروزی‌های حیرت انگیزی در مقابل بریتانیایی‌ها دست یافته بود. در اواخر سال ۱۹۴۱ و اوایل سال ۱۹۴۲ که سوخت کافی به نیروهای وی رسیده بود، رومل با یک حمله برق آسا در ظرف یک هفته، سیصد مایل پیشروی کرد و از مرز مصر گذشت، ولی در ایستگاهی کوچک به نام «العلمین» متوقف شد. این به آن دلیل بود که متفقین که کلیدهای رمز آلمان و ایتالیا را کشف کرده بودند. به هر کاروان تدارکاتی به سرعت حمله می‌شد. توقف آلمانی‌ها در «العلمین» فرصتی به بریتانیا داد تا نیروهای خود را تجدید کند، ژنرال برنارد لاو مونتگومری به فرماندهی سپاه هشتم بریتانیا منصوب شد. نیروهای بریتانیا آماده ضد حمله به آلمانی‌ها شدند. نخستین جنگ رومل و مونتگومری به «جنگ علم حلفا» مشهور شد. نیروهای رومل نمی‌توانستند از سد آتش توپخانه انگلیسی‌ها بگذرند. در ضمن بیشتر سوخت ارسالی به آفریقا به قعر دریا رفته بود. رومل تقاضای کمک سریع کرد، ولی این کمک هرگز به وی نرسید. مونتگومری در ۲۳ اکتبر، ضد حمله خود را با آتش شدید توپخانه آغاز کرد. این «نبرد دوم العلمین» بود که کار آفریکا کورپس رومل را یکسره کرد. غرق شدن چهار کشتی حامل بنزین در بندر «طبرق» سبب شد تا نیروی زرهی رومل از کار بیفتد. فاجعه دیگر زمانی رخ داد که نیروهای آمریکایی در مراکش و الجزایر در مسیر عقب نشینی رومل پیاده شدند. نیروهای آلمان و ایتالیا در شمال آفریقا که ۹۱ هزار نفر بودند تا ماه مه همان سال تسلیم شدند. در نوشته‌های رومل که پس از مرگش چاپ شده‌است، این جمله به چشم می‌خورد:

« از دلاورترین مردان، بدون اسلحه کاری ساخته نیست، اسلحه بدون مهمات به هیچ دردی نمی‌خورد و در جنگ متحرک از اسلحه و مهمات کاری بر نمی‌آید، مگر وسیله نقلیه و سوخت کافی برای جابه جایی آنها وجود داشته باشد. »

در ایران

دولت آمریکا در دسامبر ۱۹۴۱ به ژاپن اعلان جنگ داد و کشور ایالات متحده در این مرحله رسماً و عملاً با آلمان و ژاپن و ایتالیا وارد جنگ و جنگ از محدودهٔ اروپا خارج شد و جنبه جهانی پیدا کرد. از آن پس عملاً دولت آمریکا نیز به متفقین پیوست و در ۲۵ اوت ۱۹۴۱ برای انتقال کمک‌های بریتانیا و آمریکا به شوروی، خاک ایران از شمال توسط نیروهای شوروی و از جنوب توسط نیروهای بریتانیایی اشغال شد، و سیل کمک‌های تسلیحاتی از مسیر بندرعباس - تهران - بندر انزلی به سوی اتحاد شوروی سرازیر شد. ارتش رضاشاه پهلوی که نتوانسته بود در مقابل یورش خارجی مقاومت کند منحل شد و خود شاه توسط بریتانیایی‌ها بازداشت و به آفریقای جنوبی و سپس جزیرهٔ موریس تبعید شد.

انگیزه ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم

240px B 17 Flying Fortress مقاله ای کامل در مورد جنگ جهانی دوم
 مقاله ای کامل در مورد جنگ جهانی دوم

بمب‌افکن آمریکایی B-17

ایالات متحده آمریکا در فاصله بین دو جنگ جهانی یعنی ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۹ در یک بحران فزاینده اقتصادی به سر می‌برد، اما دولت آمریکا و صاحبان صنایع چرخ صنایع خود را در جاده تولید صنایع نظامی به حرکت درآوردند، به طوری که درطول جنگ دوم جهانی در اروپا، مصرف سلاح‌های آمریکایی مانند هواپیما، کشتی جنگی و تجارتی، توپ و تانک درجنگ باعث رونق صنایع و اقتصاد آمریکا شد. دولت روزولت رئیس جمهور آمریکا که در ابتدای جنگ اعلان بی طرفی کرده بود در ۱۱ مارس ۱۹۴۱ قانونی از کنگره آمریکا به نام قانون وام و اجاره (The Lend Lease Act) به تصویب رسانید. به دنبال حمله ناگهانی ارتش آلمان به روسیه در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ و پیشرفت سریع ارتش هیتلر به سمتمسکو، لنینگراد و استالینگراد و اعلان جنگ میهنی در روسیه بر ضد تجاوز آلمان نازی، چرچیل نخست وزیر وقت بریتانیا با روزولت در عرشه کشتی «شاهزادهٔ ولز» (Prince of Wales) ملاقات کرد و ضمن محکوم کردن تجاوز به شوروی، روس‌ها را به کمک آمریکا امیدوار ساخت.چرچیل از ایجاد مزاحمت زیردریایی‌های آلمانی برای کشتی‌های تجاری آمریکا برای تشویق آمریکا به پیوستن به متفقین استفاده زیادی کرد.

واقعه حمله ژاپن که متحد آلمان بود، به بندر «پرل هاربور» در هاوایی و خسارت دیدن سنگین نیروی دریایی آمریکا مستقر در این جزیره، باعث شد که آمریکا در دسامبر ۱۹۴۱ به ژاپن اعلان جنگ دهد و کشور ایالات متحده در این مرحله رسماً و عملاً با آلمان و ژاپن و ایتالیاوارد جنگ و جنگ از محدودهٔ اروپا خارج شد و جنبه جهانی پیدا کرد.

تاریخچه تدارک جنگ جهانی دوم

در قطعنامه‌ای که روز ۱۹ دسامبر ۱۹۲۷ در پانزدهمین کنگرهٔ حزب کمونیست شوروی تصویب شد، آمده‌است:«باید احتمال حملهٔ نظامی به شوروی را در نظر گرفت». استالین در سال ۱۹۳۷ تصمیم گرفت تا صفوف حزب را تصفیه کنند. این تنها یک مصوبهٔ بی‌سرانجام برای کتاب‌های تاریخ نبود و دولت شوروی برای آن یک برنامه‌ریزی دقیق کرد به طوری که ۱۵۲۳ کارخانه که سال ۱۹۴۱ با تهدید آلمان هیتلری روبه‌رو بودند به شرق کوهستان اورال منتقل گشتند.

گوبلز در سال ۱۹۴۳ گفت:«بلشویسم قادر شده‌است تا تمام نیرویش را علیه دشمن خود به کار گیرد».

در ژوئن ۱۹۴۱ بود که حزب کمونیست شوروی ۹۵ هزار تن را بسیج کرد، در ۱۹۴۳ این حزب ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تن عضو داشت و تقریباً همین تعداد در سازمان جوانان بودند که در جبهه‌ها فعالیت داشتند. حزب کمونیست در مناطق اشغالی هم نیروهای پارتیزان را سازماندهی کرد. تعداد پارتیزان‌ها یک میلیون نفر بود که در ۱۰۰۰ واحد مخفی متشکل شده بودند.

یک آمریکایی به نام اورل هاریمان در کتابی که سال ۱۹۷۵ به نام فرستاده ویژه منتشر نمود، نوشت: «استالین از روزولت اطلاعات بیش‌تری داشت، از چرچیل واقع‌گراتر بود و از جنبه‌های مختلفی بهترین فرمانده جنگی بود».

بمباران‌ها

بمباران شهر درسدن

از ۱۳ فوریه تا ۱۵ فوریه ۱۹۴۵ (۲ماه قبل از پایان جنگ) در حالی که پیروزی متفقین قطعی می‌نمود، برای کمک به پیشرفت سریع‌تر نیروهای شوروی که از شرق به سوی آلمان درحال پیشروی بودند، بمب‌افکن‌های سنگین نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا و نیروی هوایی ایالات متحده بیش از ۳۹۰۰ تُن بمب متعارف و آتشزا بر روی شهر درسدن فرو ریختند. شدت آتش‌سوزی به حدی بود که آسفالت خیابانها نیز ذوب شد. آمار دقیقی از تعداد کشته شدگان در دسترس نیست، اما طبق تحقیقات اخیر، رقم کشته شدگان، بین ۲۴٬۰۰۰ تا ۴۰٬۰۰۰ نفر غیر نظامی تخمین زده می‌شود.[۳]

اشتباهات جنگی آلمان

  • توقف ۴۸ ساعته دونکرک به دستور هیتلر.
  • نبرد استالینگراد به دستور هیتلر.
  • توقف بمباران فرودگاه‌های نظامی انگلستان و به جای آن‌ها هدف قرار دادن لندن به دستور هرمان گورینگ در طی نبرد بریتانیا.
  • عدم استفاده بهینه از نیروی زمینی به علت بها ندادن کافی به این نیرو که این کمبود در محاصره مسکو بسیار جلوه‌گر بود و کمبود آتش توپخانه باعث افزایش قدرت مانور مدافعان مسکو و پشتیبانی مناسب از آنها گردید.
  • اتکا بیش از حد به نیروی هوایی.
  • عدم عقب نشینی محاصره کنندگان استالینگراد باوجود اصرار فیلد مارشال فن پائولس.
  • بدست گرفتن هدایت عملیاتی ارتش آلمان از طرف هیتلر بعد از شکست مسکو.

دیگر دلایل شکست

  • عدم هماهنگی راه اهن روسیه و اروپا که باعث شد در رساندن مهمات و اذوغه به مهاجمان در خاک شوروی وقفه ای خرد کننده بوجود اید.(ریلهای روسیه کمی بزرگتر از ریلهای اروپا بود که به همین دلیل این دو خط اهن قابلیت اتصال را نداشتند)
  • نداشتن جاده‌های هموار در روسیه که در زمستان به صورت باتلاق در می امدند که این هم مشکل تدارکات را افزایش میداد.
  • سرویسهای قوی اطلاعاتی شوروی (ارکستر سرخ)
  • رفتار وحشیانه نازیها با مردم سرزمینهای اشغال شده که در موارد بسیار مانند مردمان حوزه بالتیک و اوکراین مستقلین را تبدیل به پارتیزان میکرد.
  • ورود ارتش عظیم امریکا به جنگ.
  • ارتش سرخ موفق گردید که ۶۰۷ لشکر از ۷۸۳ لشکر هیتلری را در تمام جبهه‌های جنگ نابود نماید.

پایان جنگ

220px Soviet flag on the Reichstag roof unaltered مقاله ای کامل در مورد جنگ جهانی دوم
 مقاله ای کامل در مورد جنگ جهانی دوم

سربازان ارتش سرخ در حال برافراشتن پرچماتحاد جماهیر شوروی به نشانه پیروزی بر فرازساختمان رایشستاگ (مجلس امپراتوری) در برلین، ماه مه ۱۹۴۵

کنفرانس تهران با شرکت چرچیل، روزولت و استالین از ۲۸ نوامبر تا ۱ دسامبر ۱۹۴۳ به صورت سری برگزار شد. هدف کلی این کنفرانس توافق در مورد چهره جهان پس از پایان جنگ جهانی دوم بود.

جنگ در اروپا پس از خودکشی آدولف هیتلر و تسلیم آلمان نازی در ۸ مه، ۱۹۴۵ پایان یافت، اما در آسیا و اقیانوس آرام تا بمباران اتمیهیروشیما (۶ اوت ۱۹۴۵) و ناگازاکی (۹ اوت ۱۹۴۵) و بعد آن تسلیم ژاپن در ۲ سپتامبر، ۱۹۴۵ ادامه داشت.

بمباران اتمی آمریکائیها در دو شهر ناکازاکی و هیروشیما که بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ نفر را در چند ثانیه نابود کرد، از پی‌آمدهای بزرگ منفی این جنگ محسوب می‌شود.

تلفات و خسارات جنگ

نتیجه جنگ جهانی دوم در چهار سالی که از پی آمد، قریب به ۲۷ میلیون از مردم شوروی را به کام مرگ کشاند،[۴][۵] یعنی روزی ۱۸ هزار نفر. پنجاه درصد این کشته‌شدگان خارج از شرایط «عادی» جنگ جان خود را از دست دادند. به جز اینان، ۳ میلیون روس در اردوگاه‌های آلمان و به ویژه در [[اتاق‌های گاز از پای درآورده شدند. در بلاروس یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر کشته شدند و در لنینگراد هم یک میلیون نفر قربانی ۹۰۰ روز محاصره گشتند. حدود پنج میلیون شهروند لهستانی در طول جنگ به دست نیروهای آلمان به‌قتل رسیدند که نزدیک به دو میلیون نفر آنان، غیر یهودی و سه میلیون نفر دیگر از یهودیان مقیم لهستان بودند، این رقم بیش از ۱۶ درصد جمعیت آن کشور را نسبت به سال ۱۹۳۹ تشکیل می‌داد.[۶][۷] تلفات آلمان در جنگ جهانی دوم در برخی منابع ۵ میلیون نفر اعلام شد که ۳/۳ میلیون نفر آن سرباز و ۱/۷ میلیون آن (تخمینی) افراد غیر نظامی بودند که در بمباران کشته شدند. پس از پایان جنگ اعلام شد که ۱/۳ میلیون تن بمب توسط متفقین بر بسیاری از شهرهای آلمان فرو ریخته شده که نتیجه آن بی خانمانی ۸ میلیون آلمانی بود. همچنین ۱۲ میلیون نفر در طول جنگ بر اثر قحطی در چین، اندونزی، هندوچین فرانسه و هندوستان جان خود را از دست دادند که این تعداد تلفات، اغلب در آمارهای تلفات جنگ، از قلم افتاده‌اند.[۸][۹] کل رقم کشته‌شدگان جنگ جهانی دوم که مرگبارترین نبرد تمام تاریخ است، بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون نفر تخمین زده می‌شود.[۱۰]

در پی جنگ جهانی دوم ساختارهای زیربنایی و صنعتی اروپا ویران شده بود. این مساله باعث ارائه طرح مارشال از سوی آمریکا شد که در نهایت نفوذ و تابعیت اروپای غربی از آمریکا را در دهه‌های بعد در پی داشت. از سوی دیگر تقسیم آلمان و نفوذ شوروی در اروپای شرقی عملاً این قاره را به دو نیمه تقسیم کرد. این تقسیم ریشه‌های آنچه بعدها جنگ سرد نام گرفت را تشکیل داد.

پیامد جنگ

پیروزی ارتش سرخ بر نازیسم و ارتش هیتلری تنها یک پیروزی برای مردم شوروی نبود، آثار آن در کشورهای غرب اروپا هم با نفوذ احزاب کمونیست در میان مردم پدیدار شد در سال ۱۹۴۶ نزدیک به ۲۸ ٪ به حزب کمونیست فرانسه رأی دادند. حزب کمونیست حتی در بلژیک در سال ۱۹۴۴ دوازده هزار عضو داشت و تعداد آنان یک سال بعد به ۱۰۳ هزار نفر افزایش یافت و از همین جا بود که طبقهٔ کارگر کشورهایی مانند ایتالیا، فرانسه، بلژیک و غیره توانستند دستاوردهای اجتماعی بسیاری را مطالبه کرده و به چنگ آورند.

چند سال پس از پیروزی ارتش سرخ بر آلمان هیتلری جنبش‌های رهایی‌بخش ملی شکل گرفتند و یکی پس از دیگر بر استعمارگران پیروز شدند.

نویسنده آمریکایی ارنست همینگوی پس از پیروزی شوروی بر آلمان هیتلری در جنگ جهانی دوم نوشت:

«هر انسانی که آزادی را دوست دارد بیش از طول عمرش به ارتش سرخ و شوروی سپاسگزاری بدهکار است.»

برای توسعه و تضمین خطوط ارتباطی متفقین با خاورمیانه در اکتبر ۱۹۴۲ نیروهای متفقین در شمال آفریقا پیاده شدند و تا مه ۱۹۴۳ کلیه نیروهای آلمانی را از آن منطقه پاکسازی کردند . دو ماه بعد متفقین به ایتالیا حمله کردند ، پیشروی متفقین باعث برکناری موسولینی توسط پادشاه ایتالیا و توقیف او شد . لیکن کماندوهای آلمانی او را نجات دادند و در شمال ایتالیا برایش دولتی بوجود آوردند .پیشرویهای متفقین موجب تقسیم ایتالیا به دو بخش جنوبی و شمالی شد . بخش شمالی تا سال ۱۹۴۵ در دست نیروهای آلمانی باقی ماند . لیکن در آن سال بتصرف متفقین در آمد و موسولینی نیز توسط چریکهای ایتالیایی اعدام شد.

ادامه جنگ در فرانسه

در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ نیروهای متفقین مرکب از ارتش‌های کشورهای انگلستان، کانادا و ایالات متحده آمریکا به اتفاق واحدهایی از ارتش فرانسه آزاد عملیات پیاده شدن در ساحل نرماندی(ساحل کانال مانش) را آغاز کردند. هدف این اردوکشی، آزاد کردن فرانسه و سپس اروپای غربی از چنگال هیتلر و سبک کردن بار جنگ از دوش ارتش روسیه شوروی بود تا روس‌ها بتوانند به سرعت آلمانی‌ها را از خاک خود برانند. در خلال سال ۱۹۴۴، روسها به پیشروی سرسختانه خود به سمت غرب ادامه دادند ، بخش عمده ی بالکان را پاکسازی کردند و به بوداپست و ورشو رسیدند. سپس از لهستان گذشتند و به مرز آلمان دست یافتند. در دسامبر همان سال در حالی که نیروهای متفقین در مرز آلمان مستقر بودند ، ارتش آلمان در منطقه ” آردن” دست به ضد حمله زد؛ آلمانیها دیگر قادر نبودند به تهاجم خود ادامه دهند و بخش عمده ی نیروهای مکانیزه خود را نیز از دست دادند.

این سربازان آمریکایی درحالیکه قایقشان که نقش نگهبان برایشان دارد را ترک می‌کنند در ساحل فرانسه زیر مسلسل‌ها و تیربارانهای سنگین نازی به روی ساحل می‌آیند. تاثیرگذاری صحنه بین ابرها و شنهای ساحلی فوق العاده است. رابرت اف. سارجنت. ۶ ژوئن ۱۹۴۴٫

کنفرانسهای دوران جنگ

در طول جنگ کنفرانسهای متعددی میان سران متفقین جهت هماهنگی با یکدیگر و نیز اتخاذ تصمیماتی برای دوران پس از جنگ ایجاد شد . در نوامبر ۱۹۴۳ استالین ، چرچیل و روزولت کنفرانس تهران را تشکیل دادند و قصد خود مبنی بر ادامه جنگ تا منهدم ساختن ارتش آلمان را اعلام کردند . در اوت ۱۹۴۴ در کنفرانس دمبارتن اوکس در حومه واشنگتن نمایندگان آمریکا ، شوروی و چین ، تاسیس سازمانی بین المللی برای پس از جنگ را تصویب نمودند . در کنفرانس یالتا در شوروی، چرچیل ، روزولت و استالین طرح حمله نهایی ، علیه آلمان را مورد برسی قرار دادند . این کنفرانس که در آخرین ماههای جنگ تشکیل شد با توجه به شکست قطعی آلمان در حقیقت برای چیدن و تقسیم میوه پیروزی بود . در این کنفرانس دولتهای انگلیس و آمریکا نسبت به نحوه عمل دولت شوروی در اروپای شرقی اعتراض کردند و دولی را که روسها در اروپای شرقی بر سر کار آوردنده بودند به رسمیت نشناختند .

پایان جنگ نزدیک می شود

در اواخر جنگ آلمانها از ایالات متحده و انگلیس خواستند تا با انعقاد پیمان صلحی جداگانه از جنگ خودداری کنند و در عوض آلمانها به نبرد با روسها برای نابودی کمونیسم ادامه دهند . لیکن

نظرات() 

مد و مدگرایی پدیده ای است که کمابیش در میان همه‏ى اقشار جامعه وجود دارد، اما دراین میان، جوانان و نوجوانان بیش از دیگران به «مد» اهمیت می دهند و «مدگرا» هستند. امروزه جوانان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و فناوری های جدید رایانه ای، ارتباطات گسترده ای با جوامع و فرهنگ های گوناگون یافته اند و موقعیت آنها در شناخت و فهم ارزش ها، باورها و انتخاب هنجارهای مطلوب، پیچیده تر و مشکل تر شده است و چه بسا زمینه های موجود، باعث شده تا جوانان و نوجوانان به رفتارها و هنجارهای متضاد با ارزش های جامعه‏ى خویش رو آورند. یک روز مانتوهای بلند و روز دیگر مانتوهای کوتاه، یک روز آرایش موی سر به سبک آلمانی و روز دیگر موهای بلند واصلاح نشده، زمانی شلوارهای با پاچه‏ى گشاد که روی زمین کشیده می شود، و زمانی دیگر، شلوارهای تنگ و کوتاه، مد می شوند. اگر از این همه افرادی که عادت کرده اند رفتار و نوع و سبک لباسشان را طبق آخرین مدهای رایج تنظیم کنند، بپرسید که به چه علت این کار را کرده اند، یا مثلاً این آرم و کلمه‏ى روی لباس آنها چه کارکردی دارد، به سختی بتوان پاسخ متقاعد کننده ای شنید، جز آن که: «خب، قشنگه!»، «برای این که مده!»، «همه می کنند!» و

EXrozblog.comEX

مقاله ای کامل در مورد مد و مدگرایی

مد و مدگرایی پدیده ای است که کمابیش در میان همه‏ى اقشار جامعه وجود دارد، اما دراین میان، جوانان و نوجوانان بیش از دیگران به «مد» اهمیت می دهند و «مدگرا» هستند. امروزه جوانان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و فناوری های جدید رایانه ای، ارتباطات گسترده ای با جوامع و فرهنگ های گوناگون یافته اند و موقعیت آنها در شناخت و فهم ارزش ها، باورها و انتخاب هنجارهای مطلوب، پیچیده تر و مشکل تر شده است و چه بسا زمینه های موجود، باعث شده تا جوانان و نوجوانان به رفتارها و هنجارهای متضاد با ارزش های جامعه‏ى خویش رو آورند. یک روز مانتوهای بلند و روز دیگر مانتوهای کوتاه، یک روز آرایش موی سر به سبک آلمانی و روز دیگر موهای بلند واصلاح نشده، زمانی شلوارهای با پاچه‏ى گشاد که روی زمین کشیده می شود، و زمانی دیگر، شلوارهای تنگ و کوتاه، مد می شوند. اگر از این همه افرادی که عادت کرده اند رفتار و نوع و سبک لباسشان را طبق آخرین مدهای رایج تنظیم کنند، بپرسید که به چه علت این کار را کرده اند، یا مثلاً این آرم و کلمه‏ى روی لباس آنها چه کارکردی دارد، به سختی بتوان پاسخ متقاعد کننده ای شنید، جز آن که: «خب، قشنگه!»، «برای این که مده!»، «همه می کنند!» و …

5 مقاله ای کامل در مورد مد و مدگرایی

 مقاله ای کامل در مورد مد و مدگرایی

این پاسخ ها گرچه سطحی به نظر می رسند، اما در یک تحلیل روان شناختی نشان دهنده‏ى نوعی از «تعلّق گروهی»، «نوجویی»، «تنوّع طلبی» و گرایش جوانان به «امروزی شدن» است و کاملاً یک پدیده‏ى طبیعی و نابهنجار در جهت ارضای این نیازها محسوب می شود؛ (۱) اما از آن جا که هماره کالای مد شده، شیوه های رفتاری، هنجاری و ارزش های خاصی در بین جوانان و نوجوانان رونق و شیوع می یابد و مد، عاملی می شود برای انتقال هنجار و ارزشی از جامعه ای به جامعه ای دیگر، بررسی زمینه ها و پیامدهای مدگرایی، یکی از موضوعات مهم در جامعه‏ى ما محسوب می شود که این نوشتار، نگاهی است گذرا به همین موضوع.

تعریف مد و مدگرایی

«مد»ها الگوهای فرهنگی ای هستند که توسط بخشی از جامعه، پذیرفته می شوند و دارای یک دوره‏ى زمانی نسبتا ًکوتاه اند سپس فراموش می شوند. (۲) بنابراین، «مدگرایی» آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگی و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آن که الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت، از آن یکی پیروی نماید. (۳)

گستره‏ى مد

گستره‏ى مد به اندازه‏ى گستره‏ى زندگی انسان است و تمامی شئونات آن را در بر می گیرد. تغییرات مدگونه، در: علوم و فنون نظریه ها، گرایش به جنبه های مختلف علمی، الگوهای تربیتی، سبک منش و رفتار، پوشش، آرایش، محیط آرایی و … قابل تسرّی است.

پوشاک و آرایش، شاخص کالای مد شونده

با وجود آن که مد و مدگرایی کل گستره‏ى زندگی اجتماعی را در بر می گیرد، پوشاک و سبک و شیوه‏ى آرایش، شاخص ترین کالای مد شونده محسوب می شود.

عوامل و زمینه های مدگرایی

در یک نگاه کلّی و جامع نگر، مدگرایی را می توان ناشی از عوامل و زیر ساخت های تاریخی، اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی و روان شناختی دانست.
ریشه های تاریخی مدگرایی به سال های بسیار دور بر می گردد. با نگاهی به تاریخ ایران، در عصر سلطنت فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه که پای ایرانیان به فرنگ باز شد، تا عصر رضا شاه که دوره‏ى حسّاسی را در تاریخ ایران رقم زد، فصل متفاوتی در مدگرایی ایرانیان گشوده شد. از آن زمان که رضا شاه با سلطه‏ى سیاسی بر کشور، نحوه و شکل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییر داد، تاکنون، مدهای مختلف در ایران (و بخصوص در بین قشر جوان)، رایج گردیده است.

مدگرایی و غرب گرایی

گرچه مدگرایی و غرب گرایی دو مفهوم جدا از هم و دارای تعاریف متمایز از یکدیگرند، اما سیر تحولات تاریخی- اجتماعی در ایران به گونه ای سرنوشت این دو مفهوم را با هم گره زده است که هرگاه سخن از مدگرایی به میان می آید، مفهوم غرب گرایی نیز به ذهن، تبادر می کند، زیرا پس از رشد تکنولوژی در اروپا، سنّت ها مورد انتقاد قرار گرفت و جامعه به تدریج، اندیشه ها، طرز زندگی و نوع لباس را تغییر داد.
همین طور در ایران و کشورهایی نظیر آن، رشد صنعت در رأس شعارها قرار گرفت و خیلی زودتر از آن، نوع تفکر، طرز زندگی و آداب لباس پوشیدن، دستخوش تغییر شد.
میل به اروپایی شدن در جامعه‏ى ایرانی باعث شد که به جای بازسازی و نوسازی چارچوب اقتصادی-اجتماعی جامعه‏ى خود، به نماها و نمادها و ظواهر صنعتی شدن توجه کنند که مهم ترین نمای اروپایی شدن، پوشیدن لباس های اروپایی و ترویج مدهای غربی به شمار می رفت.
ایرانیان بر این باور شدند که باید خود و فرهنگشان را اروپایی کنند، تا بدین ترتیب از ضعف و عقب ماندگی رهایی یافته، در ردیف کشورهای پیش رفته قرار گیرند.
بنابراین «مدگرایی» و «غرب گرایی» در ایران، در یک بستر فکری و دوشادوش هم رشد کرده اند. در حال حاضر نیز بیشترین مدهایی که در جامعه و بخصوص در بین جوانان رایج می شود، برگرفتته از الگوهای غربی با همان انگیزه است.

مد و مدرنیسم

مد و مدگرایی را می توان از جهتی مولود مدرنیسم دانست؛ زیرا مدرنیسم، نگاه نو به عالم و آدم است؛ نگاه و شناختی که برخاسته از زیستن در «اکنون» و گسستن از «گذشته» است و صریحاً با مفهوم سنّت (tradition) در تقابل می افتد. «مدرنیته» که شکل عینیت یافته‏ى فرهنگ مدرن است همراه و همزاد با گذر از گذشته به حال، نوآوری، تجدّد و سلیقه و مد است. از این رو مدرنیته همواره خود را در ستیز و چالش با کهنگی، رکود، قدمت و سنّت و پیروی از هنجارهای پایدار قرار می دهد و کشش و تمایل آن به سوی تجدّد و نوآوری در فرهنگ و ارزش های اجتماعی است. بنابراین، مدگرایی و نوآوری در تفکر و رفتار (به معنای رایج آن) به عنوان نماد و اندیشه‏ى مدرنیسم قلمداد می شود (۴) و از آن جا که جوامع غربی موطن و مظهر مدرنیته و مدرنیسم بوده اند، فرایند مدرنیزاسیون (مدرن سازی) و اشاعه‏ى طرح ها و مدهای نو، در واقع با غربی سازی و غرب گرایی کاملاً هم افق و بلکه معادل خواهد بود، و این، خود می تواند از زاویه‏ى دیگر، رابطه‏ى مدگرایی و غرب گرایی را نشان دهد.

عوامل و زمینه های روان شناختی مدگرایی در جوانان

علاوه بر زیر ساخت های تاریخی و اجتماعی، مدگرایی در بین جوانان از یک سری اصول و سازه های روان شناختی نیز تبعیت می کند و با انگیزه ها و نیازهای چندی در ارتباط است.

۱٫ تنوع طلبی و نوگرایی

جوانی، فصل تازه ای در زندگی و سرآغاز ورود انسان به جهان پرشور و رنگارنگ است که غرایز طبیعی در شکل دهی آن، نقش اصلی را بر عهده دارند. استقلال طلبی، تنوّع دوستی، هیجان خواهی، نقد گذشته و نوگرایی از جمله ویژگی های دوران جوانی است که به شدّت، تمایل به امروزی شدن و نوگرایی به درجات مختلف در هر نوجوان وجود دارد و گواه نیاز وی به شکستن قالب های موجود، فاصله گرفتن از هنجارهای پیشین و رسیدن به هویتی متمایز از کسانی که پیش از او بوده اند و همچنین گرایش به فاصله گرفتن از والدین است. این نیاز، زمانی که نمود بیرونی به خود می گیرد و در رفتار جوان منعکس می شود، به صورت مدگرایی ظاهر می گردد.

۲٫ مدگرایی و همانند سازی

همانند سازی در مکتب روان تحلیلگری به فرایندی ناهشیار اطلاق می شود که فرد، طی آن، ویژگی ها (نگرش ها و الگوهای رفتاری)ی فرد دیگری را برای خود سرمشق قرار میدهد و با تقلید از نگرش ها و ویژگی رفتاری وی احساس می کند که مقداری از قدرت و کفایت او را نیز به دست آورده است. (۵)
منبع اصلی همانند سازی در دوران کودکی والدین هستند؛ زیرا کودک، اولین و بیشترین برخورد را در زندگی با والدین خود دارد؛ اما در دوران نوجوانی که فرد از والدینش فاصله می گیرد، الگوهایی را که خود را با آنها شبیه کرده است، از دست الگوهای دیگر، یعنی از طریق همانند سازی های جدید با دیگری، پر شود.
به اعتقاد روانشناسان، همین خلأ و احساس ناامنی ناشی از آن باعث می شود که نوجوان در مسیر خود به راه حل هایی متوسّل شود که این راه حل ها از طریق همانند سازی با شخصیت هایی است که الگوی نوجوان قرار می گیرند. این شخصیت ها می توانند شخصیت های معروف گذشته، هنر پیشه های سینما، نوازندگان و آوازخوانان، و یا گروه های مختلفی مانند «هیپی»ها باشند و فرد، خود را از نظر ظاهری شبیه آنها ساخته، در شیوه‏ى لباس پوشیدن و طرز رفتار با آنان همانندسازی کند. به محض این که یک هنرمند یا ورزشکار لباسی را بپوشد و در صحنه ای ظاهر شود، جوانان با وی همانند سازی نموده، سعی می کنند به عنوان مد، آن را در جامعه طرح کنند.

۳٫ رقابت و چشم و همچشمی با دیگران

انگیزه‏ى رقابت و چشم و همچشمی با دیگران، از دیگر عوامل پیروی از مد در بین جوانان و نوجوانان محسوب می شود. این انگیزه، در همه‏ى افراد وجود دارد و به گونه های مختلف بروز می کند. رقابت اگر در زمینه های مثبت جهت داده شود، باعث پیشرفت و رشد و تکامل معنوی فردی می شود؛ اما اگر جهتگیری آن به سوی امور مادّی و مدپرستی باشد و فرد، سعی کند از لحاظ ظاهری (ومثلاً در سبک و شیوه‏ى لباس پوشیدن) از دیگران عقب نماند، سرانجام خوبی نخواهد داشت. (۶)

۴٫ مدگرایی و التزام ناشی از دوستی

یکی از عوامل پیروی از مد در بین جوانان و نوجوانان، ترس و نگرانی از مجازات های خصوصاً غیر رسمی از سوی دوستان است. لذا تحقیر و تمسخر، پوزخند زدن و متلک گفتن اطرافیان و ترس از آن، باعث می شود که جوانان و نوجوانان از مدهای رایج پیروی کنند.

۵٫ مدگرایی و جلب توجه دیگران

افرادی هستند که با تعویض و تغییر هر روزه‏ى لباس و آرایش خود و خریدن لباس های گران قیمت و مد روز، درصدد جلب توجه دیگران برمی آیند. استفاده از لباس های چسبناک و برّاق و رنگارنگ، جوراب هایی شبیه تو ماهیگری، کفش هایی با پاشنه های خیلی بلند، آرایش تندی با رنگ های غیر طبیعی و .. (که بیش از همه در بین جوانان و بخصوص دختران رایج است)، باعث جلب توجه دیگران شده، نگاه هایی را به خود معطوف می دارد.

۶٫ مدگرایی و تشخیص طلبی

برتری جویی و تشخّص طلبی از دیگر عوامل پیدایش مد در بین جوانان است. افرادی که خود را برتر از دیگران و مربوط به قشر مرفّه جامعه می دانند، سعی می کنند این برتری را در گویش، لباس پوشیدن، محیط آرایی و سبک آرایش و زیور آلات خود نشان دهند و لذا مدهای جدید را مطرح می کنند.
تورشتاین وبلن (veblen Thorstein) مد را وسیله ای برای این که افراد، نشان دهند ثروتمند و با شخصیت و یا دارای اندیشه ای خاص هستند، می داند؛ (۷) لذا به محض این که مدی در جامعه گسترده شد، اشراف زادگان و ثروتمندان به سراغ این مد جدید می روند؛ زیرا مد قدیمی دیگر آنها را از طبقات دیگر جامعه متمایز نمی کند.

نقش تولید کنندگان در اشاعه‏ى مد

شرکت های تولیدی از طرق روان سنجی و شناخت روحیات افراد جامعه و با توجه به همین روحیه‏ى نوگرایی و میل به امروزی شدن در جوانان، هر روز، یک فرم شلوار، پیراهن، کفش، کلاه، عینک، آباژور، کاغذ دیواری، گوشی تلفن و… را عرضه می کنند و اندک تغییری از جانب آنها، یک مد جدید می شود و حتّی گاهی برای آن که کالای تولیدی شان زودتر در جامعه مد شود، از یک فرد مشهور (مثل یک هنرمند سینما یا ورزشکار)، با اعطای مبلغ زیادی پول، می خواهند که برای یک بار هم که شده، از آن کالای جدید استفاده کند و در فیلم یا صحنه‏ى تلویزیون، ظاهر شود.
یکی از دلایل عمده ای که تولید کنندگان و طرّاحان خارجی توانسته اند در سطح جهانی برای خود، جایی باز کنند و مد آفرینی داشته باشند، آشنایی آنها با مبانی روان شناختی «تأثیرگذاری» و به کارگیری روش ها و اصول فنّی مناسب در کار است، در حالی که تولید کنندگان داخلی و محدود، معمولاً به الگوبرداری و تقلید از آنها می پردازند و به نحوی مدهای غربی را در جامعه ترویج می کنند.

رسانه ها و ترویج مد

شبکه های تلویزیونی، مطبوعات و پایگاه های فعّال اینترنتی، انواع مدهای جدید را تبلیغ می کنند و از این طریق، زمینه را برای گرایش خانواده ها و بخصوص جوانان به سوی مدهای نو مهیا می سازند.

اسلام، مدگرایی و امروزی شدن

حال، این سؤال مطرح است که مدگرایی، تجدّد و امروزی شدن، تا چه اندازه مطلوب است؟ و نظر اسلام در این زمینه چیست؟ در یک نگاه کلی، اسلام با همه نوع مد، مخالف نیست. اسلام، امروزی شدن و نوگرایی در سبک و شیوه‏ى لباس پوشیدن را نیز به صورت کلّی پذیرفته است. آنچه اسلام با آن مخالف است، پشت پا زدن به ارزش ها (مثل: پوشش شرعی، پرهیز از اسراف، و …)، رعایت نکردن اخلاق اجتماعی، آزادی مطلق در روابط دختر و پسر، و همانند سازی با بیگانگان است. حال اگر این پدیده های انحرافی در قالب مد به خود جوانان داده شوند و میل فطری «نوگرایی» و نیاز «امروز شدن» به لجنزار انحرافات سوق یابد، اسلام با آن مخالف است.
پس مدهای خوب داریم و مدهای بد! امروزی شدن نیز همین گونه است. گاه، امروزی شدن، رابطه‏ى انسان را با گذشته اش (که همان سابقه‏ى تاریخی و هویت فرهنگی اوست)، قطع می کند و گاه در امتداد دیروز و با حفظ تعلّقات انسان به سنّت ها و نوع ارزش های پیشین است. اسلام با این نوع تجدّد و امروزی شدن که در راستای ارزش ها و با حفظ اصول و مبانی اعتقادی باشد، هیچ گاه مخالف نیست.

آسیب شناسی مدگرایی جوانان

مدگرایی، گرچه ریشه در نیازهای طبیعی جوانان دارد و برخاسته از روحیه‏ى نوگرایی جوانان است، اما به لحاظ آن که مدها و مدل ها نمایانگر علایق و ارزش های مسلّط یک زمان و یک قشر خاص اند و افزون بر آن، می بینیم که امروزه جوانان ما از مدهایی (چون: رپ، هوی متال، و …) پیروی می کنند و ناخواسته به هنجارهایی رو می آورند که چه بسا با فرهنگ و ارزش های اجتماعی ما در تضاد است، پس می توان گفت که مدگرایی در جامعه‏ى تا حدود زیادی کارکرد منفی به خود گرفته است و پیامدهای آن، به شدّت، جوانان ما را تهدید می کند. لذا بحث از آسیب شناسی مدگرایی ضرورت می یابد.

پیامدهای منفی مدگرایی

با توجه به این که بیشتر مدهای رایج در بین جوانان و نوجوانان برگرفته از الگوهای بیگانه و غیر خودی است، می توان گفت که مدگرایی به معنای جدید آن، نوعی از خودبیگانگی و تقلید از فرهنگ غربی را القا می کند، تا آن جا که الآن بعضی از جوان ها از نوک پا تا فرق سرشان غربی است و حتّی وقتی نگاه می کنی، می بینی کلمات یا جملاتی بر روی لباس یا داشبورد ماشین یا آینه و کمد شخصی یا در ورودی مغازه شان نوشته شده که کم تر ارتباطی با زندگی شخصی یا آرمان ها وعلایق فردی آنها دارد و گاه حتّی معنای آن را نیز به درستی نمی دانند و شاید اگر بدانند، موجب شگفتی، خنده یا ناراحتی شان بشود، عباراتی مثل: «ما پسران شیطانیم»، «گروه لجن!»، «سفید، اما آشغال»، «گروه سیاهان بوگندو!»، «زیبایی کثیف»، «عشق نشئه»، «گناه تا مرگ»، «بوسه بر صندلی الکتریکی» و …
این، چیزی است که از مدگرایی یا مدپرستی جوانان امروز ما به چشم می آید؛ چیزی که شاید بتوان گفت تا حدّی زیادی، ناشی از تقلید کورکورانه و غفلت از خویش است؛ چرا که کلمات و عبارات بالا، شعارهایی آخرین مدهای شخصیتی ای است که غربی ها به جوانان جهان تقدیم کرده اند، در حالی که جوان امروز ما، نگاه خاص خودش، شخصیت خودش و حتی مشکلات خودش را دارد!
تقلید هر روزه از آخرین مدهای رایج در جهان غرب، به چه معناست، جز: از خودبیگانگی، بحران هویت، تزلزل شخصیت، وابستگی اقتصادی، احساس حقارت و …؟ از همه دردناک تر، این است که بسیاری از رفتارها و هنجارهایی که امروزه به عنوان مد در جامعه‏ى ما مطرح است و از سوی عده ای تبلیغ هم می شود، با اصول اخلاقی و ارزش های فرهنگی جامعه‏ى ما به هیچ وجه همخوانی ندارد. روابط بی قید و شرط دختر و پسر، عدم رعایت پوشش اسلامی، آرایش مو و صورت صرفاً به قصد جلب توجه (مثلاً به سبک جنس مخالف و یا به سبک های بسیار پیچیده و وقتگیر)، آرایش مو به سبک جوانان منحرف غربی (مثلاً به سبک همجنس گرایان)، به کارگیری وسایل تزئینی غیر متعارف (مثلاً حلقه‏ى بینی برای دختران و حلقه‏ى گوش و انگشتر طلا برای پسران ) و … همه به نحوی شخصیت جوان مدگرای امروزی را به نمایش می گذارند؛ مدهایی که به اتلاف وقت و انرژی و قابلیت های فکری و سرمایه های مادّی جوانان و خانواده می انجامند و شاید بتوان گفت که هیچ سهم و نقشی در نو شدن و امروزی شدن جوان و جامعه ندارند!

فرهنگ خودی، اصلی ترین ضابطه‏ى مدگرایی و امروزی شدن

فرهنگ و ارزش های اجتماعی از اساسی ترین عناصر یک نظام اجتماعی هستند که پایه‏ى ارزیابی ما را از پدیده های اطرافمان تشکیل می دهند و در واقع، رفتار ما را نسبت به آنها تنظیم می کنند. بنابراین، در پذیرش یا عدم پذیرش الگوها و مدهایی که در جامعه رواج می یابند، ابتدا باید رابطه‏ى آنها را با نظام ارزشی حاکم بر جامعه و اصول و مبانی مورد قبول آن مردم، مورد ارزیابی قرار داد و میزان همگرایی یا واگرایی آنها را از یکدیگر سنجید.
به عنوان نمونه، مدهای لباس، اگر در عین جذّابیت و امروزی بودن، برخاسته از فرهنگ خودی باشند و با اصول و مبانی اعتقادی و اخلاقی جامعه ما تعارض نداشته باشند، نشانه‏ى خلاقیت و نوآوری جوانان ما بوده، هویت فرهنگی آنان را به نمایش می گذارند. بنابراین، باید تدابیری سنجیده شود تا مدها و مدل ها، هم نیاز به تنوع طلبی و نوجویی و میل به امروزی شدن جوانان را تأمین کنند و هم جوانان ما از پیامدهای منفی مدگرایی، در امان بمانند. (۸)

چکیده مقاله تا به این جا:

همه‏ى ما به خوبی می دانیم که پیروی از الگوها و مدهای غربی و پوشیدن لباس های با آرم خارجی یا تقلید از مدل موی سرفلان فوتبالیست، نمی تواند به ما شخصیت اعطا کند و موجب پیشرفت و ترقّی ما گردد. عوامل اصلی موفقیت در تمامی زمینه ها، خودباوری (اعتماد به نفس) و پایبندی به اصول اعتقادی و ارزش های اخلاقی است. تا زمانی که علم و دانش در وجود ما شکوفا نگردد و زیرساخت های شخصیت ما مبتنی بر الگوهای فرهنگ اصیل این مرز و بوم، شکل نگیرد، آرایش ظاهر و تقلید از مدها و الگوهای دیگران، جز بحران هویت و دور شدن از اصالت فرهنگی خویشتن، نتیجه ای در پی نخواهد داشت.

پس بیایید یک بار دیگر در رفتارمان تجدید نظر کنیم و اصالت های فرهنگی مان را در پرتو جذابیت های دروغین فرهنگ بیگانه از دست ندهیم.
همان گونه که میل به امروزی شدن و مدگرایی (که از ویژگی های دوران جوانی است)، ناخواسته ما را به پیروی از الگوهای بیگانه می کشاند، غرور و احراز هویت نیز به همین دوره‏ى سنی اختصاص دارد. چه خوب است غرور ملی و غیرت دینی را در خویش تقویت کنیم و میل به امروزی شدن و مدگرایی را با الهام گرفتن از آموزه های تمدّن ساز اسلام و فرهنگ غنی اسلامی- ایرانی خویش و متناسب با هویت فرهنگی خود، به فعلیت برسانیم.

مد (fashion) و مدسازی پدیده‌ای است که در دنیای امروز به نحو چشمگیری گسترش یافته است. این فراگرد اجتماعی به شکلی بی‌سابقه در لایحه‌های اجتماعی جوامع نوین ریشه دوانیده است به طوری که بسیاری آن را اجتناب‌ناپذیر و یا حتی برخی به کارکردهای مثبت آن برای زندگی اجتماعی تاکید ورزیده‌اند. در این راستا تئوری‌های متعددی در داخل و خارج کشور تدوین شده است که برای تقویت بینش و نگرش نظام‌مند جهت فهم مد و مدگرایی روشنگر خواهند بود.

13860216041 مقاله ای کامل در مورد مد و مدگرایی

گئورک زیمل جامعه‌شناس آلمانی، مد و مدسازی را فرآیندی می‌داند که بر اثر کشمکش میان طبقات متضاد بر سر دستیابی به منابع بیشتر با تکیه بر فراگرد تمایز (differentiation) حاصل می‌شود. وی برای مدهای اجتماعی کارکردهایی متنوع برمی‌شمرد. از جمله این کارویژه‌ها، گریز از مسئولیت فردی از سوی افراد و تقویت امنیت و آرامش روانی ناشی از پذیرش مدهاست. در کنار همرنگی با جمع و پنهان شدن در گستره نیروی جبری آن، فرد با خلاقیت‌هایی که در شکل‌دهی مدهای جدید به کار می‌گیرد، موجب گسترش فردیت و هویت‌بخشی به خود نیز می‌گردد.

فرامرز رفیع‌پور نیز همانند زیمل معتقد است که مدسازی ریشه در نابرابری‌های اجتماعی دارد. از آنجا که منابع اقتصادی و منزلتی محدود و پایان یافتنی هستند، بنابراین افراد همواره به دنبال به حداکثر رساندن سود و اتخاذ رفتاری مناسب برای جذب این منابع هستند. ثروتمندانی که از دارایی و منابع مالی و اجتماعی بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند سعی دارند تا با طرح اشکال جدید لباس، خوراک، گفتمان‌های زبانی، تفریحات، اوقات فراغت و مواردی نظیر آن خود را از سایر اقشار و طبقات اجتماعی متمایز سازند. بدین ترتیب با تفکیک و تمایزی که بر اثر اتخاذ این شیوه عینی رفتار رخ می‌دهد افراد طبقه بالای اجتماعی قدرت، منزلت و حتی شرایط کسب منابع بیشتری را برای خود بازتولید می‌کنند. به عنوان مثال نوع پوشش خاصی که حکایت از قیمت بسیار گران کفش‌های چرمی دارد یا بهره‌مندی از لوازم لوکس خارجی، در معرفی فرد به عنوان شخصی مرفه و ثروتمند اثرگذار خواهد بود. از همین مجرا شرایط برای احترام بیشتر و بهره‌مندی بهتر از مناسبات و روابط میان فردی فراهم می‌گردد. افراد طبقات پایین‌تر نیز به همین نحو و با انگیزه مشابه به شناسایی اشکال و صورت‌های پذیرفته شده در منش طبقات ثروتمند روی آورده و در همگون‌سازی خود با آنها و مرفه‌نمایی می‌کوشند. این امر سبب می‌گردد که این تمایز و تفکیک از میان افراد رخت بربندد و بهره‌مندی و برخورداری از منابع محدود برای افرادی که از دیگر طبقات با مدهای مسلط طبقات مرفه همرنگی نموده‌اند را در پی داشته باشد. در این گیر و دار ثروتمندان نیز از پا ننشسته و به طرح اشکال جدیدتر سبک‌ها و صورت‌های زندگی روی آورده و سعی در تفکیک مجدد خود با اقشار فرو دست دارند. این صور جدیدتر نیز اغلب به همان ترتیب پیش گفته توسط اقشار پایین‌تر بازسازی شده و خنثی می‌گردند.

باید خاطر نشان کرد که در این فراگرد، نظام سرمایه‌داری و اقتصاد مصرفی آن نیز بی‌تاثیر نبوده و با دامن زدن بر این تمایز بر رشد و گسترش این پدیده می‌افزاید. در این فرآیند پس از شناسایی گونه‌های جدید مدهای مختلف، اجناس مشابه بدلی و تقلبی نیز وارد بازار می‌شوند و افراد طبقات پایین‌تر را برای همرنگی با طبقات بالا مهیا می‌نمایند. بدین ترتیب مبنای مدسازی در نابرابری توزیع منابع عینی مطلوب دانسته شده است که با دستکاری و دخل و تصرف بازار آزاد و سرمایه‌داری دائماً در حال شکل‌گیری و نابودی است. این چرخه دائماً در حال بازتولید است و تا زمانی که این نابرابری‌ها وجود دارد مد و کشمکش بر سر کسب منابع مطلوب و در نهایت گسترش مد نیز تداوم خواهد داشت. بنابراین مد و فرآیند تفکیک در جوامع دارنده اقتصاد سرمایه‌داری امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است.

علاوه بر موارد مذکور، برخی دیگر از منتقدان نظام سرمایه‌داری بر چگونگی شکل‌گیری، بسط و توسعه فرآیند مد و مدسازی تاکید نموده‌اند. از جمله مهم‌ترین این متفکرین، مارکوزه نظریه‌پرداز مکتب انتقادی است که در خصوص نظام سرمایه‌داری و نقش سرکوبگر آن در شناسایی و خلق نیازهای کاذب در افراد، به گسترش ادبیات نظری «مصرف در زندگی روزمره» همت گماشت.

ابزاری شدن فرهنگ و تحریف آن در نظام‌های مدرن سرمایه‌داری همان چیزی است که مارکوزه بر آن تاکید دارد. وی برخلاف اسلاف خویش که عمدتاً بر تعیین ساختارهای اقتصاد بر فضای جامعه تاکید مبالغه‌آمیزی داشته‌اند، بر نقش فرهنگ و مکانیزم‌های اثرگذاری آن در جامعه تاکید می‌ورزد. از همین رو وی در راستای فهم ضعف نظام فرهنگی جامعه در ایجاد همبستگی اجتماعی به تحقیقات و مطالعات بی‌شائبه‌ای اهتمام ورزید. به زعم مارکوزه نظام سرمایه‌داری با استفاده از شیوه‌های نادرست به دنبال ایجاد همبستگی اجتماعی و پیوند میان افراد است. از این حیث، نظام برای آنکه بقا و دوام کارکردی خویش را تضمین نماید به توده‌سازی و همانند نمودن افراد بر اساس خلق نیازهای کاذب و طفره رفتن از ارضای نیازهای راستین و حقیقی آنان دست می‌زند. نیازهای حقیقی نیازهایی هستند که ارضای آنها به رشد و شکوفایی استعدادهای فردی منجر شده و موجب تقویت و تکامل استعدادهای انسانی و مسالمت‌‌جویانه در روابط با دیگر انسان‌ها می‌گردد. نیازهای کاذب نیز شکل تحریف‌ شده این نیازها قلمداد می‌شوند. لذا نظام‌های موجود از مکانیزم‌هایی برای باز تولید چنین وضعیت‌هایی در جامعه بهره‌ می‌گیرند. بدین معنی که از رسانه‌های جمعی، تبلیغات فراگیر و توده‌ای با تکیه بر روش‌های تداعی معانی و حتی آموزش و تعلیم افراد برای تحقق اهداف خویش سود می‌جویند. بدین‌سان برای تحقق اهداف نظام افرادی شبیه به هم و همسان پرورش می‌یابند. تنوع و تکثرزدایی به طور چشمگیری رونق می‌یابد و عرصه‌های گوناگون اجتماعی به کارخانه‌های آدم‌سازی تبدیل می‌شوند. انسان‌هایی که کمتر به چرایی علت اعمال خود می‌اندیشند بلکه اغلب چگونگی انجام عمل برای دستیابی به هدف در نزد آنان اولویت دارد. استفاده از مدل‌های لباس، اجناس لوکس و حتی افکار و عقاید مختلف از جمله مواردی هستند که در این میان به نحو فزاینده‌ای بروز می‌کنند.

مارکوزه اذعان می‌کند که در گذشته زمینه‌های بیشتری برای خلق انسان‌های قوی و استوار فراهم بود؛ افرادی که برای خود تصمیم گرفته و سبک زندگی مورد علاقه خود را اتخاذ می‌کردند. آنها درون‌دارتر از انسان‌های ضعیف امروزین بوده‌اند. در مقابل، انسان‌های امروز از توان لازم برای مقابله با جبرهای اجتماعی و تحرکات بیرونی برخوردار نیستند و بسته به میزان اثرگذاری و شدت عوامل اجتماعی، سبک‌ها و شیوه‌های زندگی بعضاً ضد و نقیضی را پیش می‌گیرند. امروزه فرهنگ توده‌ای، عوام‌گونه، مصرف‌گرا، غیر خلاق و منفعل در جامعه رشد می‌یابد و بدین ترتیب فرد مبدل به ابزاری برای برآوردن اهداف نظام می‌شود.

نمونه مشخص نیازهای کاذب و راستین را می‌توان در مصرف و بهره‌گیری از اجناس و کالاهای لوکس خانگی مشاهده نمود. آنجا که افراد با وجود برخورداری از مواهب و وسایل رفع نیازهای ضروری، به تلاش بسیار بیشتری برای بدست آوردن کالاها و خدمات مشابه مبادرت می‌ورزند. بدین‌سان پس از مدتی کوتاه، قبل از مصرف کالای در دسترس، به فکر داشتن نوع بهتر آن برمی‌آیند، در حالی که در مواردی تفاوت‌های این اجناس ممکن است بسیار صوری و به لحاظ کارکردی به هم نزدیک باشد. در اینجا سعی نظام در ایجاد امنیت کاذب به چشم می‌خورد. حس عدم برخورداری از آزادی و انحصار در جبر، و انفعال در برابر عناصر فرهنگی، امنیت و احساس آرامش را از افراد می‌گیرد. اینکه نتوانیم برای خود تصمیم بگیریم و زندگی خود را با انتخاب خود تعیین کنیم موجب از بین رفتن آرامش روانی و احساس سرخوردگی است. لذا نظام سعی دارد تا با ایجاد محصولاتی مشابه در عرصه‌های گوناگون یک زمینه واحد و مشابه را پایه‌ریزی نماید به طوری که شالوده و بنیان اشیاء از یک جوهر بوده، اما در ظاهر تفاوت‌های مشخصی میان آنها وجود داشته باشد. به طور مثال این افراد هستند که با انتخاب خود از میان لباس‌های مختلف حس آزادی و توانایی انتخاب را یافته و بدین ترتیب آرامش دروغینی را در خود باز می‌یابند، در حالی که در تمام این اوقات افراد از میان گزینه‌های مشابه انتخاب می‌کنند. در واقع به لحاظ محتوایی انتخابی در کار نیست، بلکه تفاوت‌ تنها در صورت‌هاست. بدین ترتیب نظام سرمایه‌داری تاثیر شگرفی در بازتولید مد و سبک‌های زندگی جدید برای امنیت‌بخشی کاذب و مصرفی کردن جامعه دارد.

با تاکید بر آموزه‌های مندرج در تئوری‌های فوق می‌توان نتیجه گرفت تا زمانی که عقل ابزاری و اقتصاد مصرفی سرمایه‌داری بر سر کار باشد گریز از مدل‌های مختلف زودگذر و موقتی اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. افزون بر این با فرض پذیرش ضرورت و گریز ناپذیری مد و مدگرایی در جوامع جدید آن‌گونه که جامعه امروز ایران نیز درگیر آن است گریزی برای رهایی از مدل‌های متنوع بیگانه باقی نمی‌ماند؛ مگر آنکه به دو نکته زیر توجه نماییم: نخست آنکه به شناسایی ذائقه‌های موجود در اقشار مختلف جامعه دست بزنیم و دوم از همان طریق که نظام سرمایه‌داری به خلق نیازها و یا نیاز سازی در افراد مبادرت می‌ورزد، شرایط را با اجرای برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی مرتبط با خلق نیازهای جدید برای مصرف، آن گونه که متناسب با برنامه‌های اسلامی- ایرانی باشد مهیا سازیم.

به نظر می‌رسد که برای موفقیت این طرح و تحقق اهداف آن، نیازمند شناسایی و انجام تحقیقات جدی‌تر در عرصه فرهنگ و زندگی روزمره می‌باشیم. در غیر این صورت دست‌کم نمی‌توان به پذیرش و درونی‌سازی طرح توسط خود افراد امیدوار بود و گریزی جز ضمانت‌های اجرایی و تعقیب و گریزهای عملی با تکیه بر خشونت برای تحقق این طرح باقی نمی‌ماند.

مد (به فرانسوی Mode) اصطلاح کلی در حیطه هنر طراحی پوشاک است که تحت تاثیر اوضاع فرهنگی و اجتماعی جامعه در یک دوره زمانی مشخص انجام می‌پذیرد.

به گزارش پایگاه خبری «تازه»، برای تعریف مد (Fashion) دو تعریف دیگر نیز ارائه شده است: «شیوه رفتاری که به طور موقت توسط بخش مشخصی از اعضاء یک گروه اجتماعی اتخاذ می شود، به این دلیل که آن رفتار انتخابی را از نظر اجتماعی برای آن زمان و موقعیت مناسب تشخیص می دهند.» و «مد نوع لباسی است که اخیراً پذیرفته شده است». اما واژه مد در لغت به معناى سلیقه، اسلوب، روش و شیوه به کار مى‏رود و در اصطلاح، عبارت است از روش و طریقه‌ی موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان طرز زندگی، لباس پوشیدن را تنظیم می‌کند. مدگرایى نیز آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگى و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آنکه الگوى جدیدى در جامعه رواج یافت، از آن پیروى نماید. بنابراین، مى‏توان گفت: مدگرایی به تغییر سلیقه ناگهانى و مکرر همه یا بعضى از افراد یک جامعه اطلاق مى‏شود و منجر به گرایش به انجام رفتارى خاص یا مصرف کالاى به خصوصى یا در پیش گرفتن سبکى خاص در زندگى مى‏شود.

142092 105 مقاله ای کامل در مورد مد و مدگرایی

جامعه شناختی و روانشناختی مد و مدگرایی:
برخی از جامعه شناسان ریشه مد و مدسازی و مدگرایی را در نابرابری‌های اجتماعی می دانند. اسپنسر معتقد است مد بر عکس تشریفات موجب رقابت بین اشخاص طبقات بالاتر می‌شود و در واقع نوعی تقلید ناشی از رقابت است نه تقلید ناشی از پسند وستایش. هومنز نیز دیر این زمینه می گوید؛ از میان اعمالی که شخص انجام می‌دهد، عملی که بیشتر به پاداش منجر شود احتمال تکرارش افزایش می‌یابد، لذا می‌توان گفت که اگر چه شخص ممکن است در پی مدگرایی با گروه خود درگیر شود، ولی در میان همسالان خود مورد تشویق و تأیید قرار می‌گیرد و نیز در ارتباط با جنس مخالف به موفقیت رسیده و ارزش و منزلت خود را بالاتر می‌برد و چون این موفقیت‌ها در راستای مدگرایی صورت گرفته‌اند در نتیجه این عمل (مدگرایی) بیشتر تکرار می‌شود.

همچنین از لحاظ روانشناختی نیز برای مدگرایی عوامل متعددی ذکر شده است. به بیان دیگر علاوه بر زیر ساخت های تاریخی و اجتماعی، مدگرایی در بین جوانان از یک سری اصول و سازه های روان شناختی نیز تبعیت می کند و با انگیزه ها و نیازهای چندی در ارتباط است.

۱٫ تنوع طلبی و نوگرایی: استقلال طلبی، تنوّع دوستی، هیجان خواهی، نقد گذشته و نوگرایی از جمله ویژگی های دوران جوانی است که به شدّت، تمایل به امروزی شدن و نوگرایی به درجات مختلف در هر نوجوان وجود دارد و گواه نیاز وی به شکستن قالب های موجود، فاصله گرفتن از هنجارهای پیشین و رسیدن به هویتی متمایز از کسانی که پیش از او بوده اند و همچنین گرایش به فاصله گرفتن از والدین است. این نیاز، زمانی که نمود بیرونی به خود می گیرد و در رفتار جوان منعکس می شود، به صورت مدگرایی ظاهر می گردد.

۲٫ مدگرایی و همانند سازی: همانند سازی در مکتب روان تحلیلگری به فرایندی ناهشیار اطلاق می شود که فرد، طی آن، ویژگی ها (نگرش ها و الگوهای رفتاری) فرد دیگری را برای خود سرمشق قرار می دهد و با تقلید از نگرش ها و ویژگی رفتاری وی احساس می کند که مقداری از قدرت و کفایت او را نیز به دست آورده است. منبع اصلی همانند سازی در دوران کودکی والدین هستند؛ زیرا کودک، اولین و بیشترین برخورد را در زندگی با والدین خود دارد؛ اما در دوران نوجوانی که فرد از والدینش فاصله می گیرد، الگوهایی را که خود را با آنها شبیه کرده است، از دست الگوهای دیگر، یعنی از طریق همانند سازی های جدید با دیگری، پر شود. به اعتقاد روانشناسان، همین خلأ و احساس ناامنی ناشی از آن باعث می شود که نوجوان در مسیر خود به راه حل هایی متوسّل شود که این راه حل ها از طریق همانند سازی با شخصیت هایی است که الگوی نوجوان قرار می گیرند. این شخصیت ها می توانند شخصیت های معروف گذشته، هنر پیشه های سینما، نوازندگان و آوازخوانان، و یا گروه های مختلفی مانند «هیپی»ها باشند و فرد، خود را از نظر ظاهری شبیه آنها ساخته، در شیوه‏ى لباس پوشیدن و طرز رفتار با آنان همانندسازی کند. به محض این که یک هنرمند یا ورزشکار لباسی را بپوشد و در صحنه ای ظاهر شود، جوانان با وی همانند سازی نموده، سعی می کنند به عنوان مد، آن را در جامعه طرح کنند.

۳٫ رقابت و چشم و همچشمی با دیگران: انگیزه‏ى رقابت و چشم و همچشمی با دیگران، از دیگر عوامل پیروی از مد در بین جوانان و نوجوانان محسوب می شود. این انگیزه، در همه‏ى افراد وجود دارد و به گونه های مختلف بروز می کند. رقابت اگر در زمینه های مثبت جهت داده شود، باعث پیشرفت و رشد و تکامل معنوی فردی می شود؛ اما اگر جهتگیری آن به سوی امور مادّی و مدپرستی باشد و فرد، سعی کند از لحاظ ظاهری (و مثلاً در سبک و شیوه‏ى لباس پوشیدن) از دیگران عقب نماند، سرانجام خوبی نخواهد داشت.

۴٫ مدگرایی و التزام ناشی از دوستی: یکی از عوامل پیروی از مد در بین جوانان و نوجوانان، ترس و نگرانی از مجازات های خصوصاً غیر رسمی از سوی دوستان است. لذا تحقیر و تمسخر، پوزخند زدن و متلک گفتن اطرافیان و ترس از آن، باعث می شود که جوانان و نوجوانان از مدهای رایج پیروی کنند.

۵٫ مدگرایی و جلب توجه دیگران: افرادی هستند که با تعویض و تغییر هر روزه‏ى لباس و آرایش خود و خریدن لباس های گران قیمت و مد روز، درصدد جلب توجه دیگران برمی آیند. استفاده از لباس های چسبناک و برّاق و رنگارنگ، جوراب هایی شبیه تو ماهیگری، کفش هایی با پاشنه های خیلی بلند، آرایش تندی با رنگ های غیر طبیعی و .. (که بیش از همه در بین جوانان و بخصوص دختران رایج است)، باعث جلب توجه دیگران شده، نگاه هایی را به خود معطوف می دارد.

۶٫ مدگرایی و تشخیص طلبی: برتری جویی و تشخّص طلبی از دیگر عوامل پیدایش مد در بین جوانان است. افرادی که خود را برتر از دیگران و مربوط به قشر مرفّه جامعه می دانند، سعی می کنند این برتری را در گویش، لباس پوشیدن، محیط آرایی و سبک آرایش و زیور آلات خود نشان دهند و لذا مدهای جدید را مطرح می کنند. تورشتاین وبلن مد را وسیله ای برای این که افراد، نشان دهند ثروتمند و با شخصیت و یا دارای اندیشه ای خاص هستند، می داند؛ لذا به محض این که مدی در جامعه گسترده شد، اشراف زادگان و ثروتمندان به سراغ این مد جدید می روند؛ زیرا مد قدیمی دیگر آنها را از طبقات دیگر جامعه متمایز نمی کند.

142093 665 مقاله ای کامل در مورد مد و مدگرایی

مد و مدرنیسم:
مد و مدگرایی را می توان از جهتی مولود مدرنیسم دانست؛ زیرا مدرنیسم، نگاه نو به عالم و آدم است؛ نگاه و شناختی که برخاسته از زیستن در «اکنون» و گسستن از «گذشته» است و صریحاً با مفهوم سنّت (tradition) در تقابل می افتد. «مدرنیته» که شکل عینیت یافته‏ى فرهنگ مدرن است همراه و همزاد با گذر از گذشته به حال، نوآوری، تجدّد و سلیقه و مد است. از این رو مدرنیته همواره خود را در ستیز و چالش با کهنگی، رکود، قدمت و سنّت و پیروی از هنجارهای پایدار قرار می دهد و کشش و تمایل آن به سوی تجدّد و نوآوری در فرهنگ و ارزش های اجتماعی است. بنابراین، مدگرایی و نوآوری در تفکر و رفتار (به معنای رایج آن) به عنوان نماد و اندیشه‏ى مدرنیسم قلمداد می شود و از آن جا که جوامع غربی موطن و مظهر مدرنیته و مدرنیسم بوده اند، فرایند مدرنیزاسیون (مدرن سازی) و اشاعه‏ى طرح ها و مدهای نو، در واقع با غربی سازی و غرب گرایی کاملاً هم افق و بلکه معادل خواهد بود، و این، خود می تواند از زاویه‏ى دیگر، رابطه‏ى مدگرایی و غرب گرایی را نشان دهد.

تاریخچه مدگرایی در ایران:
با نگاهی به حیات اجتماعی بشر، روشن می‌شود که پدیده مد همیشه در تاریخ بشر بوده است و منحصر به دوره معاصر نیست، با نگاهى به تاریخ ایران، در عصر سلطنت فتحعلى شاه و ناصرالدین شاه که پاى ایرانیان به فرنگ باز شد، تا عصر رضا شاه، فصل متفاوتى در مدگرایى ایرانیان گشوده شد. از آن زمان که رضا شاه، نحوه و شکل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییر داد، تاکنون، مُدهاى مختلف در ایران رایج گردیده است.

در مورد نحوه ورود مد به ایران باید گفت که این مسئله به سال ۱۳۲۱ برمی‌گردد؛ زمانی که فردی به نام زینت جهانشاه همراه همسرش از سوئیس به ایران برگشت، درست یک سال بعد بود که این خانم خیاط‌خانه ای را در خیابان امیریه راه اندازی کرد و با همراهی پنج کارگر، هر آنچه در سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود، به خانم‌های اشرافی عرضه کرد. جهانشاه برای این که مشتریان علاوه بر آشنایی با طرز کار او، برای نخستین بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خیاط خانه خود را با یک نمایش مد لباس افتتاح کرد. او در خیاط‌خانه خود در تهران، طرح‌های خود را که مجموعه‌ای از ایده‌هایش بود در معرض فروش خریداران گذارد. همچنین از آنجا که فضای خیاط خانه کاملا زنانه بود، مانکن‌های زن از میان دوستان و آشنایان برای نمایش لباس‌ها برگزیده شدند و به نوعی تبدیل به نخسین برند غیررسمی ایران در تولید پوشش منحصر به فرد شد.

142094 629 مقاله ای کامل در مورد مد و مدگرایی

کارکردهای مد:
پیروی از مد و زیبایی‏ خواهی و تنوع ‏پسندی، ریشه در نهاد انسان دارد که نیازهایی چون تنوع، زیباخواهی و کمال‏ جویی فطری منشا اصلی آن محسوب می‏شود. اما صورت‏های افراطی رایج این گرایش (مدپرستی) در نتیجة جهل و ناآگاهی و ضعف ارزش‏های معنوی و تبلیغات وسیع کمپانی های تجاری و خودباختگی و تقلید کورکورانه از دیگران و یا آلوده شدن به رذایلی چون خودنمایی، فخرفروشی، احساس حقارت و خود کم‏بینی و… پیش می‏آید. در همین زمینه برخی از روانشناسان اجتماعی معتقدند که؛ ایجاد نشاط و شادابی، بیرون آمدن از کسالت و یکنواختی و ارضای هیجان‌ها، از پیامدهای مثبت مد است و پیامدهای منفی مدگرایی نیز، متکی شدن شدید فرد به دیگران حتی در تعیین افکار و اعمال، تاثیرپذیری از گروه های مختلف و خدشه‌دار شدن هویت فردی خواهد بود. مد به دلیل اینکه نوعی نوآوری محسوب می شود پیامدهای مثبتی به دنبال دارد، اما زمانی که مد با هنجارهای رایج در جامعه و فرهنگ آن در تضاد باشد، تنش به دنبال خواهد داشت و تنش در نهایت به فروپاشی هنجارهای مسلط یا جایگزینی ارزش‌ها و هنجارهای جدید می‌انجامد.

منابع:

  1. تابناک
  2. ۱٫ برای مطالعه‏ى بیشتر ر.ک به: روانشناسی رشد، وندر زندن، ترجمه: حمزه گنجی، انتشارات بعثت، ۱۳۷۶، بخش سوم.
    ۲٫ در آمدی بر تئوری ها و مدل های تغییرات اجتماعی، احمد رضا غروی زاد، تهران: جهاد دانشگاهی، ۱۳۷۳، ص ۱۹۶٫
    ۳٫ لغت نامه، علی اکبر دهخدا، ج ۱۲، ص ۱۸۱۱۵٫
    ۴٫ برای مطالعه بیشتر ر. ک به: درآمد بر مکاتب و اندیشه های معاصر فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بیات و همکاران، مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی، ۱۳۸۱٫
    ۵٫ زمینه‏ى روانشناسی، ریتا اتکینسون، ترجمه: محمد تقی براهنی و همکاران، ج ۱، تهران: رشد، ۱۳۷۵، ص ۱۵۸٫
    ۶٫ برای مطالعه بیشتر، ر.ک به: آناتومی جامعه، فرامرز رفیع پور، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۸، بخش ۷ و ۸٫
    Veblenu, Thorstein (1911). the theory of the leisure class. new york. p 73.7
    8. انتشار سه نشریه‏ى ویژه مد در ایران (که هم زمان به مباحث نظری و نمونه های ایرانی مد می پردازند)، شاید بتواند گام نخست در این زمینه باشد: ماهنامه‏ى طرح و مد (ویژه‏ى لباس، محیط و تزیینات)، ماهنامه‏ى لوتوس (ویژه‏ى مدهای ایرانی لباس) و ماهنامه‏ى آرایه(ویژه‏ى محیط آرایی و تزیینات داخلی). (حدیث زندگی)
  3. ۱- simmel, g.(1971),geirg simmelon individuality and social forms, ed.d.leving (chicago: university press).
  4. 2- کرایب، یان، نظریه اجتماعی کلاسیک، ترجمه شهناز مسمی پرست، نشر آگه، تهران: ۱۳۸۲، صص۲۸۷-۲۸۹
  5. ۳- رفیع‌پور، فرامرز، کند و کاوها و پنداشته‌ها، سهامی انتشارات، تهران، چاپ یازدهم، ۱۳۸۰، صص۱۷۵-۱۷۸
  6. ۴- مارکوزه، هربرت، انسان تک‌ساحتی، ترجمه محسن مویدی، انتشارات امیرکبیر، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۷۸، صص۲۴۸-۲۷۷
  7. ۵- کرایب، یان، نظریه اجتماعی مدرن، از پارسونز تا هابرماس، ترجمه عباس مخبر، نشر آگاه، تهران، ۱۳۸۳، صص ۲۷۵-

نظرات() 

مقاله ای کامل در مورد سامسونگReviewed by محمد حسین بهراکی on Jan 26Rating: 5.0مقاله ای کامل در مورد سامسونگدر ماه مارس سال 1983 شرکت کوچکی در شهر تائگو کره تاسیس شد که سال ها بعد به عنوان غول تولید کننده لوازم الکترونیکی در دنیا شناخته می شد.

در ماه مارس سال ۱۹۸۳ شرکت کوچکی در شهر تائگو کره تاسیس شد که سال ها بعد به عنوان غول تولید کننده لوازم الکترونیکی در دنیا شناخته می شد.
در ماه دسامبر ۱۹۶۹،‌ این شرکت سرمایه ای بالغ بر ۳۰۰ هزار وون، را جمع آوری کرد و با آغاز فعالیت با نام سامسونگ- سانیو قدم در راهی گذاشت که به فعالیت های امروزش نزدیک تر بود،‌ چند سال طول کشید تا خط و مش اصلی شرکت از سرمایه گذاری در صنایع سنگین،‌ پتروشیمی و صنایع شیمیایی به سمت صنایع ظریف و ساخت وسایلی چون تلویزیون های رنگی تغییر کرد.

در اواخر دهه هفتاد،‌ این شرکت با کسب درآمدی ۱۰۰ میلیون دلاری در هر سال به عرصه های جدیدی چون هوافضا هم وارد شد.

EXrozblog.comEX

در ماه مارس سال ۱۹۸۳ شرکت کوچکی در شهر تائگو کره تاسیس شد که سال ها بعد به عنوان غول تولید کننده لوازم الکترونیکی در دنیا شناخته می شد.
در ماه دسامبر ۱۹۶۹،‌ این شرکت سرمایه ای بالغ بر ۳۰۰ هزار وون، را جمع آوری کرد و با آغاز فعالیت با نام سامسونگ- سانیو قدم در راهی گذاشت که به فعالیت های امروزش نزدیک تر بود،‌ چند سال طول کشید تا خط و مش اصلی شرکت از سرمایه گذاری در صنایع سنگین،‌ پتروشیمی و صنایع شیمیایی به سمت صنایع ظریف و ساخت وسایلی چون تلویزیون های رنگی تغییر کرد.

در اواخر دهه هفتاد،‌ این شرکت با کسب درآمدی ۱۰۰ میلیون دلاری در هر سال به عرصه های جدیدی چون هوافضا هم وارد شد.
هدف اصلی: فن آوری اطلاعات
در دهه ۸۰ سامسونگ با تاسیس مرکزی به نام SDS که وظیفه رهبری و مدیریت سیاست های کلان این شرکت را در مسایل فن آوری اطلاعات داشت بر روی سیستم های مدیریت و مشاوره و خدمات شبکه متمرکز شد و همزمان کارخانه تولید ساعت اش را نیز افتتاح کرد.

samsung logo 001 مقاله ای کامل در مورد سامسونگ

در اواسط دهه و همزمان با رویکرد نوینی که بنگاه های تجاری دنیا پیش گرفته بودند سامسونگ انستیتوهای فن آوری و تحقیقات اقتصادی اش را نیز تاسیس نمود تا از قافله غول های تجاری عقب نماند.
این دو موسسه با پژوهش و تحقیق در زمینه صنایع الکترونیک،‌ نیمه هادی ها و صنایع پلیمری،‌ ارتباطات نوری و طراحی پیشرفته شبکه،‌ خوراک مناسبی برای خط های ولید سامسونگ فراهم کرده و راه آنها را در دستیابی به سهم بیشتری از بازار مصرف کنندگان سراسر دنیا هموار می نمودند.
تحول دوم
در نوامبر سال ۱۹۸۷، سامسونگ الکترونیکس دوباره متولد شد. این شرکت موفق شده بود جزو ۵ شرکت برتر الکترونیکی دنیا قرار بگیرد و همین راه را برای ورود به عرصه هایی چون فن آوری دیجیتال و کامپیوتر هموار ساخت. در آگوست ۱۹۹۴،‌ سامسونگ با تغییر هوشمندانه ای در چیپ حافظه های کامپیوترتوانست به رکورد ۲۵۶ مگابایت برسد و خود را به عنوان یک مارک معتبر تجاری به جهان معرفی کند.
همزمان با این موفقیت سامسونگ به توسعه مراکز مختلف خود پرداخت؛‌ در ژاپن نمایندگی بزرگی افتتاح کرد،‌ مرکز پزشکی مجهز به وجود آورد و یکی از بزرگ ترین کارخانه های ساخت و تولید تلویزیون رنگی را در چین راه اندازی کرد. در انتهای سال ۹۴ دیگر سامسونگ شرکتی بود که برای اولین بار در کره ۱۰ میلیارد دلار درآمد از محل صادرات داشت.

گروه سامسونگ در سال ۱۹۳۸ توسط لی بیونگ چول به عنوان یک شرکت بازرگانی تأسیس شد و بیشترین حجم کاری خود را بر صادرات ماهی و میوه و سبزی به چین قرار داد. طی یک دهه، با رشدی بسیار سریع، سامسونگ به یکی از ۱۰ شرکت بزرگ کره تبدیل گردید. در سال ۱۹۶۹ شرکت سامسونگ الکترونیک در گروه سامسونگ متولد شد. این شرکت در دهه ۱۹۷۰با سرمایه گذاری در صنایع سنگین، صنایع شیمیایی و پتروشیمی و ساخت کشتی، راه صنعتی شدن را درپیش گرفت.

در ۱۹۷۳ دومین برنامه پنجساله مدیریت اعلام و گذار از مرحله ساخت مواداولیه به محصول نهایی بعنوان هدف اصلی شرکت اعلام گردید. دهه ۱۹۷۰ دهه توسعه شرکت سامسونگ بود آنچنانکه شرکتهای صنایع سنگین، پتروشیمی، کشتی سازی و صنایع دقیق سامسونگ تأسیس و اولین صادرات صنایع الکترونیک ازسوی سامسونگ الکترونیک صورت گرفت. محصولات این شرکت در دهه ۱۹۸۰ توانست به بازارهای جهانی راه یابد.

در سال ۱۹۸۷ با مرگ بنیانگذار گروه، پسرش ” لی کان هی” جانشین او گردید. لی کان هی یک سال بعد برنامه انقلاب دوم سامسونگ را در شرکت به راه انداخت. این برنامه مشتمل بر تجدید ساختار کسب و کار قدیمی و تبدیل شدن شرکت به یکی از پنج شرکت برتر الکترونیک و یکی از شرکتهای کلاس جهانی در قرن بیستم و یکم بود.

اوایل دهه ۱۹۹۰ را میتوان دوران مدیریت نوین در سامسونگ دانست. دراین دوران شعار «اول کیفیت» انتخاب و تبلیغ گردید. در این دوره، ۱۷ محصول مختلف نظیر نیمه هادی، نمایشگرهای رایانه و … در بازار جهانی تولید شد و در برخی از آنها، نظیر Lcd به مقام اول جهانی دست یافت. همزمان، علاوه بر جهت گیری به سمت بکارگیری شش سیگما و تولید محصول کیفی، کیفیت کارکنان نیز موردتوجه قرار گرفت.

از ابتدای قرن جدید، حرکت به سمت دوران دیجیتال برای شرکت تشدید شد، به گونه ای که به سرعت در حوزه های مختلف فناوری اطلاعات و ارتباطات، محصولات متنوعی عرضه میگردد.

حوزه های فعالیت

پنج حوزه اصلی کسب و کار شرکت سامسونگ الکترونیک عبارت است از: لوازم خانگی دیجیتال، رسانه دیجیتال، Lcd ، نیمه هادی‌ها و ارتباطات راه دور

در سال ۲۰۰۴، سامسونگ الکترونیک ازسوی مجله فورچون به عنوان چهارمین شرکت تحسین‌برانگیز جهان در حوزه الکترونیک انتخاب شد. هم اکنون تعداد شرکتهای گروه سامسونگ به ۱۴ رسیده که با ۳۳۷ دفتر در ۵۸ کشور جهان پراکنده است. جایگاه سامسونگ در فروش گوشی تلفن همراه در جهان با ۱۰۳ میلیون عدد در سال ۲۰۰۵، بعداز نوکیا و موتورولا قرار دارد که حدود ۱۳ درصد فروش جهانی را شامل می شود.

چشم انداز

چشم انداز ترسیم شده از سوی شرکت عبارت است از: تبدیل شدن به **** انقلاب دیجیتال. شعار سامسونگ برای تحقق این چشم انداز، «شرکت دیجیتال» بودن است.

ارزشها و فرهنگ سازمانی

شعارهای سامسونگ از ابتدای تأسیس، توجه به منابع انسانی، کمک اقتصادی به جامعه و خردورزی بوده است. مدیرعامل شرکت معتقد است، موقعیت سامسونگ متکی به پنج ارزش است: کیفیت، خلاقیت، رقابت، فرهنگ و وحدت. در سال ۱۹۹۳، مدیرعامل شرکت برنامه هویت بخشی جدید را در پنجاه و پنجمین سالگرد تأسیس شرکت معرفی کرد. او اعلام نمود که شرکت نیازمند آن است که بازتابهای اخلاقی خود را ببیند. شرکتهایی که پایبند اصول اخلاقی نیستند، قادر به تولید محصولات با کیفیت نخواهندبود زیرا از مشتریان و خواسته های آنان درک روشنی ندارند. در سامسونگ هر تغییر به عنوان یک فرصت دیده می شود و به افراد امکان و اجازه اشتباه کردن داده می شود به شرط آنکه آن اشتباه مستند و مکتوب شده و دیگر تکرار نشود. اصول جدید مدیریت سامسونگ مبتنی است بر اخلاق و قانون، احترام به ذی‌نفعان و مشتریان و پذیرش مسئولیت اجتماعی.

منابع انسانی

تعداد کارکنان شرکت سامسونگ الکتریک بیش از ۸۰ هزار نفر است که در سراسر جهان گسترده هستند. این درحالی است که کل کارکنان گروه سامسونگ به ۲۲۹ هزار نفر می رسد. منابع انسانی از همان ابتدای تأسیس، در اولویت شرکت بوده اند. مدیرعامل شرکت معتقد است بدون وجود انسان کیفی، دستیابی به محصول کیفی میسر نیست و ریشه نامرغوب بودن محصولات و بروز خطا در آنها را باید در نرسیدن نیروی انسانی به جایگاه مطلوب کیفی جستجو کرد. سامسونگ پیشرفت خود را تاکنون و در آینده نیز مدیون قابلیتها و شور و اشتیاق کارکنان خود و فناوری می داند. سامسونگ منابع انسانی و فناوری خود را وقف خلق محصولات و ارائه خدمات برتر کرده است تا سهم خود را در ایجاد جامعه جهانی بهتر ادا کرده باشد.

فروش

در سال ۲۰۰۵، سامسونگ الکتریک به تنهایی با فروش ۵/۷۱ میلیارد دلار در صدر شرکتهای برتر کره قرار گرفت و بیش از ۱۰ درصد صادرات این کشور را به خود اختصاص داد. این درحالی است که درآمد کل گروه سامسونگ در این سال حدود ۱۴۱ میلیارد دلار بوده که منجر به کسب حدود ۱۰ میلیارد دلار سود خالص شده است.

مدیرعامل

مدیرعامل فعلی سامسونگ الکتریک، لی کان هی، سومین فرزند پسر مؤسس گروه، لی بیونگ چول بود.

او که مدرک دکترای خود را از دانشگاه سئول در سال ۲۰۰۰ اخذ کرده است، در سال ۱۹۷۸ نایب رئیس سامسونگ بود و بعداز مرگ پدرش در سال ۱۹۸۷ ****ی سامسونگ را بدست گرفت و به خوبی شرکت را در عصر دیجیتال به پیش برد.

او بیش از هر مدیر ارشد دیگری به فناوری و کسب دانش فنی دست اول تاکید دارد. ****ی موثر لی در ۲۰ سال گذشته توانسته است سامسونگ را که به عنوان یک فروشگاه بازرگانی تأسیس شده بود به رقیب جدی معتبرترین و مطرح ترین پیشتازان فناوری دیجیتال و تولیدکنندگان وسایل صوتی و تصویری الکترونیک نظیر سونی و پاناسونیک تبدیل کند. او در سال ۱۹۹۳ در شهر فرانکفورت، بیانیه معروف سامسونگ را صادر کرد و همه کارکنان را به یک انقلاب فرهنگی فراخواند. او گفت که تغییر را از خود آغاز خواهدکرد زیرا تنها حرف زدن کافی نیست. لی معتقد است در هزاره جدید قدرت آتش یک کشور به وسیله سطح فناوری آن مشخص می شود.

آینده

اهداف لی کان هی **** سامسونگ، برای دهه آینده بسیار جامع و متنوع است. او اعلام کرده که هدف او دستیابی به جایگاه یکی از بزرگترین سازندگان خودرو جهان تا سال ۲۰۱۰ میلادی خواهدبود. او برای این کار، سرمایه گذاری ۱۳ میلیارد دلاری را درنظر گرفته است. او معتقد است سامسونگ برای بقا راهی ندارد جز آنکه به یک شرکت درجه اول تبدیل شود. او سامسونگ را متعهد کرده است که برای توسعه نسل جدید فناوری مانند سخت‌افزارها و نرم افزارهای چندرسانه ای و مهندسی زیستی، ۷۵ میلیارد دلار سرمایه گذاری کند.

لی براین باور است که تغییرات در ۵ تا ۱۰ سال آینده بی تردید بیش از تغییرات ۱۰۰ سال گذشته خواهدبود، همانگونه که تغییرات ۱۰۰ سال گذشته بیش از تغییرات ۵۰۰ سال پیش تاکنون بوده است.او معتقد است در قرن بیست ویکم هیچکس به تنهایی نمی تواند رشد یابد، سرعت تغییرات بیشتر خواهدشد و تلاطم انتقال و حرکت ادامه خواهد داشت. لی دوران آینده را دوران فرا نیمه هادی می نامد و روند تغییرات باورنکردنی را برای دنیا پیش بینی می کند

1979
شروع تولید انبوه اجاق های مایکرویو
۱۹۷۸
ثبت رکورد تولید ۴ میلیون تلویزیون سیاه و سفید (بیشترین در جهان)
۱۹۷۷
تاسیس شرکت Samsung Precision Co (اینک با عنوان Samsung Techwin شناخته می شود)
شروع صادرات تلویزیون های رنگی
تاسیس شرکت Samsung Fine Chemicals
تاسیس شرکت Samsung Construction
1976
ثبت رکورد تولید ۱ میلیون تلویزیون سیاه و سفید
۱۹۷۴
تاسیس شرکت Samsung Heavy Industries
تاسیس شرکت Samsung Petrochemical
شروع تولید ماشین های لباسشویی و یخچال
۱۹۷۲
شروع تولید تلویزیون های سیاه و سفید برای بازار داخل
در ماه مارس سال ۱۹۸۳ شرکت کوچکی در شهر تائگو کره تاسیس شد که سال ها بعد به عنوان غول تولید کننده لوازم الکترونیکی در دنیا شناخته می شد.
در ماه دسامبر ۱۹۶۹،‌ این شرکت سرمایه ای بالغ بر ۳۰۰ هزار وون، را جمع آوری کرد و با آغاز فعالیت با نام سامسونگ- سانیو قدم در راهی گذاشت که به فعالیت های امروزش نزدیک تر بود،‌ چند سال طول کشید تا خط و مش اصلی شرکت از سرمایه گذاری در صنایع سنگین،‌ پتروشیمی و صنایع شیمیایی به سمت صنایع ظریف و ساخت وسایلی چون تلویزیون های رنگی تغییر کرد.

در اواخر دهه هفتاد،‌ این شرکت با کسب درآمدی ۱۰۰ میلیون دلاری در هر سال به عرصه های جدیدی چون هوافضا هم وارد شد.
هدف اصلی: فن آوری اطلاعات
در دهه ۸۰ سامسونگ با تاسیس مرکزی به نام SDS که وظیفه رهبری و مدیریت سیاست های کلان این شرکت را در مسایل فن آوری اطلاعات داشت بر روی سیستم های مدیریت و مشاوره و خدمات شبکه متمرکز شد و همزمان کارخانه تولید ساعت اش را نیز افتتاح کرد.
در اواسط دهه و همزمان با رویکرد نوینی که بنگاه های تجاری دنیا پیش گرفته بودند سامسونگ انستیتوهای فن آوری و تحقیقات اقتصادی اش را نیز تاسیس نمود تا از قافله غول های تجاری عقب نماند.
این دو موسسه با پژوهش و تحقیق در زمینه صنایع الکترونیک،‌ نیمه هادی ها و صنایع پلیمری،‌ ارتباطات نوری و طراحی پیشرفته شبکه،‌ خوراک مناسبی برای خط های ولید سامسونگ فراهم کرده و راه آنها را در دستیابی به سهم بیشتری از بازار مصرف کنندگان سراسر دنیا هموار می نمودند.
تحول دوم
در نوامبر سال ۱۹۸۷، سامسونگ الکترونیکس دوباره متولد شد. این شرکت موفق شده بود جزو ۵ شرکت برتر الکترونیکی دنیا قرار بگیرد و همین راه را برای ورود به عرصه هایی چون فن آوری دیجیتال و کامپیوتر هموار ساخت. در آگوست ۱۹۹۴،‌ سامسونگ با تغییر هوشمندانه ای در چیپ حافظه های کامپیوترتوانست به رکورد ۲۵۶ مگابایت برسد و خود را به عنوان یک مارک معتبر تجاری به جهان معرفی کند.
همزمان با این موفقیت سامسونگ به توسعه مراکز مختلف خود پرداخت؛‌ در ژاپن نمایندگی بزرگی افتتاح کرد،‌ مرکز پزشکی مجهز به وجود آورد و یکی از بزرگ ترین کارخانه های ساخت و تولید تلویزیون رنگی را در چین راه اندازی کرد. در انتهای سال ۹۴ دیگر سامسونگ شرکتی بود که برای اولین بار در کره ۱۰ میلیارد دلار درآمد از محل صادرات داشت.

عصر و دوران دیجیتال تغییرات – و فرصت های – انقلابی برای کسب و کار در سطح جهانی ایجاد کرده است، و Samsung با فن آوری های پیشرفته، محصولات رقابتی، و نوآوری های مستمر خود به آن پاسخ داده است.

ما در Samsung هر چالش را فرصتی می دانیم و باور داریم جایگاه ما بعنوان یکی از شناخته شده ترین پیشگامان صنعت فن آوری های دیجیتال بخوبی تثبیت شده است.
تعهد ما برای بهترین بودن در جهان باعث شده تا در بازار ۱۳ محصول مختلف، از جمله نیمه هادی ها، TFT-LCDها، نمایشگرها و تلفن های همراه CDMA شماره ۱ بازار باشیم. و حالا با دیدی به آینده، پیشرفت های شگفت آوری در تحقیقات و توسعه خط کلی تولید نیمه هادی های خود، شامل حافظه های فلش و نیمه هادی های اختصاصی غیر حافظه ای، DRAM و SDRAM بدست آورده ایم، و بهترین LCD ها، تلفن های همراه، تجهیزات دیجیتال و بسیاری محصولات دیگر را تولید می کنیم.

به نمایش گذاشتن باریک ترین تلویزیون جهان (۶٫۵ میلیمتر) در CES
آغاز عملیات گسترده تجدیدساختار زمینه های مختلف فعالیت
همکاری با زیلینکس در آمریکا برای تاسیس یک کارخانه ذوب فلزات
تولید اولین DRAM 40 نانومتری جهان
معرفی تلفن خورشیدی “بلو ارت”
ارائه تلویزیون ال سی دی وی-لاین کریستال رز
معرفی سامسونگ بعنوان رتبه ۱ وفاداری مشتریان برای ۸ سال پیاپی از سوی برند کیز آمریکا
شرکت سامسونگ دیجیتال ایمجینگ یک دوربین دیجیتال دوکاره (هیبرید) انقلابی تولید کرد
ساخت بزرگترین تلفن موبایل جهان که رکورد آن در کتاب رکوردهای گینس نیز ثبت شد
دریافت “جایزه مدیریت کیفی” در مالزی
اعضای SADI، مدرسه طراحی سامسونگ جایزه بهترین طراحی های مفهومی را به خود اختصاص دادند
افتتاح “samsungmobile.com” برای مشتریان داخل کشور
دریافت جایزه تعالی از انرژی استار آمریکا
ساخت باریک ترین پخش کننده Blu-ray جهان
معرفی سرویس وایمکس موبایل در مالزی
تولید اولین دوربین ویدیویی فول HD جهان با ۶۴ گیگابایت حافظه SSD
فروش بیش از ۲۰ میلیون تلفن با صفحه تمام لمسی در کوتاه ترین زمان ممکن
سامسونگ به بالاترین سهم از بازار نمایشگرهای ال سی دی دست یافت
معرفی اولین تلفن موبایل خورشیدی در هند
معرفی “JET” تلفن جدید صفحه لمسی با طراحی ویژه
معرفی نمایشگر ۳ بعدی ۱۲۰ هرتزی
سامسونگ برای اولین بار شماره ۱ بازار جهانی امضاهای دیجیتال شد
فروش ۵۰۰,۰۰۰ تلویزیون ال ای دی ظرف ۱۰۰ روز بعد از ارائه آنها به بازار
شروع عصر “موبایل های ویژوال” با AMOLED نسل سوم تمام لمسی
عرضه اولین تلفن ویدیویی مادون قرمز جهان
اولین شرکت جهان که موفق به دریافت گواهینامه TCO 3.0 برای کامپیوترهای نوت بوک خود شده است
اعلام راهکار “مدیریت سبز” شرکت
آغاز تولید انبوه اولین DDR3 DRAM 40 نانومتری جهان
عرضه باریک ترین تلفن ساعتی جهان
تولید کم مصرف ترین CPU 1 گیگاهرتز موبایل
افتتاح سایت فروشگاه برنامه های کاربردی سامسونگ
دریافت بیشترین جوایز از IDEA 2009
عرضه تلفن هوشمند استراتژیک شرکت یعنی OmniaⅡ
۵۰۰,۰۰۰ تلفن لمسی Yuna سامسونگ در مدت کوتاهی بفروش رفت که یک رکورد محسوب می شود
اولین شرکت جهان که بیش از ۱۰ میلیون تلویزیون ال سی دی را در نیمه اول سال بفروش رسانده است
سامسونگ دبیر انجمن بین المللی استانداردسازی ۳GPP شد
فروش بیش از ۵ میلیون تلفن تمام لمسی STAR در ۴ ماه
افتتاح رسمی فروشگاه برنامه های کاربردی سامسونگ
عرضه تلفن تمام لمسی “Corby” ساخته شده برای اقشار جوان
حمایت از رقابت ورلدسکیلز کالگاری ۲۰۰۹
نصب بزرگترین دیوار ویدیویی جهان در آمریکا
عرضه اولین ماشین لباس شویی خودکار ظرفیت بالای ۱۶ کیلوگرم در بازار داخل کشور
ترمینال وایمکس “Mondi” سامسونگ عنوان “بهترین محصول” جوایز ۴G را به خود اختصاص داد
ورود نام شرکت در فهرست ۱۰ مارک برتر از مجموعه ۱۰۰ مارک برتر جهان
سامسونگ بعنوان یکی از ۱۰ شرکت مطرح جهان در واکنش نشان دادن به تغییرات آب و هوای کره زمین شناخته شد
تلویزیون های سامسونگ ۵۰% بازار کشور ایران را به خود اختصاص دادند
معرفی سیستم پیشرفته تحقیقات و توسعه
عرضه تلفن هوشمند “جیورجیو آرمانی”
برای اولین بار در جهان فروش بیش از ۵ میلیون پنل ال سی دی برای نوت بوک در ماه
تولید پنل ال سی دی ۳ بعدی ۲۴۰ هرتزی
دریافت جایزه پیشگامی بازار تلویزیون های ال سی دی ۲۰۰۹
گسترش فعالیت های بخش تولید کارت های حافظه اختصاصی شرکت
دست یافتن به اولین تفاهم نامه تامین ترمینال های LTE در جهان
تولید باریک ترین پنل تلویزیون ال ای دی جهان به عرض ۳ میلیمتر
سامسونگ با موفقیت رومینگ جهانی وایمکس خود را آزمایش کرد
تلویزیون ال ای دی سامسونگ برنده “تلویزیون سال” بریتانیا شد
انتشار استراتژی “شرکت خلاق” برای ۱۰۰ سال آینده
عبور از مرز ۴ تریلیون وون سود عملیاتی در ۴۰امین سال تاسیس
معرفی سیستم استخدام “کارمندان جدید خلاق”
تولید اولین بسته ۸ تراشه ۰٫۶ میلیمتری جهان
فروش ۱۰ میلیون تلفن STAR ظرف مدت شش ماه از تاریخ عرضه
معرفی بستر باز موبایل “bada”
اولین شرکت جهان که بیش از ۴ میلیون پنل ال سی دی برای تلویزیون در ماه بفروش رسانده است
حمایت از میزبانی فینال WCG
شروع بکار برنامه عضویت VIP
فروش ۵۰ میلیون تلفن تمام لمسی در ۲ سال
چاپگرهای سامسونگ برنده عنوان بهترین محصول سال در آمریکا شدند
معرفی “bada” بستر اختصاصی تلفن های هوشمند شرکت
سامسونگ تولید تجاری ترمینال های LTE نسل ۴ام خود را آغاز کرد
اجرای تجدیدساختار سازمانی و انتصاب Gee-Sung Choi بعنوان مدیر عامل جدید
فروش تلفن های لمسی Yuna سامسونگ از مرز ۱ میلیون گذشت
کسب عنوان شماره ۱ بازار تلویزیون های دیجیتال آمریکا برای ۴امین سال پیاپی
۲۰۰۸
Samsung رتبه ۱ را در بازار تلفن های همراه آمریکا بدست آورد
شماره ۱ جهان در بازار تلویزیون برای نهمین فصل متوالی
۵٫ ۲۰٫ ۰۸ Yoon-Woo Leeبعنوان معاون و مدیر ارشد Samsung Electronics انتخاب شد
۶٫ ۱۰٫ ۰۸ تلفن OMNIA رونمایی شد
۹٫ ۵٫ ۰۸ کارخانه تولید تلویزیون در کالوگای روسیه افتتاح شد
۹٫ ۲۷٫ ۰۸ شرکت بعنوان اسپانسر بازیهای آسیایی گوانگجو انتخاب شد
۰۹ تولید اولین ۲Gb 50 NANO جهان
۱۱٫ ۷٫ ۰۸ Samsung رتبه ۱ را در بازار تلفن های همراه آمریکا بدست آورد
۱۲٫ ۳٫ ۰۸ مرکز روابط عمومی جهانی ‘Samsung D’light’ افتتاح شد
۱۲٫ ۳۱٫ ۰۸ شماره ۱ جهان در بازار تلویزیون برای نهمین فصل متوالی

نظرات() 

سهراب سپهری فرزند اسد الله سپهری در سال ۱۳۰۷ در روز ۱۵ مهر ماه به دنیا آمد. کودکی خود را در کاشان در باغی بزرگ به سر آورد. این باغ که یکی از باغ‌های زیبای کاشان بود به اجداد وی تعلق داشت‌. در خاندان سپهری بزرگ مردانی ظهور کرده بودند که نامشان در تاریخ ادب و هنر ایران ثبت شده است‌. در میان اجداد پدری سپهری نام مورخ الدوله نویسنده ناسخ التواریخ بیش از همه معروف است‌…EXrozblog.comEX

مقاله ای در مورد زندگی نامه ی سهراب سپهری

مقاله ای در مورد زندگی نامه ی سهراب سپهریReviewed by Bahrami on Dec 16Rating:

سهراب سپهری فرزند اسد الله سپهری در سال ۱۳۰۷ در روز ۱۵ مهر ماه به دنیا آمد. کودکی خود را در کاشان در باغی بزرگ به سر آورد. این باغ که یکی از باغ‌های زیبای کاشان بود به اجداد وی تعلق داشت‌. در خاندان سپهری بزرگ مردانی ظهور کرده بودند که نامشان در تاریخ ادب و هنر ایران ثبت شده است‌. در میان اجداد پدری سپهری نام مورخ الدوله نویسنده ناسخ التواریخ بیش از همه معروف است‌…

او نیز بخش مهمی از زندگی و عمر خویش را در این باغ به سر آورده بود و پس از آنکه در فنون تاریخ نویسی به حدی بالا رسید توسط دربار قاجار به تهران احضار شد ولی این باغ همچنان پابرجا بود. تقدیر چنین بود که پس از گذشت سالیان سال کودکی در این باغ به نشو و نما بنشیند که از اوایل کودکی خویش دارای طبعی سرشار و روانی زیبا بود. سپهری که بعدها به عنوان یکی از بزرگترین شاعران طبیعت گرا و طبیعت شناس ایران مورد قبول همگان قرار گرفت‌، این جنبه مهم از شخصیت خویش را وام دار بزرگ شدن در این باغ بود که به سان پنجره‌ای بزرگ به آفاق طبیعت گشوده شده بود.

آری بی گمان نقش این باغ و طبیعت بکر کاشان در استغراق سپهری در جلوه‌های عمیق طبیعت آن چنان پر رنگ و ملموس است که هرگز نمی‌توان آن را نادیده گرفت‌. بی جهت نبود که او پس از آن که به یکی از نقاشان بزرگ ایران زمین بدل شد و در تهران آوازه‌ای بزرگ یافت‌، علی رغم معروف بودن و علی رغم سرگرمی‌های گوناگون کاری‌، هر گاه که فرصت می‌یافت خود را به کاشان می‌رساند و در خلوت این باغ به فکر فرو می‌رفت‌.کوتاه سخن این که نمی‌توان از زندگی سپهری سخن به میان آورد ولی از باغی که در آن بزرگ شد سخن نگفت‌.واقع این است که هویت سپهری از جست وخیزهای کودکانه او در باغی شروع می‌شود که ذکر آن در شعرش زیباترین ذکر است‌: باغ ما در طرف سایه ی دانایی بود.

باری‌، سپهری در نخستین سال‌های زندگی با روحی ظریف و روانی لطیف چشم به نظاره هستی گشود و طبق سنت خانواده که هنر آموزی جزو اصول آن به شمار می‌رفت در سال‌های نخستین زندگی با مظاهری از هنر آشنا شد و آن گاه راه به مکتب و مدرسه برد. کودکی او یک کودکی زیبا و منحصر به فرد بود به گونه‌ای که هیچ گاه نتوانست زیبایی‌های آن را فراموش کند. او هم زمان با درس آموزی در دبستان به محیط پیرامون خویش و انسان هایی که در کسوت‌های گوناگون می‌دید نظر داشت‌. شاید بتوان گفت از همان آغاز شاعر بود زیرا نگاه او به زندگی درست از همان اوان شکل گرفته است‌. بنابراین کودکی سپهری یک کودکی عادی و معمولی نیست بلکه کودکی شاعر بزرگی است که الفبای شعری خویش را از کوله بار کودکی اش اندوخته و آموخته است‌. شعر او گواه این حقیقت است که سپهری بخشی از موجودیت فکری خویش را مدیون عهد صغر است‌.

ترکیب خانوادگی خاندان سپهری با وجود عموهایی هنرمند این اجازه را به طفل نوباوه داده بود که با تجربیات از نزدیک در تماس باشد. خاطرات سپهری نشان دهنده ماجراهای شیرین و عزیزی است که در متن آن ذوق و صفا به چشم می‌خورد. این ذوق و این صفا بعدها نه تنها از بین نمی‌رود و نه تنها کاسته نمی‌شود بلکه روبه تکامل و ازدیاد دارد شاید بتوان گفت‌:مراحل پس از کودکی سهراب‌، شرحی است بر زیبایی‌های بی پایان یک زندگی کودکانه‌. سپهری در کودکی خود بود و بعدها هر اندازه که پیش رفت و بالندگی یافت‌، بر قوس خود وی دوایری دیگر افزوده شد.

در این جا شرح کودکی زلال و انباشته از زیبایی وی را فرو گذاشته و ادامه زندگی او را پی می‌گیریم‌.

دوران درس آموزی سپهری در دبستان به شکل معمولی سپری شد. مثل همه کودکان مشق می‌نوشت‌، مثل همه کودکان بازیگوش بود، مثل همه کودکان از معلم می‌ترسید، مثل همه کودکان از تعطیلات خوشش میآمد و مثل همه کودکان تنبیه می‌شد. اما او در چندین صفت با همه کودکان فرق داشت‌:

اول این که عشقی عجیب به نقش داشت بنابر این مثل همه کودکان نقاشی نمی‌کرد بلکه مثل خودش نقاشی می‌کرد. دومین تفاوت او با کودکان هم سن و سالش این بود که در خانه شور و شر به پا می‌کرد ولی در مدرسه کودکی معصوم و طفلی بسیار مودب بود. بنابر این تنبیه شدن او در مدرسه هیچ وقت به خاطر بازیگوشی یا شلوغی نبود بلکه به جهت این بود که بیش از اندازه نقاشی می‌کرد. فراموش نکرده‌ایم یکی از معلمانش وقتی ذوق عجیب او به کشیدن عکس‌های مختلف از دار و درخت و در و دیوار و اسب و جنگل را دیده بود با دل سوزی به او گفته بود:و همین نقاشی یک روز تو را بدبخت خواهد کرد.

معلم درست می‌گفت اما سخن او درباب این کودک هرگز مصداق نداشت زیرا این کودک کودکی معمولی نبود. درست که پشت نیمکت نشسته بود ولی بیش از کودکان نیمکت نشین می‌دانست‌. درست که هر روز راه دبستان می‌پیمود ولی استعدادی در جبین داشت که منتظر بود پرده کودکی کنار رود تا او شکوفا شود. این شکوفایی زمانی آغاز شد که پس از تحمل روزهای کند و تند دبستان او راه به دبیرستان برد. نخستین جلوه‌های طبع شاعرانه وجود این کودک نقش دوست را از چنگال نقش رها کرد.بدین سان عنصر دیگری در زندگی وی نمایان شد که اجازه نمی‌داد یک بعدی بودند شخصیت او را در خود فرو برد. همین که در ۱۷ سالگی دیوانی را به چاپ سپرد نشان از آن دارد که استعداد در وجود او همواره راهی به جولان می‌جست‌.

آشنایی با چهره‌های فرهنگی شهر کوچک کاشان این اجازه را به سپهری نوجوان می‌داد که به مقولاتی فراتر و بزرگ‌تر فکر کند. از این رو سهراب هنوز پا به جوانی نگذاشته بود که در تعدادی از هنرهای رایج و مرسوم دستی بر آتش داشت‌. خط زیبا،نقش زیبا، شعر زیبا و نگاه زیبا اوصاف آن روزگاران شخصیتی است که بعدها هیچ یک از هنرهای خویش را از دست نداده است‌.

سپهری در ایام جوانی این توفیق را داشت که مجمع الجزایر هنرهایی اصیل و ارزشمند شود.در میان هنرهای او در این عهد، چیزی که بیش از همه مهم است بیان زیبایی است که صفت او محسوب می‌شود. همین صفت است که اخلاق و منش او را به منشی پر از جذابیت بدل کرده است‌. جذابیت سپهری چنان بود که از دید هیچ کس مخفی نمی‌ماند. دوستان او راویان خاطراتی هستند که در یک سوی آن قضایای تمام شده قرار دارد و در یک سوی آن جذابیت پایان‌ناپذیر جوانی که می‌رفت فتح کند: فتح زندگی‌، فتح هنر، فتح آینده و سرانجام فتح جاودانگی‌.

جاودانگی سهراب سپهری درست از جوانی اش شروع شد. هنوز جوان بود که الفبای فرزانگی را از روحش به سر انگشت ظهور آورد. نگاه فراخ او به پدیده‌های ملموس و ناملموس که بعدها عناصر شعر و شعور او را تشکیل دادند همگی میراث بازمانده ایام جوانی سپهری هستند.

اشتغال جدی به درس و بحث و تمرکز بسیار قوی به پدیده هنر جوانی سپهری را در عرصه‌ای پر روح ناپدید کرده است‌. آری‌، سپهری جوانی خویش را به پای هنر نهاد و دمی نیاسود. این اندازه تمرکز و هنر وری نشان از آن دارد که او در هنر به جست و جوی حقیقت و خویشتن مشغول بود.

شتافتن به عرصه‌های بعد که خود را در تحصیلات دانشگاهی و مشغول شدن در کارهای اداری نمایان می‌کند هرگز نمی‌تواند اشتیاق جدی سپهری به مقولات هنر را از بین ببرد. گویا عهد بسته بود همه چیز را به خدمت هنر بیاورد: از درس تا کار و از سمت‌های اجتماعی تا مقولاتی که برای آینده نیاز داشت‌.

او حتی در دوره تحصیل در دانشگاه نیز بیش از آن که به کتاب‌های درسی بیاندیشد به شکار جلوه‌های هنری زمان می‌گذاشت‌. از این روست که خاطراتش تماماً خاص و استثنایی هستند.

باز شدن پنجره ی سفر زندگی وی را به افقی وسیع‌تر رهنمون می‌شود. سپهری با پیوستن به قافله ی سفر شروعی دیگر را رقم می‌زند. گویاطفل وجودی او منتظر دستی بود که تا تولد دوباره را تجربه کند و آن گاه در زندگی و آثارش نمایان شود. این دست بی گمان دست سفر بود: سفر در اقطار زمین و زمین را زیر گامهای تجربه لمس کردن‌.

سهراب سپهری پس از آنکه تحصیلات خویش را به پایان برد، در نخستین انتخاب دست به انتخابی بزرگ زد. این انتخاب‌، انتخاب حرکت و تحرک بود. از این رو تن به حرکت داد و راه رفت‌: از شرق تا غرب و چنین است که او را در دهه‌های میانی زندگی اش هرگز ثابت و ساکن نمی‌بینیم بلکه هر روز در جایی است‌. اگر روزی در کارگاه نقاشی خویش است‌، چند روزی در زیر خیمه طبیعت به نظاره ایستاده است‌. اگر روزی با دوستی قرار سکوت می‌گذارد، چند روزی با مادر طبیعت قرار هم سخنی می‌گذارد.

آری‌، قرار سکوت زیرا سپهری هرگز در جمع‌ها لب به سخن نمی‌گشود. در زندگی او سکوت و تفکر یکی از پررنگ‌ترین مسایل است که تا امروز مورد توجه قرار نگرفته است‌. سپهری زندگی خویش را وقف خاموشی و نگریستن کرده بود. از این رو بود که هیچ کس از اصحاب هنر سخنی را از او به یاد ندارد که در رد و اثبات کسی بر زبان آورده باشد. منش سپهری نگریستن و گذشتن بود.منطق او منطق نبرد نبود بلکه این گونه سامان گرفته بود که همواره با مدارا سپری شود. او انسانی منزوی نبود ولی به غایت منضبط و قانون مدار بود. سپهری به دوست گرفتن و دوست داشتن عقیده‌ای ژرف داشت ولی هیچ گاه خود را از چارچوب انسانی و اخلاقی که برای خود تعریف کرده بود، خارج نمی‌کرد.

حوادث زندگی او چه کوچک و چه بزرگ و چه جدی و چه غیر جدی در نهایت به انسان و طبیعت ختم می‌شود. زندگی نامه او زندگی نامه انسانی است که راه سفر در پیش گرفته و به اوج سفر می‌کند. این اوج یک روز در شعر تجلی می‌کند و یک روز در نقاشی‌. این جا باید ایستاد: سپهری مدار زندگی خویش را این گونه رقم زد که پیوسته در حال حرکت و شدن باشد.این شدن به شکل پرواز صورت می‌گیرد و این پرواز دو بال دارد: شعر و نقاشی‌.

از دهه ۱۳۳۰ که سفرهای سپهری به خاور و باختر آغاز می‌شود، او از تیررس معلومات و خاطرات دور می‌افتد. چنین می‌نماید که زندگی او در این برهه‌ها نامعلوم و نامشخص است اما هرگز چنین نیست زیرا در حقیقت اگر قواعد زندگی او را در نظر بگیریم که مقداری از آن‌ها در این زندگی نام مورد اشاره قرار گرفت خواهیم دید او همواره در مسیر زندگی به سمت جلو می‌شتابد. کوتاه سخن این که زندگی نامه او زندگی انسان پر شوری است که با اسلوب خاص خودش زندگی خویش را به سر آورده و در نهایت به توفیقی بزرگ و کم نظیر دست یافته است‌.

رفتار بزرگ منشانه او با خانواده‌، دوستان‌، آشنایان‌،اصحاب هنر، اصحاب فکر و دیگر کسانی که در زندگی خویش با آنها در تماس بود نشان دهنده غنای روز افزون حیات انسانی است که نمی‌توان در باب او به مسائل متداولی چون‌: تولد، تحصیل‌، حادثه‌، کار، ازدواج‌، شغل‌، پول‌، ادعا، دیده شدن‌، استاد شدن و سرانجام مرگ بسنده کرد.

زندگی نامه او حاوی فرم خاصی است که فراتر از مسائل زاده شدن و از دنیا رفتن جلوه می‌کند. به عبارتی دیگر: ما در زندگی نامه سپهری با عناصری پر از زندگی و عشق و تبلور و زیبایی مواجه هستیم‌. این عناصر هم در شعر او و هم در نقاشی او به زیباترین وجه ممکن بازتاب یافته است‌. اکنون بی هیچ واهمه‌ای به سهولت می‌توان گفت‌: زندگی نامه سپهری‌، نقاشی‌های او و شعرهای اوست‌. هر چند که انسان بود و مثل آدمیزادگان در زمین می‌زیست‌، اما چنان کرده بود که گویا زمین در او می‌زیست‌.

او وقتی می‌گفت‌: من به آغاز مین نزدیکم‌، در حقیقت زندگی نامهء خویش را با کوتاه‌ترین جمله ممکن بیان می‌کرد، بی آنکه سخنی از سال و زاد و جا و شهر و مکان به زبان آورده باشد. شاید بتوان ادعا کرد: بند بند شهرهای سپهری و نقش نقش نقاشی‌های او بریده‌ای از زندگی اوست که کل زندگی اش را در خودش جا داده است‌. این موضوع اندازه واضح است که شاید لازم نباشد به نمونه‌ای خاص اشاره کنیم‌.

صدای پای آب که در دهه ۳۰ ساخته شد، به وضوح نشان می‌دهد که سپهری در مجرای زندگی هر لحظه در حال نگارش زندگی و زیست نامه خود بود. در اینجا با اشاره گذار به مراحلی چند از زندگی شاعرانه نقاش هستی این بیوگرافی را به پایان می‌بریم‌.

سپهری دهه اول و دوم زندگی خویش را با علم و هنر به سر آورد. دهه سوم زندگی‌اش را به تجربه اندوزی و سفر و دهه چهار زندگی خویش را بیشتر به سفرهای دراز اختصاص داد. در این دوره بود که بارها و بارها به‌: ژاپن‌، فرانسه‌، ایتالیا، هندوستان‌، آمریکا، و بسیاری دیگر از کشورهای شرق و غرب سفر کرد. بسیاری از آگاهان زندگی و شعر وی را تأثیر پذیرفته از تعالیم خاور دور و ادیان هند و بودا می‌دانند. برخی دیگر معتقد شده‌اند که او تحت تأثیر ادیان ژاپن بوده است‌، اما درست این است که او انسانی بود که تعالایم خویش را از زندگی می‌گرفت و هرگز هیچ یک از میراث‌های درست و منطقی زندگی را نفی نمی‌کرد. برای او آنچه مهم بود، قرار داشتن در مدار زندگی بود، نه شرق و غرب‌. بنابراین خط پر رنگ حیات او، در این نکته خلاصه می‌شود که در جستجوی زندگی به راه افتاده بود و قصد داشت تا آخرین قلمرو پیش برود.

در این میان آشنایی و رفاقت او با ستون‌های بزرگ ادب فارسی و بیش از همه نیما یوشیج و فروغ فرخزاد نشان دهنده کشش و ذوق اوست‌. سپهری با همه بزرگان شعری ایران ایام خود دوستی داشت‌، اما در بین آنها استقلال خود را حفظ می‌کرد. در هیچ یک از صفحات زندگی او به نمونه‌ای از تنش و بحران برخورد نمی‌کنیم‌، بلکه راه او راه هنر است و در این راه سکوت را بر هر چیزی ترجیح می‌دهد.

بهترین شاهد این موضوع انتشار آرام و تدریجی آثارش است‌. سپهری آثار خود را در فضایی آرام و در ساکن‌ترین و بی جنجال‌ترین بخش‌های دهه ۳۰ و ۴۰ به دست چاپ سپرد و پس از سال ۱۳۴۵ تا مدتهای مدیدی شعر نگفت‌. در هیچ یک از زندگی نامه‌های موجود از علت این موضوع سخن به میان نیامده است و کسی نخواسته است که بداند چرا شاعرِ صدای پای آب و مسافر و حجم سبز از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۹ که پای از هستی بیرون کشید، چرا تنها ۱۴ قطعه شعر سروده است؟ این موضوع دارای دلایلی است که این زندگینامه مجال بازپرداخت ان را ندارد و امید است در جای خود به تفصیل آن را مورد اشاره قرار دهیم‌.

در نهایت‌: شاعر بزرگ عشق و هنر پس از تحمل یک دوره بیماری که حدود دو سال طول کشید، سرانجام در اول مرداد ۱۳۵۹ در سن ۵۲ سالگی بدورد حیات گفت‌، در حالی که تنها شاعری بود که غنچه غنچه شعرش بوی زندگی می‌داد و تنها شاعری بود که بیشترین حجم شعر را در سر زبان مردمان روزگار خود داشت‌.

طبق وصیتش او را به زادگاه خودش در مشهد اردهال منتقل نمودند و با قطعه‌ای که بر حسب تصادف از حجم سبز انتخاب شد، سنگ قبری برایش نهادند که به وضوح فریاد می‌زد:

به سراغ من اگر می آیید، نرم و اهسته بیایید، مباد که ترک بردارد، چینی نازک تنهایی من‌.

سهراب سپهری و صدای پای آب – ۲

اهل کاشانم
روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن شوقی
مادری دارم بهتراز برگ درخت
دوستانی بهتر از آب روان
و خدایی که دراین نزدیکی است
لای این شب بوها پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب روی قانون گیاه
من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه مهرم نور
دشت سجاده من
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
در نمازم جریان دارد ماه جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست
همه ذرات نمازم متبلور شده است
اهل کاشانم ؛
شاعر در ابتدای این شعر ، ابتدا از زادگاه وشهر خود سخن می گوید .
روزگارم بد نیست ؛
این جمله در بین عوام رواج زیادی دارد حتّی در گفت و گوهای روزانه نیز این گونه جمله ها یه کار می رود ، مانند : بد نیستم ، بد نمی گذرد و… وجود دارد . این جمله نشانه دهنده ی قناعت وراضی بودن به امور دنیوی است و این یعنی شاعر خیلی زندگی ساده وبی آلایشی داشته است .
تکه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی ؛
تکه ای نان داشتن کنایه از نان بخور و نمیر است . به کاربردن خرده برای هوش و سر سوزن برای ذوق ، نهایت تواضع در بین انسانهایی است که به مراتب متعالی کمال رسیده اند.
چنانچه می بینیم سپهری دارای ذوق بسیار است که در هنر وشعر وی به این نکته برخورد می کنیم . میان کلمات تکه ، خرده و سر سوزن نوعی تناسب معنایی وجود دارد .
مادری دارم بهتر از برگ درخت
در این جمله شاعر به خوبی مادر خود افتخار می کند ومادر خود را در یک اندیشه ی برتر ذهنی ، بهتر از برگ سبز درخت می داند .
برگ درخت مظهر طبیعت سبز است که در نظر سپهری ارزش بسیار دارد ، اما مادر ارزشی بیشتر از برگ درخت دارد .
دوستانی بهتر از آب روان
شاعر در این جمله دوستان صمیمی خود را برتر از آب روان می داند .
وخدایی که در این نزدیکی است
این جمله اشاره به آیه ی اَنا اَقْرَبُ اِلَیْکُم مِنْ حَبْل الْوَرید دارد که نظر شاعر این است که خداوند در همه جا حضور دارد .
لای این شب بوها ، پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه
کلمه ی لای به معنای در میان به کار رفته که یک واژه ی عامیانه است نه ادبی، شاعر به گونه ای تمثیل آمیز و باتوجه به آیه ی مذکور ،شب بوها ، کاج ها ، آب و گیاهان را جایگاه خدا می داند . با این جملات این مسأله مطرح می شود که خداوند همه جا هست واز همه چیز مطّلع است .
بین کلمات کاج وبلند تناسب وجود دارد،زیرا کاج بلند بوده و سمبل بلندی نیزاستآگاهی برای آب نوعی تشخیص است .
قانون گیاه نوعی تشبیه است . گیاه به قانون تشبیه شده است ، زیرا که ما تمام طبیعت حتّی گیاهان را تابع قانون خاصّ جبری می دانیم که برای آن ها وضع شده است .
من مسلمانم. قبله ام یک گل سرخ
دراین جمله شاعر گل سرخ که مظهر طبیعت زنده است را قبله ی خود می داند ومنظور وی این است که چه اندازه طبیعت مقدس است که می شود در هرجای آن قبله ای بنا کرد . قبله جایی است که مسلمانان برای برپا داشتن نماز رو به آن سمت می ایستند ورو به همان طرف نیز عبادت می کنند .
قبله ی مسلمانان در ابتدا بیت المقدس یعنی خانه ی پاک بود که در عربی به آن اورشلیم می گویند وسپس در زمان پیامبر اسلام ، به مکّه تغییر کرد .
جانمازم چشمه ، مُهرم نور
جانماز همان قالیچه یا زیر اندازی است که مسلمان برروی آن ،برای عبادت خداوند به نماز می ایستد . و شاعر در یک تصویر سازی زیبا ، تمام چشمه را که محل بیرون آمدن آب پاک و مظهر طهارت است را جانماز خود می داند . دانستن چشمه برای جانماز یکی از زیباترین تصاویر موجود این منظومه است .
شاعر جنس مهر خود را از نور می داند . دانستن نور به عنوان مهر ، یک تصویر ذهنی است .
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
در این جمله ، نوعی تشخیص برای پنجره وجود دارد وپنجره به موجودی تشبیه شده است که می تواند تپش داشته باشد و منظور شاعر این است که از همان لحظه ای که پنجره در صبح باز می شود ، برای عبادت کردن آماده است .
در نمازم جریان دارد ماه ،
جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست :
همه ذرات نمازم متبلور شده است .
در نماز شاعرماه وطیف جریان داردوسنگ را می شود از آن سوی نماز آن دید، مقصود ومنظور شاعر این است ، نمازی را که برپا می کند ،نمازی صاف ویکدست است .نمازی است که هیچ غلّ وغشی در آن نیست . پاک ومنزه بوده وهیچ نوع دغل بازی و دورویی در آن وجود ندارد .
متبلور شدن ، یعنی به شکل شیشه ای وبلورین در آمدن. دانه ها واشیای بلوری بسیار شفاف هستند . دراین جمله شاعر می گوید که اجزای نمازش به صورت صاف ، پاکیزه ، شفاف و نورانی است .

نظرات() 

انقلاب ۱۷۸۹ طلیعه جامعه سرمایه دارى بورژوایى مدرن در تاریخ فرانسه بود. شاخصه اصلى این انقلاب، استقرار موفقیت آمیز وحدت ملى از طریق سقوط رژیم ارباب رعیتى بود. به گفته توکویل هدف اصلى انقلاب عبارت بود از محو آخرین بقایاى قرون وسطى. انقلاب فرانسه نخستین انقلابى نبود که بورژوازى از آن منتفع مى شد، پیش از آن در سده شانزدهم انقلاب هلند، در سده هفدهم دو انقلاب انگلستان و در سده هجدهم انقلاب آمریکا راه را نشان داده بودند. در پایان سده هجدهم بخش اعظم اروپا از جمله فرانسه تحت رژیمى بود که از نظر اجتماعى؛ امتیازات اشرافى و از نظرگاه سیاسى ویژگى آن استبداد بر پایه حق الهى سلطنت بود. در کشورهاى اروپاى مرکزى و شرقى، بورژوازى چنان رشدى نکرده بود که بتواند نفوذ چندانى داشته باشد. اکتشافات جغرافیایى سده هاى پانزدهم و شانزدهم، بهره کشى از مستعمرات و جابه جا شدن داد و ستدهاى دریایى به سوى غرب همه و همه به عقب ماندگى شرایط اجتماعى و اقتصادى این کشورها کمک کرده بود اگرچه انقلاب ۱۶۴۰ انگلستان اقدامى در جهت متروک کردن شیوه حکومت استبدادى بود اما استقرار آزادى سیاسى در انگلستان به هیچ وجه ضربه اى خردکننده بر مبانى سلسله مراتب اجتماعى مبتنى بر ثروت وارد نیاورد. شالوده آزادى هاى انگلیسى را رسوم و سنن شکل داده بودند نه تتبعات فلسفى. برک در کتاب «اندیشه هایى درباره انقلاب فرانسه» که به سال ۱۷۹۰ منتشر شد نوشت: از زمان صدور منشور کبیر تا اعلامیه حقوق مشى همیشگى قانون اساسى، اعلام و بیان آزادى هاى ما بوده است، آزادى هایى که از نیاکان خود به ارث برده ایم و باید براى اخلاف خود به جاى گذاریم. (گائتانا موسکا، تاریخ عقاید و مکاتب سیاسى، ت: حسین شهیدزاده، انتشارات مروارید، ص ۱۲۵ ) با این وصف عیان مى شود که قانون اساسى بریتانیا، حقوق بریتانیایى ها را به رسمیت مى شناخت نه حقوق بشر را و آزادى هاى انگلیسى خصلتى جهانى نداشت. در انقلاب ۱۷۷۹ آمریکا نیز اصولى که براى نیل بدان منازعاتى صورت گرفته بود؛ آزادى و برابرى را کاملاً به رسمیت نمى شناخت. سیاهان همچنان برده ماندند و تساوى حقوق سفیدپوستان نیز در واقع به هیچ وجه سلسله مراتب اجتماعى مبتنى بر ثروت را به مخاطره نینداخت، در ضمن در نخستین قوانین اساسى آنها اصل شرط دارایى براى حق رأى دادن ملحوظ شده بود. انقلابات آمریکا و انگلستان، نمونه هاى انقلاباتى هستند که از تفوق و برترى ثروت در زیر پوشش «آزادى هاى بورژوایى» دفاع مى کنند. انقلاب فرانسه برجسته ترین انقلاب بورژوایى بوده است و به سبب ماهیت دراماتیک مبارزه طبقاتى خود تمامى انقلابات پیشین را تحت الشعاع قرار داده است.EXrozblog.comEX

مقاله ای کامل در مورد انقلاب کبیر فرانسه

مقاله ای کامل در مورد انقلاب کبیر فرانسهReviewed by Bahrami on Jan 17Rating:

انقلاب ۱۷۸۹ طلیعه جامعه سرمایه دارى بورژوایى مدرن در تاریخ فرانسه بود. شاخصه اصلى این انقلاب، استقرار موفقیت آمیز وحدت ملى از طریق سقوط رژیم ارباب رعیتى بود. به گفته توکویل هدف اصلى انقلاب عبارت بود از محو آخرین بقایاى قرون وسطى. انقلاب فرانسه نخستین انقلابى نبود که بورژوازى از آن منتفع مى شد، پیش از آن در سده شانزدهم انقلاب هلند، در سده هفدهم دو انقلاب انگلستان و در سده هجدهم انقلاب آمریکا راه را نشان داده بودند. در پایان سده هجدهم بخش اعظم اروپا از جمله فرانسه تحت رژیمى بود که از نظر اجتماعى؛ امتیازات اشرافى و از نظرگاه سیاسى ویژگى آن استبداد بر پایه حق الهى سلطنت بود. در کشورهاى اروپاى مرکزى و شرقى، بورژوازى چنان رشدى نکرده بود که بتواند نفوذ چندانى داشته باشد. اکتشافات جغرافیایى سده هاى پانزدهم و شانزدهم، بهره کشى از مستعمرات و جابه جا شدن داد و ستدهاى دریایى به سوى غرب همه و همه به عقب ماندگى شرایط اجتماعى و اقتصادى این کشورها کمک کرده بود اگرچه انقلاب ۱۶۴۰ انگلستان اقدامى در جهت متروک کردن شیوه حکومت استبدادى بود اما استقرار آزادى سیاسى در انگلستان به هیچ وجه ضربه اى خردکننده بر مبانى سلسله مراتب اجتماعى مبتنى بر ثروت وارد نیاورد. شالوده آزادى هاى انگلیسى را رسوم و سنن شکل داده بودند نه تتبعات فلسفى. برک در کتاب «اندیشه هایى درباره انقلاب فرانسه» که به سال ۱۷۹۰ منتشر شد نوشت: از زمان صدور منشور کبیر تا اعلامیه حقوق مشى همیشگى قانون اساسى، اعلام و بیان آزادى هاى ما بوده است، آزادى هایى که از نیاکان خود به ارث برده ایم و باید براى اخلاف خود به جاى گذاریم. (گائتانا موسکا، تاریخ عقاید و مکاتب سیاسى، ت: حسین شهیدزاده، انتشارات مروارید، ص ۱۲۵ ) با این وصف عیان مى شود که قانون اساسى بریتانیا، حقوق بریتانیایى ها را به رسمیت مى شناخت نه حقوق بشر را و آزادى هاى انگلیسى خصلتى جهانى نداشت. در انقلاب ۱۷۷۹ آمریکا نیز اصولى که براى نیل بدان منازعاتى صورت گرفته بود؛ آزادى و برابرى را کاملاً به رسمیت نمى شناخت. سیاهان همچنان برده ماندند و تساوى حقوق سفیدپوستان نیز در واقع به هیچ وجه سلسله مراتب اجتماعى مبتنى بر ثروت را به مخاطره نینداخت، در ضمن در نخستین قوانین اساسى آنها اصل شرط دارایى براى حق رأى دادن ملحوظ شده بود. انقلابات آمریکا و انگلستان، نمونه هاى انقلاباتى هستند که از تفوق و برترى ثروت در زیر پوشش «آزادى هاى بورژوایى» دفاع مى کنند. انقلاب فرانسه برجسته ترین انقلاب بورژوایى بوده است و به سبب ماهیت دراماتیک مبارزه طبقاتى خود تمامى انقلابات پیشین را تحت الشعاع قرار داده است.

Jacques Bertaux   Prise du palais des Tuileries   1793  مقاله ای کامل در مورد انقلاب کبیر فرانسه

این ویژگى ها مدلول سرسختى اشرافیت که سخت به امتیازات فئودالى چسبیده بود و با دادن هر نوع امتیازى مخالف بود از یکسو و مخالفت پرشور توده هاى مردم با هر نوع امتیاز یا تمایز طبقاتى از سوى دیگر، بود. اساساً بورژوازى خواهان سقوط کامل اشرافیت نبود بلکه امتناع اشرافیت از سازش و خطرات ضد انقلاب بود که بورژوازى را به انهدام نظم کهن ناگزیر ساخت. انقلاب فرانسه راه حقیقتاً انقلابى گذار از فئودالیسم به سرمایه دارى را انتخاب کرد. این انقلاب با نابود کردن بقایاى فئودالیسم و با آزاد ساختن دهقانان از قید حقوق اربابى و عشریه کلیسایى و وحدت بخشیدن به تجارت در سطح ملى، شاخص مرحله اى تعیین کننده در تکامل سرمایه دارى بود. سرکوب فئودال ها سبب آزاد شدن تولیدکنندگان مستقیم خرده پا شد و به تفکیک توده هاى دهقانى و قطب بندى آنها بین سرمایه و کار مزدورى انجامید. پس از انقلاب، با گسترش روابط تولیدى کاملاً نوین، سرمایه از قید تحمیلات و تجاوزات فئودالیسم رها شد و نیروى کار به صورت یک واقعیت تجارتى اصیل درآمد و این امر در نهایت خودمختارى تولید سرمایه دارى را چه در بخش کشاورزى و چه در بخش صنایع تضمین کرد. پیروزى بر فئودالیسم و رژیم کهن، با پیدایى سریع روابط اجتماعى نوین همراه نبود. راه رسیدن به سرمایه دارى فرایندى ساده نبود، پیشرفت سرمایه دارى در دوره انقلاب به کندى صورت مى گرفت و صنایع آنقدر رشد نکرده بودند و هنوز سرمایه تجارى تفوق خود را حفظ کرده بود اما انهدام حکومت هاى بزرگ فئودالى و سیستم هاى سنتى کنترل داد و ستد، استقلال شیوه تولید و توزیع سرمایه دارى، یک استحاله کلاسیک انقلابى را تحقق بخشید. انقلاب فرانسه در جهت زیر و رو کردن ساخت هاى اقتصادى و اجتماعى موجود، چارچوب سیاسى رژیم کهن را درهم شکست و بقایاى حکومت محلى کهن را محو کرد و امتیازات محلى و تبعیضات ایالتى را از میان برد. انقلاب فرانسه در عین حال که گامى ضرورى در گذار از فئودالیسم به سرمایه دارى محسوب مى شود در رابطه با دیگر انقلابات مشابه داراى ویژگى هاى خاص خود است. این ویژگى ها به خصوص به ساخت جامعه فرانسه در پایان رژیم کهن مربوط مى شود. انقلاب فرانسه در حالى که به عنوان یک انقلاب آزادیخواهانه و با پافشارى بر حقوق طبیعى دنباله رو انقلاب آمریکا است، برخلاف انقلاب انگلستان داراى موضعى جهانى است. به یقین این سخن توکویل که: چرا اصول و نظرات سیاسى مشابه در ایالات متحده تنها به تغییر دولت منجر مى شود و حال آنکه در فرانسه سقوط کامل یک نظم اجتماعى را به همراه مى آورد ( همان، ص۳۰۴ ) حاکى از عظمت انقلاب فرانسه است. اعلامیه ۱۷۸۹ بدون شک با حرارتى بیش از سلف آمریکایى خود سخن مى گوید و در راه آزادى گامى فراتر مى نهد. انقلاب فرانسه به عنوان یک انقلاب مساوات طلبانه به مراتب از اسلاف خود گام را فراتر گذارد، نه در آمریکا و نه در انگلستان بر روى برابرى تأکید نشده بود زیرا هم اشرافیت و هم بورژوازى براى کسب قدرت نیروهایشان را متحد ساخته بودند اما مقاومت اشرافیت ضدانقلاب و درگیر شدن در جنگ، بورژوازى فرانسه را ناگزیر ساخت که مساوات را به عنوان مسئله اى عمده مطرح کند چرا که این، تنها راه در کنار داشتن مردم بود. گذار اقتصاد فرانسه به سرمایه دارى از طریق یکپارچه کردن صنعت، افزایش و تمرکز مزدبگیران و بیدارى و مشخص کردن آگاهى طبقاتى آنها، بار دیگر اصل تساوى حقوق را در اذهان مردم زنده کرد.

اینک آنچه ویژگى هاى خاص جامعه فرانسه که موجب تمایز و برترى انقلاب ۱۷۸۹ بر سایر انقلابات پیشین اعلام شد عنوان مى شود: در جامعه اشرافى نظام کهن، بر طبق قانون سنتى سه مرتبه از یکدیگر متمایز شده بودند؛ روحانیون و نجبا که از مراتب ممتازه بودند و مرتبه سوم که اکثریت مردم را شامل مى شد. نجبا از اقشارى تشکیل مى شدند که غالباً منافع مختلفى داشتند. نجباى دربارى از نجیب زادگانى بودند که در دربار حضور داشتند و در ورساى زندگى مى کردند و اطرافیان پادشاه را تشکیل مى دادند. نجباى ایالتى که جاه و جلال کمترى داشتند در میان دهقانان زندگى مى کردند. منبع عمده عایدى این نجبا تحمیل عوارض فئودالى بر دهقانان بود. نجباى صاحب جامه از زمانى تشکیل شدند که سلطنت، دستگاه قضایى و تشکیلات ادارى خود را به وجود آورده بود. در رأس این دسته از نجبا، خانواده هاى بزرگ مستشاران پارلمانى قرار داشتند که هدفشان در دست گرفتن کنترل حکومت و شرکت در اداره حکومت بود. این نجبا که از قدرتى بسیار برخوردار بودند سخت به امتیازات خود وابسته بودند و با هرگونه رفرمى که امکان داشت موقعیت آنها را به مخاطره اندازد، مخالفت مى ورزیدند. در پایان سده هجدهم اشرافیت فئودالى دستخوش انحطاط شده بود. نجباى دربارى در ورساى رو به ورشکستگى مى رفتند و نجباى ایالتى به زندگى بى هدف خود در املاکشان ادامه مى دادند. به همین دلیل اشرافیت که زوال خود را نزدیک مى دید، خواستار تحکیم و تاثیر عوارض فئودالى و افزایش سختگیرى شده بود. در سال ۱۷۸۱ به موجب یک فرمان شاهانه، حق احراز مقامات عالیه در قشون منحصراً به نجبا یا کسانى اختصاص داده شده بود که بتوانند مراتب نجابت را به اثبات رسانند. از نظر اقتصادى اشرافیت سعى داشت که نظام ارباب رعیتى را حتى از وضع موجود آن بدتر کند. به موجب فرامین مربوط به تریاژ اربابان بزرگ فئودال یک سوم ملک جامعه روستایى را تصاحب کرده بودند. در این حین پاره اى از نجبا به تدریج به امور بازرگانى طبقات متوسط ابراز علاقه مى کردند و سرمایه خود را در صنعت و به ویژه صنعت آهن به کار مى انداختند. در این گرایش به تجارت، بخشى از نجباى متعلق به قشر بالاى اشرافیت به طبقه متوسط نزدیک و تا حدى در آرمان هاى سیاسى آنها سهیم شدند اما اکثریت وسیع نجباى ایالتى و دربارى راه نجات را تنها در اعلام صریح تر امتیازات خود مى دیدند. این اختلافات و چنددستگى ها در میان اشراف جامعه فرانسه طى مسیر را براى انقلابیون سهل تر مى کرد.

روحانیون از دیگر گروه هاى جامعه فرانسه بودند که از امتیازات سیاسى، قضایى و مالى مهمى برخوردار بودند. در واقع تنها روحانیت بود که به معناى حقیقى کلمه یک مرتبه اجتماعى را تشکیل مى داد زیرا که این مرتبه اجتماعى به یک تشکیلات ادارى مبتنى بر مجالس اسقف نشین مجهز بود و محاکم کلیسایى و مقامات رسمى خود را داشت. گرچه روحانیت یکى از مراتب اجتماعى را تشکیل مى داد و از وحدت معنوى برخوردار بود معذلک از نظر اجتماعى گروهى همگون و یک دست را به وجود نمى آورد. قشر بالاى روحانیت -اسقف ها، روساى دیر و کشیشان کلیساهاى بزرگ انحصاراً از میان نجبا انتخاب مى شدند که این عمل به سبب دفاع از امتیازات عالیه اى بود که روحانیون دون مرتبه عموماً از آن محروم شده بودند. روحانیونى که در مراتب پایین ترى قرار داشتند افرادى بودند که از میان عوام برخاسته بودند و با آنان زندگى مى کردند و در بینش آنها سهیم بودند. این افراد که در شرایط سختى زندگى مى کردند به تدریج به آثار فلاسفه علاقه مند شدند و مجذوب نظرات نوین عصر گشتند. بدین ترتیب دوگانگى میان قشر ممتاز جامعه یعنى روحانیت فرانسه نیز به چشم مى خورد.

1600d1290859037 prise de la bastille مقاله ای کامل در مورد انقلاب کبیر فرانسه

از پایان سده پانزدهم مرتبه سوم جامعه به طبقه سوم معروف شده بود. این مرتبه دربرگیرنده اکثریت عظیم مردم در اواخر رژیم کهن بود. اهمیت اجتماعى این طبقه در نتیجه نقشى که در حیات ملى و خدمت به کشور ایفا کرده بودند، به سرعت افزایش یافته بود. بورژوازى مهمترین مرتبه را در طبقه سوم تشکیل مى داد. بورژوازى به واسطه فرهنگ و ثروتى که داشت موقعیت رهبرى را در جامعه احراز کرده بود و این موقعیت با موجودیت رسمى مراتب ممتازه در تعارض بود. از آنجا که فرانسه در پایان رژیم کهن عمدتاً به صورت یک کشور روستایى باقى مانده بود و تولید کشاورزى نقشى مسلط را در حیات اقتصادى آن ایفا مى کرد، مسئله دهقانان از مسائل مهم محسوب مى شد. اهمیت دهقانان قبل از هرچیز به تعداد آنها مربوط مى شود زیرا چنانچه توده هاى دهقانى در جریان انقلاب منفعل باقى مى ماندند، نه بورژوازى به پیروزى مى رسید و نه انقلاب به بار مى نشست. دلیل اساسى شرکت دهقانان در جریان انقلاب، مسئله حقوق اربابى و بقایاى فئودالیسم بود و مداخله آنها بود که سبب شد نظام فئودالى از بن کنده شود. در کشورى که اکثریت عظیم جمعیت را روستائیان تشکیل مى دادند و تولید و کشاورزى دیگر فعالیت ها را تحت الشعاع قرار داده بود، طبیعتاً خواست هاى دهقانان اهمیت ویژه اى مى یافت. ارتجاع فئودالى خاص سده هجدهم، نظام مذکور را بیش از پیش غیر قابل تحمل کرده بود. وقتى منازعه اى صورت مى گرفت عدالت اربابى (؟) دهقانان را زیر فشار خود خرد مى کرد. زمینداران به حقوق مشاعى و سنتى دهقانان و اراضى مشاعه به طور دسته جمعى حمله مى بردند و آنها را مشمول حوزه قضایى خود قلمداد مى کردند و ادعایشان را با توسل به فرامین شاهى که حق تصاحب یک سوم اراضى مورد نزاع را به آنها مى داد، به کرسى مى نشاندند. تحمل چنین وضع دشوارى براى این خیل عظیم از جمعیت ناممکن مى آمد لذا چاره اى جز هم آوایى با ناراضیان از شرایط موجود براى ایشان نمانده بود.

1601d1290859061 478px declaration of human rights مقاله ای کامل در مورد انقلاب کبیر فرانسه

نگرش هاى فلسفى

همراه با دگرگون شدن شالوده اقتصادى جامعه، ایدئولوژى ها نیز دگرگونى یافتند. سرچشمه هاى فکرى انقلاب را در نظرات فلسفى اى باید جست که طبقات متوسط از سده هفدهم مطرح ساخته بودند. به یقین آراى فلسفى مطرح شده، جریان انقلاب کبیر را تسریع بخشید و پشتوانه اى نظرى و بس غنى را در کوله بار خود جاى داد. دکارت نشان داده بود که مى توان به یارى علم بر طبیعت چیره شد و فلاسفه سده هجدهم که وارث فلسفه او بودند، با هوشمندى بسیار اصول نظمى نوین را ترسیم و ارائه کردند. جنبش هاى فلسفى سده هجدهم که بر پایه ضدیت با کمال مطلوب و ریاضت کشانه و اقتدارطلبانه کلیسا و حکومت در سده هفدهم استوار بود، بر ذهنیت فرانسویان تاثیرى ژرف گذارد. این جنبش ابتدا به بیدارى اذهان کمر بست و سپس شیوه تفکر انتقادى را گسترش داد و نظرات نوینى را فراهم آورد. جنبش روشنگرى در تمامى زمینه هاى فعالیت بشرى از علم گرفته تا ایمان یا در حیطه اخلاق تا سازمان سیاسى و اجتماعى، اصل «خرد» را جانشین اقتدار و سنت کرد. پس از سال ۱۷۴۸ بزرگترین آثار قرن به سرعت و پى در پى انتشار یافتند. روح القوانین منتسکیو در،۱۷۴۸ امیل و قرارداد اجتماعى در ،۱۷۶۲ گفتارهایى درباره منشاء عدم مساوات انسان ها در ،۱۷۵۵ از روسو تاریخ طبیعى بوفن در ،۱۷۴۹ رساله اى درباره حواس کندیاک در ،۱۷۵۴ قانون طبیعت مورلى در ،۱۷۵۵ مقاله اى درباره آداب و رسوم و روح ملل ولتر در سال ۱۷۵۶ و از همه مهم تر سال ۱۷۵۱ شاهد انتشار نخستین جلد «دایره المعارف» به ابتکار دیدرو بود.

ولتر، روسو، دیدرو و اصحاب دایره المعارف و اقتصاددانان همگى دست به دست هم دادند و با وجود اختلاف عقیده هایى که داشتند، رشد اندیشه هاى فلسفى را تشویق کردند. در نیمه اول سده هجدهم دو جریان بزرگ فکرى از حمایت وسیعى برخوردار شده بود؛ یکى جریان فکرى اى که از فئودالیسم الهام مى گرفت و پاره اى از آن در روح القوانین منتسکیو انعکاس یافته بود و استدلال هاى لازم را براى پارلمان هاى محلى و مراتب ممتازه جامعه علیه استبداد فراهم مى آورد و دیگرى جریان فلسفى اى بود که گرچه به روحانیت و گاه مذهب مى تازید اما از نظر سیاسى محافظه کار بود. در نیمه دوم سده هجدهم در حالى که دو گرایش مذکور به حیات خود ادامه مى دادند، نظراتى نوین که بیشتر دموکراتیک و مساوات طلبانه بود مطرح شد. فیلسوفان مسائل سیاسى را رها کرده و به مسئله اجتماعى حکومت روى آورده بودند. فیزیوکرات ها گرچه محافظه کار بودند اما با مطرح کردن مسائل اقتصادى به این جنبش جدید فکرى کمک کردند. اگر چه ولتر رهبر جنبش فلسفى پس از ۱۷۶۰ خواستار آن بود که اصلاحاتى در چارچوب سلطنت مطلقه صورت گیرد و حکومت به دست توانگران طبقه متوسط اداره شود اما روسو منعکس کننده کمال مطلوب سیاسى و اجتماعى خرده بورژوازى و صنعتگران بود. روسو در نخستین گفتار خود تحت عنوان «نقش علوم و هنرها در تهذیب آداب و افکار» تمدن زمانه اش را به باد انتقاد مى گیرد و به دفاع از بى امتیازان برمى خیزد و عنوان مى کند که: اگر زندگى پرتجمل در شهرهاى ما صدنفر از بى چیزان را به نوایى مى رساند در عوض باعث مرگ صدهزار نفر در روستاها مى رود (همان، ۲۵۷) و در دومین گفتار خود تحت عنوان «درباره مبانى و سرچشمه هاى عدم مساوات در میان انسان ها» حمله خود را متوجه مسئله مالکیت مى کند و در «قرارداد اجتماعى» نظریه حاکمیت مردم را مطرح مى کند حال آنکه منتسکیو قدرت را براى اشرافیت و ولتر براى قشر بالاى طبقه متوسط محفوظ نگاه مى دارد. در ابتدا این جریانات فکرى تقریباً با آزادى کامل اشاعه مى یافتند. مادام دو پمپادور که یکى از محبوبین شاه و در عین حال زنى توانگر بود، با محفل زهدمآبانه درباریانى که بر گرد ملکه و ولیعهد حلقه زده بودند و از حمایت نظام اسقفى و پارلمان ها برخوردار بودند، تصادم پیدا کرد و از فلاسفه در مقابل این دشمنان دربارى شان حمایت کرد. پس از سال ۱۷۷۰ تبلیغات این جنبش فلسفى به ثمر رسید. هرچند در این زمان بزرگترین نویسندگان سکوت اختیار کرده بودند و به تدریج از صحنه کنار مى رفتند اما نویسندگان دیگرى قدم به عرصه گذاردند و به مردمى کردن و اشاعه نظرات نوین کمر بستند و آراى مذکور را در میان تمامى بخش هاى طبقه متوسط و سراسر فرانسه رواج دادند. انتشار دایره المعارف که در تاریخ اندیشه اثرى برجسته محسوب مى شود در سال ۱۷۷۲ به پایان رسید. این اثر که از دیدگاه هاى اجتماعى و سیاسى اعتدالى نوشته شده بود، با تأکید بر اعتقاد به پیشرفت علوم بناى یادبود عظیمى از «خرد» را برپا نهاد. گرچه تولید فلسفه در دوره لویى شانزدهم کاهش یافت اما به تدریج مجموعه اى از دکترین ها و ترکیبى از سیستم هاى فکرى گوناگون تکوین مى یافت. بدین سان دکترین انقلاب شکل گرفت. آبه رینال در کتاب «تاریخ فلسفى و سیاسى موسسات تجارى اروپاییان در هند شرقى و غربى» که در تهیه مقدمات آن دیدرو نقش موثرى ایفا کرد، بار دیگر تمامى مضامین فلسفى را مطرح ساخت؛ نفرت از استبداد، مخالفت با کلیسا و جانبدارى از اداره آن توسط یک دولت غیرروحانى و ستایش لیبرالیسم اقتصادى و سیاسى (همان، ص ۲۳۶) تاثیر کلام مکتوب را در کلام شفاهى تقویت کرد، تعداد سالن ها و کافه ها افزایش مى یافت و هر روز انجمن هاى جدیدى براى مباحثه و محاوره ایجاد مى شد و دانشگاه هاى ایالتى و محافل مطالعاتى مورد توجهى بیش از پیش واقع شد. در سال ۱۷۷۰ مجمع روحانیت ادعا مى کند که دیگر در فرانسه شهر و قصبه اى نمى توان یافت که «از بیمارى مسرى بى خدایى در امان باشد» این مدعاى مجمع نشان از گسترش افکار فلسفى دانشمندان با تاکید بر محوریت عقل دارد. سده هجدهم شاهد پیروزى خردگرایى بود و خردگرایى بعدها بر تمامى زمینه هاى فعالیت انسانى تاثیر گذاشت. از اعتقاد به محوریت خرد، اعتقاد به پیشرفت زاده شد و عقل رفته رفته تاثیر روشنگرانه خود را گذارد.

بدین سان انقلاب فرانسه با پشتوانه عظیمى از اندیشه هاى ناب فلاسفه و دانشمندان روزگار لقب «کبیر» یافت و تنها انقلابى محسوب مى شود که آرمان ها و فرامین آن نه تنها در عصر خود که در اعصار بعد نیز مورد توجه تمامى آزاداندیشان قرار گرفت و مبدل به الگویى شد که تاکنون نیز جنبش هاى آزادیخواهانه آن را در سرلوحه برنامه هاى خود قرار مى دهند.
دگردیسی های عمیق اجتماعات بشری، گاه باعث ایجاد مبداءهای بنیادیـن در تـئوری و ایـضاً عملکرد کشورها و ملت ها می شود. انقلاب کبیر فرانسه (۱۷۸۹-۱۷۹۹) نیز همواره در تاریخ نهضت های مردمی به عنوان مبدائی تاریخ ساز مطرح بوده است. این انقلاب دوره ای از دگرگونی های اجتماعی سیاسی در تاریخ فرانسه و اروپا را پدید آورد. ویژگی اساسی این دگرگونی، استقرار موفقیت آمیز وحدت ملی از طریق انهدام رژیم ارباب – رعیتی و مراتب ممتاز فئودالی بود. این انقلاب، یکی از چند انقلاب مادر در طول تاریخ جهان است که پس از فراز و نشیب های بسیار، منجر به تغییر نظام سلطنتی به جمهوری در فرانسه و ایجاد پیامدهای عمیق در کل اروپا شد.پس از انقلاب در ساختار حکومتی فرانسه، که پیش از آن سلطنتی با امتیاز فئودالی برای طبقه اشراف و روحانیون کاتولیک بود، تغییرات بنیادی در شکل های مبتنی بر اصول روشنگری، ملی گرایی دموکراسی و شهروندی پدید آمد. با این حال این تغییرات با آشفتگی های خشونت آمیزی شامل اعدام ها، سرکوب های در طی دوران حکم رانی وحشت و جنگ های انقلابی فرانسه همراه بود. وقایع بعدی که می شود آن ها را به انقلاب فرانسه ربط داد شامل : جنگ های ناپلئونی و بازگرداندن رژیم سلطنتی و دو انقلاب دیگر که فرانسه امروزی را شکل داد.برخی معتقد هستند که اولین جرقه انقلاب، یورش به باستیل بود و در آن زمان نیز مردم هنوز به براندازی سلطنت فکر نمی کردند، و برخی آغاز آن را ماه مه ۱۷۸۹ میلادی می دانند و پایان آن را ۱۷۹۵ یا ۱۷۹۹ می دانند. و برخی سال ۱۸۰۴ که ناپلئون اعلام امپراتوری نمود و گاهی تمام دوره ناپلئون را تا ۱۸۱۵ نیز در جزء انقلاب فرانسه می آورند، ولی اغلب، آغاز عصر ناپلئون را پایان دوره انقلاب می شمارند.توکویل، از اندیشمندان هم عصر انقلاب، معتقد است که با وجود آن همه تلاش برای وقوع انقلاب، نتیجه کار دموکراسی نبود. شاید به همین دلیل است که وی بر خلاف بسیاری، سال ۱۷۸۹ (شروع انقلاب) را سال پایان انقلاب می داند. با این حال به نظر بسیاری، انقلاب با سقوط زندان باستیل در سال ۱۷۸۹ آغاز شد. شاه، لویی شانزدهم، در سال ۱۷۹۳ اعدام شد و سرانجام، در سال ۱۷۹۹ هنگامی که ناپلئون بناپارت به قدرت رسید، انقلاب پایان یافت. پس از ناپلئون دوباره نظام جمهوری جایگزین شد تا این که ناپلئون سوم (برادرزاده ناپلئون) کودتا نمود و امپراتوری دیگری به راه انداخت. پس از آن جمهوری های متعدد شکل گرفت. بدین ترتیب در کم تر از یک قرن، بر سر فرانسه به اشکال مختلفی، مانند جمهوری، دیکتاتوری، سلطنت مشروطه، و دو امپراتوری متفاوت حکم فرمایی شد و تا به امروز که فرانسه جمهوری پنجم خود را تجربه می کند.نگاهی کوتاه به اوضاع فرانسه پیش از انقلابفرانسه قرن ۱۸ با ۲۶ میلیون نفر جمعیت از سه طبقه مجزا تشکیل شده بود : اشراف، کلیسا و مردم عادی.طبقه اشراف حدود ۳۰۰ هزار نفر جمعیت داشتند و صاحب مشاغل و عناوین عالی بودند. البته اشراف اصیل که به خانواده قدیمی، نسب می بردند، بیش از چند هزار نفر نفر جمعیت نداشتند که اغلب ساکن پاریس یا دربار ورسای بودند. ایشان توسط دانش روز آن زمان (شجره شناسی) و از طرف پادشاه تأیید شده و بالاترین درآمد را در اختیار داشتند که قسمتی از آن به صورت مستمری از خزانه پرداخت می شد. دیگر اشراف که می توان از آن ها به نام نجبا یاد کرد، القاب خود را به روش های مختلف از نظام سلطنتی خریداری کرده و با درآمدی از املاک اجدادی، خدمت در درجات بالای ارتش و تجارت، عمده زندگی خود را می گذراندند. رسوم فئودالی در این طبقه استمرار داشت. آنان قصرهایی در املاک خود ساخته و صاحب دارایی رعایا، سهمی از محصول سالیانه، مجوز شکار و بهره برداری از منابع طبیعی و حق قضاوت در محدوده خود بودند. اشراف به دلیل تحصیلات و آشنایی با علوم روز، قرار گرفتن در جریان اقدامات استعماری فرانسه قرن ۱۸ که به سراسر جهان دست اندازی می کرد و همین طور تفاوت هایی در سطح درآمد، از طبقات بسیار پر تحرک آن روز به شمار می آمد.مردم عادی ۹۸ درصد جمعیت را تشکیل می دادند. این طبقه خود از دو سطح ساخته شده بودند. شهرنشینان که شامل بازرگانان، بانک داران اولیه، صاحبان صنایع خرد و مشاغل مشابه می شود و سطح آخر شامل کشاورزان، کارگران و کسانی که در عمق فقر نه به فکر انقلاب بودند و نه حضوری در آن داشتند. از سال ۱۷۸۸ میلادی، مشکلات اقتصادی و کمبود مواد غذایی آغاز شد. قیمت گندم ۵۰ درصد افزایش یافت. مدتی قبل دولت فرانسه بودجه خود را برای کمک به استقلال طلبان آمریکا و در جنگ با رقیب قدیمی خود؛ دولت انگلیس از دست داده بود. این هزینه بدون اینکه سود قابل توجهی داشته باشد، خزانه را خالی کرد. لویی شانزدهم تلاش کرد مخارج را از طریق افزایش مالیات اشراف جبران کند ولی اشراف که صاحب گروه ها و انجمن های بسیار بودند، حاضر به ترک منافع خود نشدند. با افزیش سطح کِش مَکش ها تصمیم گرفته شد که این مشکل از راه ایجاد مجلس طبقاتی حل شود. این مجلس تاریخچه ای در قرن ۱۴ داشت و از نمایندگان سه طبقه اجتماع تشکیل می شد که هر گروه از نمایندگان، مجموعاً یک حق رأی در آن داشتند. لوئی با انگیزه تضعیف طبقات بالا به نمایندگان مردمی دو حق رأی اعطاء کرد و مجلس در سال ۱۷۸۹ تشکیل شد. از ۱۱۳۹ نماینده آن ۲۹۱ نفر از کلیسا، ۲۷۰ نفر از اشراف و ۵۷۸ از مردم عادی بودند. علاوه بر این که تعدادی از نمایندگان کلیسا از جمله کشیشان عادی و برخی از نمایندگان اشراف، صاحب افکاری متفاوت با روحیه سنتی طبقه خود بودند. مجلس تشکیل شد، ولی به علت نداشتن تجربیات قبلی مرتباً به مشکل برخورد می کرد. بی اعتنایی طبقات بالا به نمایندگان مردم تا جایی پیش رفت که از ورود آن ها به ساختمان اصلی ممانعت کردند. نمایندگان مردم که اغلب از سطوح بالای طبقه خود بودند و با روحیه اشرافی آشنایی داشتند، به مقاومت در برابر این برخورد ادامه دادند و مسأله از موضوع بودجه و مالیات به نوعی مخاصمه منحرف شد. به دستور لویی چند هنگ نظامی در پاریس موضع گرفتند و فضای حکومت نظامی ایجاد شد. این امر باعث افزایش تشنج عمومی شد، زیرا برخی از این سربازان آلمانی و سوییسی بودند که احتمال می رفت به مردم حمله کنند. شایعه تیراندازی سربازان آلمانی به سوی فرانسویان کافی بود که مردم برای دفاع از خود به اسلحه خانه ای حمله کرده و تفنگ هایی بدون باروت به دست آورند. قلعه (باستیل) با هفت زندانی و ۱۱۰ نگهبان انبار باروت بود. جمعیت به سوی قلعه حرکت کرد و انقلاب با فتح باستیل جرقه خورد.ـ زمینه های شکل گیری انقلاب فرانسه :مورخین درباره طبیعت سیاسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی فرانسه اختلاف نظر دارند. تفسیر های متداول مارکسیستی مانند تفسیر ژرژ لوفور این انقلاب را نتیجه برخورد بین طبقه اشرافی فئودالی و اعضای سرمایه گرایی طبقه متوسط جامعه دانسته اند. بعضی از تاریخ دانان استدلال می کنند که طبقه اشرافی قدیمی حکومت پیشین، در برابر اتحادی از اعضای طبقه متوسط جامعه و روستاییان آزرده و حقوق گیران شهری تسلیم شدند. با این حال تفسیری دیگر ادعا می کند که انقلاب،نتیجه از کنترل خارج شدن حرکت های اصلاحی گوناگون اشرافی و مربوط به قشر متوسط جامعه بوده است. مطابق این نظریه، این حرکت ها هم زمان با حرکت های مردمی حقوق گیران جدید شهری و روستاییان ایالت نشین بودند، اما هر گونه اتحاد در بین اقشار، تصادفی و اتفاقی بوده است. اما بسیاری از تاریخ دانان بسیاری از خصوصیات حکومت پیشین را از دلایل انقلاب دانسته اند.دلایل اقتصادی :ـ لوئی پانزدهم، جنگ های بسیاری کرده بود که فرانسه را به نزدیکی ورشکستگی رسانده بود و لویی شانزدهم در زمان انقلاب آمریکایی از مستعمره نشین ها حمایت کرده بود که وضع بد مالی حکومت را بدتر کرده بود و بدهی ملی را بالا برده بود. صدمات اجتماعی حاصل از جنگ، شامل بدهی سنگین جنگ با شکست های نظامی سلطنت و کمبود خدمات برای سربازان از جنگ برگشته بدتر شد.ـ داشتن سیستم اقتصادی بی کفایت و منسوخ که قدرت اداره بدهی ملی فرانسه را نداشت که هم نتیجه و هم عامل تشدید کننده آن سیستم مالیاتی ناتوان فرانسه بود. رعیت می بایست ۵۵ درصد عایداتش را بابت مالیات مستقیم به شاه می داد. نتیجه این که دهقانان یک پنجم عایدات خود را مالک می شدند.ـ کلیسای کاتولیک، بزرگ ترین ملک دار کشور، بر محصولات، مالیاتی به نام دیمه وضع کرده بود. دیمه در حالی که شدت افزایش مالیات دولت را کم تر کرده بود، گرفتاری فقیرترین مردم را که روزانه با سوء تغذیه دست به گریبان بودند، بیشتر کرده بود.ـ فقر عمومی : در طول قرن ۱۸ و به ویژه در سال ها و دهه های پایانی آن، فقر عمومی رو به گسترش بود. در کتاب تاریخ انقلاب فرانسه آمده است که مزد واقعی که نیمی برای نان و به طور کلی دو سوم آن برای غذا صرف می شد، در طول این قرن، دائماً کاهش می یافت. در حالی که در همین زمان دست مزدها ۱۷ درصد افزایش یافت و این بدان معنا است که مزد حقیقی در طول مدت پنجاه سال به طور متوسط ۲۴ درصد کاهش پذیرفته بود. آمار بی کاری زیاد و قیمت بالای نان که باعث می شد مقدار بیشتری پول برای غذا خرج شود و به دیگر زمینه های اقتصادی نرسد. قحطی و سوءتغذیه گسترده که احتمال مرگ و مریضی را بیشتر می کرد. به طور کلی، فقر عمومی به علاوه فساد محصول، در اثر باد و باران و این که سال های ۱۷۸۸ و ۱۷۸۹ سال های کم محصولی بودند، و زمستان سخت سال ۱۷۸۹ افراد را برای شورش تحریک می نمود.ـ نبود بازرگانی داخلی و موانع زیاد گمرکی.ـ تجمل فوق العاده در دربار : در اطراف شاه حدود ۱۷ هزار نفر عنوان درباری و با تجملات فوق العاده، زندگی می کردند. حدود ۱۶ هزار نفر از ایشان، خدمات شخصی شاه و خانواده اش را به عهده داشتند. به جز شاه و ملکه و فرزندان شان، برادران و خواهران، عمه ها، خاله ها، پسرعموها و دختر عموهای شاه نیز از این خدمات برخوردار می شدند. عده کثیری نیز در دربار وجود داشتند که شغل ثابتی نداشتند و از دربار انعام و مستمری می گرفتند یا منتظر دریافت مشاغل دیوانی بودند. تجمل فوق العاده دربار، نتیجه ای جز خالی شدن خزانه و فقر دربر نداشت.ـ مالیات های سنگین : رعایا و مزرعه داران تنگ دست می بایست مالیات های سنگینی پرداخت می کردند و کارگرانی که در شهر ها زندگی می کردند نیز همانند آنان در فقر و فلاکت می زیستند. اشراف زادگان و کشیشان، مالیات اندکی پرداخت کرده و اغلب، یا کار نمی کردند و یا بسیار کم کار می کردند. در سال ۱۷۸۸ افزایش قیمت مواد غذایی بر اثر برداشت اندک محصولات کشاورزی، بسیاری از مردم را ناتوان از پرداخت مالیاتشان نموده بود.دلایل اجتماعی و سیاسی :ـ خشم بر حکومت استبداد سلطنتی.ـ خشم طبقه حرفه ای و بازرگان بر امتیازات و تسلط اشرافان در زندگی روزمره، در حالی که با زندگی هم طبقات خود در بریتانیای کبیر و هلند آشنا بودند.ـ خشم کشاورزان، حقوق گیران و طبقه متوسط بر امتیازات ارباب وار و سنتی اشرافان.ـ خشم بر امتیازات روحانیون و آرزوی آزادی ادیان مختلف.ـ آرزوی آزادی و ایجاد جمهوریت.ـ خشم مردم بر شاه به دلیل اخراج جاکس نکلر و ترگت، مشاوران اقتصادی که عموماً به عنوان نمایندگان مردم دیده می شدند.دلایل نظامی :به موازات حوادثی که در قرن هجدهم اتفاق می افتاد، بیشتر و بیشتر واضح می شد که پادشاهی فرانسه بر اثر شکست های پی در پی قادر نخواهد بود که موقعیت جهانی خود را حفظ کند. پیروزی هایی در جنگ برای حفظ غرور فرانسه در صحنه بین المللی، علاوه بر حفظ تجارت دریایی خود، امری ضروری بود. ولی تحقق این امر در شرایط آن زمان ورای امکانات و قدرت فرانسه بود. درگیری فرانسه در دریا و زمین و در دو جنگ مهم، منافع و ذخایر کشور را در حد اعلاء تحت فشار و کمبود قرار داد و تجارت مستعمرات حیاتی فرانسه توسط نیروی دریایی انگلیس مختل شده بود. در نتیجه ارتش فرانسه در زمان بحران قبل از انقلاب، نه تنها در اثر جنگ ها و شکست های پی در پی کاملاً ضعیف و مختل شده بود بلکه، با توجه به وابستگی طبقاتی آن ها که با تغییر و تحول موافق و متمایل بودند، حمایت خود را از پادشاه فرانسه سلب کرده بود.رهبری :به طور کلی رهبران انقلاب بورژوازی فرانسه، که تنها در جست و جوی برابری بیشتر برای طبقات متوسط جامعه بودند، از پایگاهی اجتماعی برخوردار بودند که به پایگاه اجتماعی پیروانشان نزدیک تر است. رهبران انقلاب فرانسه صرفاً با قدرت انحصاری، به طبقه ممتاز حمله می کردند. کرین برینتون به این نتیجه رسیده است که رهبران انقلاب فرانسه از جمله مارا بابوف از طبقه متوسط برخاسته بودند و اساساً از همان پایگاه اجتماعی که آن ها را حمایت می کردند، بعضی از اعضای طبقه اشرافی فرانسه، که به انقلاب ملحق شدند از جمله : دارورلئان، میرابو و لافایت استثناء بودند. در انقلاب فرانسه کادر رهبری شناخته شده و منسجم با برنامه ریزی منظم، که رهبری مردم را بر عهده داشته باشد وجود نداشت، بلکه حوادث و بحران های دوران انقلاب، موجبات حرکت مردم را در جهت واژگونی نظام فراهم کرده بود و رهبران در حقیقت در بسیاری از موارد دنباله رو بودند و تسلیم حوادث و اتفاقات می شدند. همان طور که کرین برینتون می گوید : «رهبران انقلاب فرانسه احتمالاً چند درجه ای روی مسیر حوادث تأثیر گذارده اند» شاید بتوان گاربیل میرابو را اولین رهبر انقلاب فرانسه نامید. این اشراف زاده فرانسوی در اعتراض به پادشاه وقت در مجلس تحصن کرد. جمهوری خواهان به رهبری لافایت و مشروطه خواهان به رهبری دوک اور لئان، برادر زاده شاه، کسانی بودند که حوادث اصلی انقلاب را پیش از ۱۷۸۹ رقم زدند.طبقه متوسط پس از ۱۷۸۹ تا قتل لویی در تحولات، نقش مؤثر داشتند. اغلب رهبران فرانسه در درگیری های منجر به قتل لویی و پس از آن به دست یکدیگر به قتل رسیدند. سرانجام در سال ۱۷۹۹ ناپلئون بناپارت، قدرت را ازآن خود کرد و با سرکوب رقیبان بر اریکه قدرت نشست.نقش عوامل خارجی در انقلاب فرانسهنویسندگان زیادی بر این باورند که اثرات انقلاب امریکا (۱۷۷۶) بر وقوع انقلاب فرانسه گسترده بوده است. اروپایی ها و از جمله فرانسویان، از راه های مختلف، مانند مطبوعات، بحث های محافل ماسونی، تبلیغات امریکایی ها مثل فرانکلین؛ وزیرمختار امریکا در فرانسه و جفرسون و هزاران نفر دیگر و گزارش های سربازان اعزامی به هنگام بازگشت از امریکا، با انقلاب فوق آشنا شدند. به نظر می رسد انقلاب امریکا بیشتر در زمینه گسترش روحیه انقلابی در فرانسه نقش داشته است. وقایع این دوران خصوصاً انقلاب امریکا، مردم فرانسه را به تفکر در مورد شیوه اداره کشور خودشان واداشت. بسیاری از مردم، خواستار آزادی بیشتر از حکومت مطلقه پادشاه بودند.درباره نقش سایر عوامل خارجی در انقلاب فرانسه نیز مطالب زیادی نوشته شده و به خصوص به نقش انگلیس ها اشاره شده است. انگلیسی ها از گذشته با فرانسوی ها رقابت می کردند و شرکت فرانسه در جنگ استقلال امریکا این امر را تقویت کرده است.حمایت قدرت های بزرگ از حکومت پیشین :در زمان وقوع انقلاب فرانسه رقابت شدید سیاسی، اقتصادی و نظامی بین قطب های قدرت اروپایی در جریان بود، از این روی انگلیس،از بحران داخلی فرانسه که منجر به تضعیف قدرت سیاسی آن می شد، خشنود بود.روسیه نیز در کنار اتریش، سرگرم تجزیه لهستان بود و تضعیف لویی شانزدهم را در راستای منافع خود می دید. بنابراین نه تنها کسی از پادشاه فرانسه در برابر انقلاب پشتیبانی نکرد، بلکه همسایگان تا حدودی زمینه فعالیت انقلابیون را فراهم آوردند.ایدوئولوژی :محور اصلی انقلاب فرانسه را می توان اعتراض به حاکمیت مطلق پادشاهان ظالم مورد حمایت کلیسا دانست. گسترش اندیشه های لیبرالیستی دکارت مبنی بر آزادی خواهی و مبارزه با هر گونه محدودیت برای مردم، باعث شد که لیبرالیسم به ایدئولوژی اصلی انقلاب فرانسه تبدیل شود. البته مردم عادی ارتباط و آشنایی چندانی با این عقاید نداشتند.پس از انقلاب فرانسه این اندیشه ها بنای مدرنیته را در اروپا بنیان نهاد که دین را از عرصه اداره امور جامعه کنار نهاد.تغییر نیروها در انقلاب فرانسهـ مسئله میانه رو ها ( ژیروندن ها) : کرین برینتون معتقد است در انقلاب فرانسه ابتدا میانه روها ماشین قدرت را در دست گرفتند. میانه روها در میان جبهه مخالف دولت پیشین، ثروتمند تر و شناخته شده تر و بلندپایه تر بودند و تنها از ایشان انتظار می رفت که دولت را از دست رژیم پیشین بگیرند. میانه روها پس از به قدرت رسیدن هماهنگی و انضباط حزبی کم تری از آن چه در زمان قرار گرفتن در جبهه مخالف از آنان انتظار می رفت، از خود نشان دادند. آن ها با وظیفه دشوار اصلاح نهادهای موجود و با ایجاد یک نهاد نوین رو به رو شده بودند و در عین حال می بایست از کارهای عادی حکومت کردن نیز غافل نباشند. اینان هم چنین با دشمنان مصلح رو به رو شدند و به زودی خود را در یک جنگ خارجی یا داخلی، یا هر دوی آن ها، درگیر یافتند. آن ها گروه نیرومند و نافرمانی از ریشه گرایان و تندرو ها را در برابر خویش یافتند که پیوسته می گفتند : «میانه روها می کوشند تا انقلاب را متوقف سازند و به سازش کشانند» و سرانجام میانه روها شکست خوردند و پس از شکست به تبعید رفتند، به زندان افتادند و یا با چوبه دار و گیوتین رو به رو شدند.تندروها به جای آن ها قدرت را در دست گرفتند. میانه روها در فرانسه در ایجاد قانون اساسی و آغاز کردن رژیم نوین موفق شده بودند، اما جنگ میان فرانسه و قدرت های اروپای مرکزی، یعنی روسیه و اتریش آغاز گشت و فرانسه مورد هجوم قرار گرفت و پاریس تهدید شد. در میان این آشوب سیاسی عمومی، ریشه گرایان فعال و به خوبی سازمان یافته، با حمله معروفی که در دهم اوت سال ۱۷۹۲ به کاخ تویلری در پاریس کردند، سلطنت را برانداختند.به قدرت رسیدن تندروها (ژاکوبن ها) و سرانجام انقلاب فرانسهنبرد میان میانه رو ها و تندروها که تقریباً از سرنگونی شگفت انگیز رژیم پیشین آغاز می شود، با یک رشته رویدادهای هیجان انگیز مشخص می گردد : جنگ های خیابانی، تصرف دارایی های دیگران به زور، بحث های داغ تقریبا همه گیر، سرکوب های تدارک دیده شده و رشته پیوسته ای از تبلیغات شورش انگیز. تندروها انحصار خویش را بر سازمان هایی که معمولاً از طریق یک رشته درگیری انجام می گیرد، به دست آورند. انضباط،یگانه اندیشی و تمرکز اقتدار که نشانه فرمانروایی تند روهای پیروز است، نخست در گروه های انقلابی حکومت غیر قانونی شکل گرفتند. کم شمار بودن تنـدروها یکی از سرچشمه های نیروی آنان است. آن ها پیروزی بر میانه روها را از راه شرکت توده ها به دست نیاوردند، بلکه همه این پیروزی ها به وسیله یک هیأت کوچک، منضبط، اصولی و متعصب فراهم شدند. سرانجام باید گفت که تندروها با چنان سرسپردگی و یگانگی از رهبران شان پیروی می کنند که هرگز در میانه روها نمی توان یافت.پس از پیروزیِ تندروها، میانه روها از مجلس کنوانسیون اخراج شدند. هنگامی که کنوانسیون تحت سلطه تندروها قرار گرفت، دو کمیته انتخاب گردید. “کمیته نجات ملی” و “کمیته امنیت عمومی”.به این کمیته ها قدرتی نامحدود اعطاء گردید، یه خصوص کمیته نجات ملی سریعاً به قدرتی مخوف تبدیل گشت. این کمیته، مجلس را بازیچه دست خود قرار داده بود تا از طریق آن قوانین ظالمانه خویش را به تصویب رساند. کنوانسیون ۱۷۹۳ قانون مبهمی به نام “قانون مظنونات” را به تصویب رساند که طبق آن هرکس که مورد سوءظن قرار می گرفت، تحت تعقیب واقع می شد، در حقیقت هیچ کس مصون از این قاعده نبود، زیرا با پذیرش اصل امکان، همه می توانستند مورد سوءظن حاکمیت باشند. بعدها این دوره زمانی، دوره ترور یا عصر وحشت نام گرفت.در عصر وحشت بیست و دو تن از میانه رو های انقلابی در دادگاه های انقلاب، محاکمه و اعدام شدند و بسیاری از دیگر افراد انقلابی نیز، یکی پس از دیگری، به تیغه گیوتین سپرده شدند. از جمله آنان باید به “آنان دانتون”؛ رهبر انقلابی و قهرمان دفاع از حقوق طبقات فقیر اشاره نمود. از دیگر محکومین “لاوازیۀ” شیمی دان بود. مجموعه قربانیان کمیته نجات ملی، در حدود چهل هزار نفر برآورد شده است که یقیناً برای انقلابی نوپا که خود را مبادی فرهنگ آزاداندیشی می دانست، این کشتار نقطه ای تاریک در تاریخ اش به شمار می رود. پس از پیروزی انقلاب، تغییراتی اساسی به خصوص در دو عرصه مذهبی و فرهنگی رخ داد. بر پایه شعارهای انقلابیونِ فرانسه «آزادی، برابری و مساوات»، اعطای امتیازات ویژه به کلیسا و روحانیونِ کاتولیک قابل توجیه و تفسیر نبود. از نقطه نظر سیاسی نیز واکنش بسیار تند واتیکان و هم چنین سایر دولت های اروپـایی که خود را مذهبی قلمداد می کردند نسبت به انقلاب فرانسه، به جدایی هرچه بیشتر این کشور با نظام های سنتی سیاسی و مذهبی اروپا انجامید. این امر بر چگونگی نگرش قانون گذاران جدید فرانسه با مفاهیمی چون مذهب و نقش کلیسا در جامعه، تأثیر قابل توجهی برجای گذاشت. انقلابیون فرانسه با تأکید بر ضرورت آزادی شهروندان و مقابله با حرکت های استبدادی و در نفی سلطه کلیسای کاتولیک بر کشور، در ماده دهم اعلامیه معروف ۲۶ اوت سال ۱۷۸۹م خود تأکید کردند : «هیچ شخصی از این پس به دلیل بیان نقطه نظرات خود از جمله اعتقادات مذهبی نمی تواند مورد مؤاخذه قرار گیرد». در عمل نیز آزادی های مذهبی از سوی حاکمان جدید فرانسه مورد تأکید قرار گرفت و در قوانین سال های ۱۷۹۰ و ۱۷۹۱م به تدریج موقعیت شهروندی و حقوق برابر یهودیان مهاجر به رسمیت شناخته شد، این درحالی بود که بنابر قانون مصوب سال ۱۷۸۹م مجلس انقلابی پروتستان های فرانسوی، حقوق کامل شهروندی خود را هم سان با اکثریت کاتولیک های کشور تحصیل کرده بودند.در آغاز پیروزی انقلاب فرانسه، حاکمان جدید تمامی امتیازات و حقوق ویژه روحانیون را به حال تعلیق درآوردند و حتی در پاره ای از موارد اقدام به مصادره اموال کلیسا و کشیش های متنفذ کردند. در این دوره، علاوه

نظرات() 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :